دیدبان

دیدبانِ آزار زنان ایرانی

دیدبانِ آزار زنان ایرانی

دیدبان؛ پروژه‌ای بحران‌زا در پوشش عنوان فریبنده‌ای موسوم به دیدبان آزار در کشور اجرایی شده است. این وبگاه مشارکتی در حال ثبت و نمادین‌سازی برخورد جنسی در جامعه بوده و بستری را برای تغییر پارادایم امری جنسی در اجتماع ایرانی فراهم آورده است. به نظر می‌رسد برای نقد و بررسی جامع این پروژه ابتدا، لازم است فعالیت‌های پیشین موسس آن یعنی «غنچه قوامی» بازخوانی شود و سپس در گام‌های بعدی به بررسی عمیق‌تر «دیدبان آزار» بپردازیم.

خانواده قوامی

غنچه اعظم قوامی فرزند دکتر هوشنگ اعظم قوامی و سوسن مشتاقیان سال 1989(1367 شمسی) در لندن متولد شد. دکتر هوشنگ اعظم قوامی با شماره نظام پزشکی 15487، متخصص کلیه و مجاری ادراری، در دهه 60 فعالیت‌های دانشگاهی و پزشکی خود را در دانشگاه جندی شاپور و بیمارستان گلستان اهواز گذراند. دکتر قوامی همواره شرکت فعالی در کنفرانس‌ها و آکادمی‌های تخصصی خارج از کشور داشته و مدعی است در سال 66 برای اولین بار در ایران اقدام به پیوند موفقیت‌آمیز کلیه از جسد به بیمار نموده است [1]. غنچه صراحتا پدرش را شخصی ضد دین معرفی می‌کند که همیشه در تنگناها با استدلال‌های خاص خودش سعی در نجات دخترش داشته است.

دانشگاه جندی شاپور

دانشگاه جندی شاپور یکی از دانشگاه‌هایی بود که با حمایت‌های دانشگاه توبینگن آلمان و نیز کمک مستقیم ایالات متحده آمریکا -به ویژه بنیاد خاور نزدیک- در دهه 30 تاسیس شد [2].

محمدرضا پهلوی در مجموع 5 بار (در سال های 38،45،49،50،55) از این دانشگاه دیدن نمود. همچنین اشرف پهلوی در سال 47 به عنوان ریاست عالیه هیات امنای این دانشگاه منصوب شد و عباس جامعی را برای  تصدی کرسی ریاست دانشگاه برگزید. لازم به ذکر است در تصمیمی قابل تامل در سال 57 بخش مهمی از مسئولیت اداره پایگاه سوق الجیشی دریایی خرمشهر (منطقه یکم نیروی دریایی) به این دانشگاه و اساتید دپارتمان اقیانوس شناسی واگذار شد. همچنین در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ظهور گروهک‌های چپ مارکسیستی و نیز تشکل‌های شبه اسلامی همچون منصورون و موحدین، عزم ساواک را برای نفوذ در جنبش‌های دانشجویی برخاسته از  این مرکز علمی بیش از پیش جزم کرد.

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز دانشگاه جندی شاپور اهواز مقصد بسیاری از اساتید برجسته کشور بوده است. برای مثال می‌بایست خاطر نشان کرد دکتر عبدالکریم بهنیا (پدر علم قنات ایران)، دکتر کاووس سیدامامی [3]، دکتر ابوالقاسم متین، دکتر حیات ممبینی، امیدعلی شهنی و نصرالله امامی نیز در دهه 60 مدرس این دانشگاه بوده‌اند.

گفتنی است در سال 97 به مناسبت سالگرد انقلاب فرهنگی، تلویزیون برانداز برابری در مصاحبه با یکی از تروریست‌های تجزیه طلب عرب (کوثر آل علی، ورودی 54 دانشگاه جندی شاپور) ضمن تکرار ادعای‌های بی‌اساس خود، موقعیت ویژه براندازانه و خرابکارانه برخی کانون های متشکل از اساتید و دانشجویان جندی شاپور را در دهه 60 را بازگو کرده است.

خاندان قوامی

 قوامی‌ها خانواده گمنامی نیستند. تبار خانواده‌های اصیل آنها به ابراهیم خان کلانتر و حاجی هاشم جدیدالاسلام بر می‌گردد. حاجی هاشم، کدخداباشی محلات حیدریه خانه شیراز بود و شش پسر و چند دختر داشت. لفظ اعظم در نام خانوادگی مذکور اشاره به دورانی دارد که ابراهیم خان کلانتر اولین صدراعظم قاجار بود.

 حاج حبیب لوی مورخ  رسمی یهودیان تاکید می کند: 

"حاجی ابراهیم فرزند حاجی هاشم یا آشر یهودی، و پدر یا جدش به دین اسلام گرویده بود" [4].

