دیدبان
دستاورد جشنواره فجر چه بود؟

جریان شناسی تولیدات سینمای ایران در جشنواره فجر

جریان شناسی تولیدات سینمای ایران در جشنواره فجر
سید مهدی موسوی

اشاره:

در بحث جریان‌شناسی سینما همواره با دو مقوله «سیاست‌گذاران» و «سینماگران» روبرو هستیم. "مخاطبان و تماشاگران سینما" گرچه جزو اصلی چرخه صنعت سینمایی می باشند اما تأثیر آنها بر این صنعت، غیر مستقیم و بر اساس میزان فروش محاسبه می شود. لذا تأثیرگذاری مستقیم و عاملیت با دو مقوله فوق الذکر یعنی "سیاستگذاران و سینماگران" است. با مروری بر تاریخ 34 ساله‌ی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، می‌توانیم به راحتی تأثیر سیاست‌های کلان دولت‌ها در حوزه سینما را مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم.

گرایش فیلم‌سازان به موضوعی خاص در جامعه متأثر از پارامترهای بسیاری است که یکی از آنها سرمایه‌گذاری‌های دولتی و فیلم‌های سفارشی است. تجربه نشان داده است که محصول نهایی یک پروژه سینمایی لزوماً در چارچوب سیاست‌های سرمایه‌گذار نیست. به عنوان مثال می‌توانیم فیلم‌های توقیف‌شده‌ی برخی از مراکز دولتی از جمله حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداری و نیروی انتظامی را مثال بزنیم.

در نگاه جزیی تر می‌توانیم تأثیر سیاست‌های دست‌اندرکاران جشنواره بر سینما را نیز مثال بزنیم. این مسئله از آنجا قابل اثبات است که انتخاب‌های جشنواره فیلم فجر و عدم پذیرش فیلم‌هایی که با سیاست‌های جشنواره هم‌خوانی ندارد، تأثیر مستقیمی بر مطرح شدن یا طرد شدن فیلم‌ها در نگاه عمومی جامعه داشته است. همین اعتراض سینماگرانی که فیلم آنها به جشنواره راه نیافته است، یا در بخش مسابقه مورد بی‌مهری هیات داوران قرار گرفته است، نشانی از اهمیت برگزاری جشنواره دارد.

در این یادداشت کوتاه سعی داریم با مروری بر فیلم‌های سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، این جشنواره را مورد نقد و بررسی قرار دهیم. بدیهی است تحلیل پیش رو به هیچ عنوان نمی‌تواند به عنوان بررسی عملکرد یک ساله‌ی سینمای ایران تلقی شود. زیرا همان‌طور که پیش‌تر به آن اشاره کردم، مسئولین هر جشنواره‌ای تلاش می‌کنند حتی‌الامکان از اکران فیلم‌های مسئله‌دار و ایجاد جو رسانه‌ای منفی بعد از آن جلوگیری کنند.

دیدبان با مشاهده‌ی تمام فیلم‌های بخش «نگاه نو»، «سودای سیمرغ» و «خارج از مسابقه» سعی دارد تا نگاه «سیاست‌گذاران» و «سینماگران» این دوره جشنواره را تحلیل و بررسی نماید.


ژانرواره‌های جشنواره سی و یکم در بخش نگاه نو و سودای سیمرغ

از آنجا که یک فیلم لزوماً محدود به یک ژانر نیست، در تقسیم‌بندی زیر وجه غالب یک اثر مدنظر قرار گرفته است. نکته‌ی دوم آن که از 37 فیلم ذیل، 18 فیلم را می‌توان در گروه «درام اجتماعی» جای داد. لذا برای تقسیم‌بندی مناسب‌تر زیرژانرهای درام اجتماعی ملاک کار ما قرار خواهد گرفت.