تاریخ گیتی گشا نیز روایت جالبی از ایام زوال سلسله زندیه دارد:

"عنان اختیار مملکتی که پایتخت دولت و مقر جلالت به اندک غفلتی به دست حرامزاده لولی‌حسب یهودی‌نسبی می‌دهند که با ولی‌نعمت خود این گونه رفتار نماید… حاجی ابراهیم شیرازی ولد حاجی هاشم یهودی‌الاصل جدیدالاسلام که در عهد دولت خاقان گیتی‌ستان، وکیل، در میان امثال و اقران ذلیل و مشغول پاکاری محله‌ای از محلات حیدری‌خانه شیراز و در ایام تسلط نواب غفران‌مآب بیگلربیگی نظر به صدور بعضی خدمات جزوی کدخدایی کل حیدری‌خانه به او تفویض یافته… آن یهودی‌زاده نمک‌ به حرام… دست تصرف آن شهریار رستم حریف را از دامان قلعه شیراز کوتاه، و شیرازه دولت چهل ساله زند را پریشان و تباه ساخته، لوای خودرأیی در عرصه آن مملکت افراخته..." [5].

اتصال خاندان قوام با سرویس‌های امنیتی- اقتصادی که حول کمپانی هند شرقی شکل گرفتند تفوق چشمگیری را برای آنان در دو سده اخیر رقم زده است. شمار کثیری از مستوفیان، منشیان، کارپردازان دیوانی، سیاستمداران، وزیران و سرمایه‌داران برگرفته از این خاندان هستند. پرسش این است پس از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت  آنها  به چه شکلی تحول یافت؟ 

تحصیلات غنچه

غنچه قوامی تحصیلات خود را در مدارس سمپاد ایران گذراند و مدارج دانشگاهی را در رشته حقوق در  دانشگاه امنیتی-اطلاعاتی سوآز(SOAS) سپری کرد. تنها برادر او ایمان قوامی در دپارتمان نفرولوژی دانشگاه کلمبیا مشغول به کار است. ایمان بخشی از تحصیلات خود را در King's College London و نیز در Imperial College London گذرانده است.

دانشگاه سوآز

دانشگاه امنیتی-اطلاعاتی سوآز (SOAS) که با عنوان "مرکز عالی مطالعات شرقی- آفریقایی دانشگاه لندن" فعالیت می‌کند یکی از دروازه‌های ورود به MI6 به شمار می‌رود. تربیت نیروهایی برای اداره جهان سوم مطابق با منافع بریتانیا از مهم‌ترین اهداف این دانشگاه استعماری است.

خاصتا باید گفت متخصصانFPED  [6] در کنار دپارتمان حقوق و مرکز مطالعات جنسیتی مسئولیت راهبری پروژه‌های سوآز را برای هدایت اکتویست‌های مدنی و فمینست‌ها به عهده دارند. هم افزایی این دانشگاه با موسساتی نظیر بنیاد هلندی هیفوس (Hivos)امکانات وسیعی را برای کنشگری و مداخله جویی در حوزه زنان فراهم نموده است. برای مثال در سطح خرد می‌بایست به سخنرانی شادی صدر بنیانگذار موسسه راهی (یکی از موسساتی که تحت حمایت مستقیم هیفوس قرار دارد) در خرداد 87 در دانشگاه سوآز اشاره نمود. شادی صدر، حامی همجنس بازان، در سال 87 ناخواسته بیان می‌کند، مطالبات حقوق بشری و فعالیت‌های مدنی در ایران در اصل پوششی برای پی جویی اهداف سیاسی و امنیتی در ایران است [7]. دو سال بعد در سال 1389 وی و معصومه طرفه (پژوهشگر دانشگاه سوآز) در کنفرانسی در شهر پراگ شرکت می‌کنند. جالب آنکه  معصومه طرفه در گفته‌های خود به بخش‌هایی از سخنرانی شادی صدر (خرداد 87، دانشگاه سوآز) یعنی همان نقش اینترنت در بسیج عمومی استناد می‌کند [8]. همچنین مطابق آنچه که در سایت دانشگاه سوآز درج شده شادی صدر در سال 2011 نیز به کنفرانسی در این دانشگاه دعوت شده است [9]. علاوه بر موسسه راهی باید به همکاری‌های بنیاد ولوم [10] (تحت حمایت مستقیم بنیاد هلندی هیفوس) - به ویژه هما هودفر- با سوآز اشاره کرد. موارد مذکور صرفا نمونه‌هایی در سطح خرد از اقدامات نرم و براندازانه دانشگاه سوآز بودند. نکته حائز اهمیت آن است که کیس‌های گوناگون و قرائن آشکار و نهان نشان می‌دهد فعال‌سازی باندهای اسماً حقوق بشری اما رسماً برانداز غربی تصادفاً از زمان مسئولیت شهیندخت مولاوردی بر معاونت زنان و خانواده رئیس جمهور افزایش قابل توجهی داشت.

علاقه و روابط عاطفی

نسل سوم فمینست‌های ایرانی پسا انقلاب، دوتابعیتی و علاقه‌مند به دو نشریه دانشجویی فمنیستی زنبق و فروغ؛ دختری که از جنس موهای خود بهانه‌ای برای کشف حجاب می‌تراشد. درست یا غلط آنچه که موجب تعجب و پرسش همفکران قوامی شده حجم وسیع و معنادار پوشش اقدامات کوچک اوست. درحالی که علی القاعده کفه ترازو باید به سمت اکتیویست‌های قدیمی‌تر سنگینی کند.  