نمایی از فیلم سینمایی استرداد

اولین گونه قابل توجه در جشنواره امسال، «جنگ و پیامدهای جنگ» است. فیلم‌های با این موضوع: «برلین منفی 7» (مهاجرت به آلمان)، «بزرگ‌مرد کوچک» (داستان رشادت‌های یک شهید نوجوان در زمان اشغال خرمشهر)، «خاکستر و برف» (پیداشدن پلاک و جنازه یک مفقودالاثر)، «یک، دو، سه... پنج» (طالبان و جنگ افغانستان)، «خاک و مرجان» (جنگ‌های داخلی افغانستان و اشغال بیگانگان)، زیباتر از زندگی (رشادت‌های شهید علم‌الهدی)، «گام‌های شیدایی» (حضور نظامیان آمریکایی در عراق) و «فرزند چهارم» (زندگی مشقت‌بار مردم سومالی).

دومین گونه، درام اجتماعی است:

· درام خانوادگی: «اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند» (زندگی روزانه یک زن خانه‌دار)، «خسته نباشید» (اختلافات یک زن و شوهر توریست و آشتی کردن آنها در آخر داستان)، «دهلیز» (تلاش زن برای جلوگیری از اعدام شوهرش و تأثیرات دوری شوهر از متن زندگی)، «حوض نقاشی» (مشکلات زندگی یک زوج معلول با فرزندشان)، «کلاس هنرپیشگی» (دعواهای خانوادگی) و «آسمان زرد کم‌عمق» (اختلافات زنی که مشکلات روانی دارد با شوهرش).

· معضلات زنان و دختران: دربند (خانه‌ی دانشجویی و دوری از خوابگاه) و «هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند» (مسئله تجاوز و قتل).

· آسیب‌های اجتماعی: «روز روشن» (تلاش برای نجات یک نفر از اعدام)، «من عاشق سپیده صبحم» (شبکه‌های اجتماعی، عشق‌های خیالی و ازدواج)، «تاج محل» (دزدی، بازنشستگی و خانواده)، «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» (شیطان‌پرستی و عرفان‌های کاذب)، «جیب‌بر خیابان جنوبی» (دزدی و داستان عاشقانه)، «قاعده تصادف» (مشکلات یک گروه تئاتر جوان با جامعه و خانواده) و «هیچ کجا، هیچ کس» (دزدی و آدم‌ربایی)

· دینی: سر به مهر (نماز و خجالت از اطرافیان برای انجام مسائل شرعی)، «آفتاب، مهتاب، زمین» (مشکلات زندگی یک روحانی در روستا) و «رسوایی» (زندگی یک روحانی در شهر و حفظ آبروی انسان‌ها)

سومین گروه، کودک و نوجوان است: «او خوب سنگ می‌زند» (مشکلات زندگی یک نوجوان پس از مرگ پدرش)، «تابستان طولانی» (مشکلات زندگی یک نوجوان پس از رفتن پدرش به جبهه) و «تنهای تنهای تنها» (انرژی هسته‌ای در ژانر کودک)

گروه چهارم درام تاریخی با فیلم‌های «استرداد» (مسئله غرامت جنگی ایران در جنگ جهانی) «عقاب صحرا» (بخشی از روایت زندگی مسلمانان قبل از فتح مکه) می‌باشد.

دسته‌ی پنجم که هنوز تعریف مشخصی در بین سینماگران ندارد! مربوط به فیلم‌های معناگراست. در این گروه نیز می‌توان «ترنج» (زندگی یک مینیاتوریست) و «گهواره‌ای برای مادر» (زندگی و مشکلات یک طلبه زن) را مثال زد.

انیمیشن‌ها را معمولاً در یک گونه مجزا طبقه‌بندی می‌کنند لذا «افسانه سرزمین گوهران» (داستان تخیلی که در زمان‌های قدیم اتفاق افتاده است) و «9:20 در بوشهر» (انرژی هسته‌ای) در این گروه هستند.

تنها فیلم‌های باقیمانده، «گناهکاران» و «چه خوبه که برگشتی» است که اولی پلیسی ـ جنایی و دومی کمدی می‌باشد.

جریان‌شناسی محتوای فیلم‌ها:

برای بررسی محتوای فیلم‌های این دوره‌ی جشنواره از عناصری چون امید، نشاط، پایان خوش، سردی و خشونت دنیا، نگاه ابزورد و... استفاده می‌کنیم.

منظور ما از پایان خوش یا پایان بد، خوب بودن یا بد بودن اثر از منظر هنری و سینمایی نیست بلکه مضمون و پیام فیلم در کنار بازی بازیگران و دیالوگ‌ها، یک اثر را دارای روح امید و نشاط و یا سردی و بی‌روحی می‌کند.

با وجود آنکه بسیاری از فیلم‌های این دوره به مسائلی چون مشکلات خانوادگی، معضلات اجتماعی، جنگ و... نیز پرداخته بودند اما نتیجه‌گیری نهایی و پیامی که به مخاطب فیلم القا می‌شد، مثبت و قابل تأمل بود. 37 فیلم بخش نگاه نو و سودای سیمرغ را به دو گروه تقسیم می‌کنیم.

الف) امید، نشاط، پایان خوش

همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره کردم، سیاست‌های کلان دولت تا حدودی بر محتوای فیلم‌های سینمایی موثر است. جشنواره امسال نوید یک سینمای دغدغه‌مند و امیدوار به زندگی را می‌دهد. به غیر از 21 فیلمی که در ادامه اسامی آنها را می‌آوریم، بقیه‌ی فیلم‌ها با آنکه رگه‌هایی از روح امید نیز در آنها دیده می‌شود اما حس سردی و خشونت انسانی بر دیگر موضوعات غلبه دارد.

«اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند»، «افسانه سرزمین گوهران»، «او خوب سنگ می‌زند»، «بزرگ مرد کوچک»، «تابستان طولانی»، «خسته نباشید»، «دهلیز»، «تنهای تنهای تنها»، «روز روشن»، «سر به مهر»، «من عاشق سپیده صبحم»، «9:20 در بوشهر»، «آفتاب، مهتاب، زمین»، «چه خوبه که برگشتی»، «حوض نقاشی»، «خاک و مرجان»، «رسوایی»، «زیباتر از زندگی»، «گهواره‌ای برای مادر»، «عقاب صحرا» و «ترنج»، 21 فیلم این گروه هستند.

موضوع این فیلم‌ها با آنکه بسیار متنوع است و از مسائل خانوادگی تا جنگ و پیامدهای جنگ را شامل می‌شود اما حس امید در کنار درام اجتماعی، بر نکات مثبت این آثار افزوده است.

ب) سردی و خشونت انسانی (همراه با نگاه ابزورد در برخی از فیلم‌ها)



نمایی از فیلم سینمایی برلین منفی 7

«برلین منفی 7»، «خاکستر و برف»، «یک، دو، سه... پنج»، «تاج محل»، «استرداد»، «بشارت به یک شهروند هزاره سوم»، «جیب‌بر خیابان جنوبی»، «دربند»، «گام‌های شیدایی»، «قاعده تصادف»، «کلاس هنرپیشگی»، «گناهکاران»، «هیچ جا، هیچ کس»، «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند»، «آسمان زرد کم‌عمق» و «فرزند چهارم».

شاید به 21 فیلم بخش قبلی اعتراضی صورت نگیرد اما در این دسته‌ی دوم فیلم‌هایی وجود دارند که قطعاً مورد قبول بعضی‌ها قرار نخواهد گرفت؛ از جمله فیلم «تاج محل». «تاج محل» با آنکه نکات مثبتی در داستان و محتوای فیلم دارد، سردی و بی‌روحی بازی‌ها، فقر مردم، به کما رفتن دزد و بی‌پناهی برادران کوچکش و... بر حس امید و نشاط آن غلبه دارد. یا حتی «کلاس هنرپیشگی» که جایزه ویژه هیات داوران را هم گرفت از این قاعده مستثنی نیست.

جایزه، مظلومیت چهره‌های ناشناخته و نگاه روشنفکرانه!