 

 

 

درست یا غلط آنچه که در فضای مجازی برجسته شده رابطه غنچه قوامی با علی علیزاده در سال‌های فتنه 88 است؛ دقیقا زمانی که هر دوی آنها حامی جنبش سبز بودند.

غنچه قوامی را نباید همسان با پایبندی های عرفی و نجیبانه بانوان ایرانی دانست. فعالیت‌های مجازی وی نشان می‌دهد علاقه خاصی (کراش) به ضیا نبوی (فعال اصلاح‌طلب) دارد و با دانشجویان پسر دانشگاه شریف نیز رابطه دوستانه داشته است. برخی از کاربران مجازی نیز به ازدواج قوامی و سیاوش حاتم (عضو حزب اتحاد ملت) اشاره کرده‌اند.

 

ورود به ایران

غنچه در اسفند 92 وارد ایران شد. در 28 آبان 93 سوسن مشتاقیان در مصاحبه با رادیو فردا از آموزش به کودکان کار تا تصمیم دخترش در آن ایام  برای پیوستن به دفتر کاری تحت مدیریت الیاس حضرتی -نماینده اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی- خبر داده بود [11].

اما یک ماجرا در واپسین روزهای بهار 93 فصل نوینی در زندگی قوامی گشود. بازی والیبال ایران- ایتالیا تبدیل به یک چالش سیاسی شده بود. در حالی که قرار بود به نحو کم هزینه و مدیریت شده ای با حضور بانوان در ورزشگاه این مساله به صورت عادی و بدون جنجال حل و فصل شود، با تحرکات جریان غربگرای داخلی از یکسو و از سوی دیگر تند و پر هزینه کردن فضا به وسیله برخی عناصر جریان انصار حزب الله، فضای نرمالایز عملا رادیکالیزه شد. این فضا دقیقا همان چیزی بود که مطبوعات زنجیره‌ای اصلاحات و بلندگوهای معاند خارج نشین در کمین آن نشسته بودند. از قضا یکی از افرادی که نامش به بازی جنجالی ایران_ایتالیا گره خورده غنچه قوامی است.

غنچه قوامی ادعا می کند دستگیری وی به علت شرکت در بازی والیبال بوده اما در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۳، محمود علیزاده طباطبایی، وکیل پیشین غنچه قوامی در مصاحبه با ایلنا گفت: "قوامی پس از تماشای بازی والیبال در مقابل استادیوم بازداشت شده اما اتهام او ربطی به بازی والیبال ندارد."

درست یا غلط علت دستگیری هر چه بود به باور برخی فعالان رسانه‌ای نقطه عطفی در حیات سیاسی - رسانه ای قوامی و علیزاده محسوب می شود.

بیش از چهار سال از آن رخداد می‌گذرد اما یک پرسش به صورت معماگونه ای اذهان کنجکاو را درگیر نموده است: اکتیویست لندنی دقیقا از چه زمانی دم به تله داد؟ دستگیری 31 خرداد؟ یا  دستگیری 18 خرداد؟ و یا شاید قبلتر از آن؟...

ادامه دارد... 

 

[1]https://dr-ghavami.com/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%87

[2] پایان نامه: نقش جنبش دانشجویی دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور) در شکل گیری و گسترش انقلاب اسلامی در خوزستان، میثم صاحب، دانشگاه شهید چمران اهواز

[3] برای مطالعه بیشتر بنگرید به این گزارش:

 http://didban.ir/fa/news-details/43805/بازخوانی-پرونده-یک-حرفه‌ای/

[4] http://jscenter.ir/other-topics/jewish-families/3088

[5] http://jscenter.ir/other-topics/jewish-families/3088

[6] Feminist Political Economy and Development

[7] فایل پرزنت شادی صدر در دانشگاه سوآز (خرداد 87) با تاکید بر نقش اینترنت در بسیج، شبکه سازی و سازماندهی  عمومی  را می توانید از اینجا دانلود کنید

[8] https://shadisadr.wordpress.com/tag/رسانه-های-اینترنتی/

[9] https://www.soas.ac.uk/genderstudies/seminar-series/15dec2011-violence-against-female-political-prisoners-in-iran.html

[10] Wluml/ Women Living Under Muslim Laws

[11] https://www.radiofarda.com/a/f9-iran-ghoncheh-ghavami-lawyer-alizadeh-resigned/26698587.html

مرتبط‌ها

خروجی قرمز حمل سلاح آسان در ایران

خادمیاران رضوی: طلیعه‌ای نو از «آفتاب» فرهنگ شیعی

تحلیلهای رنگین برای عمامه خونین

سبکِ زندگی پرونده‌ساز!

تعداد بالای پرونده در قوه؛ آسیب اجتماعی یا اشکلات ساختاری؟

سیل هجمه‌های دشمن علیه اتحاد مردم و انقلاب