معرفی برندگان بخش مسابقه جشنواره به همان اندازه حاشیه‌برانگیز است که اعلام اسامی فیلم‌های بخش سودای سیمرغ و نگاه نو حاشیه‌هایی را برای دبیر جشنواره ایجاد کرده بود. هر چند داوران جشنواره در برخی از موارد در معرفی نفرات برتر جانب عدالت را رعایت کرده بودند اما برخی از انتخاب‌ها مثل بهترین فیلم‌نامه برای «قاعده تصادف» یا نامزدی «استرداد» با سرمایه‌گذاری بنیاد سینمایی فارابی در 14 گروه کمی دور از انصاف است. حتی بیانیه نهایی که مستقیماً انتقاداتی را نسبت به حوزه هنری داشت نیز یکی از دلایل بی‌توجهی به آثار خوبی چون «حوض نقاشی» و «خسته نباشید» بوده است.

در این میان فیلم «تنهای تنهای تنها» نیز مورد کم‌توجهی اهالی رسانه و داوران قرار گرفت. به طوری که در اکران برج میلاد عده‌ای به خاطر بی حاشیه بودن و معروف نبودن فیلم و کارگردانش برای دیدن فیلم در سالن حاضر نشدند.

آینده‌ی درخشان سینمای ایران

جشنواره سی و یکم فیلم فجر با تمام حواشی خود به پایان رسید و باید منتظر اکران عمومی فیلم‌ها و فروش آنها باشیم. قبل از جشنواره، مسئولین سینمایی تاکید بسیاری داشتند که امسال سال معرفی کارگردانان جدید به سینمای ایران است. امروز می‌توانیم به راحتی 12 فیلم از 16 فیلم بخش نگاه نو را در گروه «امید، نشاط، پایان خوش» قرار دهیم.

هر چند برخی از آثار بخش نگاه نو که حاوی مضامین بسیار خوب و امیدوارکننده بودند، از نظر فنی و ساختار سینمایی مشکلاتی داشتند اما به عنوان کار اول این کارگردانان بسیار خوب و قابل تأمل بودند. چه آنکه برخی از کارگردانان بخش سودای سیمرغ ثابت کردند که در دوران فیلم‌سازی خود دچار تکرار، تقلید از آثار خارجی و افت چشم‌گیر در روند فیلم‌سازی خودشان شده‌اند.

نکته‌ی بسیار چالش‌برانگیز آن است که بدانیم اگر ساخت همین فیلم‌های بخش نگاه نو را به برخی از کارگردانان باسابقه‌ی سینما می‌سپردیم، با اثری بسیار ناامیدکننده، سیاه‌نما و خارج از گفتمان انقلاب اسلامی مواجه می‌شدیم. همین مسائل و دغدغه‌ها به راحتی در نگاه فیلم‌های اول به چشم می‌خورد. به طور مثال در فیلم «او خوب سنگ می‌زند»، کنایه بازیگر زن روستایی به سرباز تهرانی در مورد سواد داشتنش، روح امید و نشاط در خانواده کپرنشین، دغدغه‌مند بودن رئیس پاسگاه و پلیسان محلی و... گوشه‌هایی از حس امیدواری و نشاط در نگاه نویسنده و کارگردان این فیلم‌ها است.

«سر به مهر» نیز که اولین ساخته‌ی بلند سینمایی هادی مقدم‌دوست است با انتخاب مضمونی دینی و خلق یک درام تأثیرگذار، نوید سینمایی در گفتمان انقلاب اسلامی را برای ایشان می‌دهد.

در بین آثار بخش سودای سیمرغ نیز اختلاف سلیقه‌های بسیاری وجود داشت. مثلاً عده‌ای «حوض نقاشی» مازیار میری را سیاه‌نمایی می‌دانستند اما نکته‌ی بسیار مهم در زندگی زوج معلول آن بود که در اوج فقر و تنگدستی و بیکار شدن مرد خانه (شهاب حسینی)، وی هیچ‌گاه از کار کردن و کسب روزی حلال مأیوس نشد. یا مثلاً فیلم «رسوایی» مسعود دهنمکی با آنکه اشکالات خاصی از نظر محتوایی و فنی داشت (مثل عشوه‌گری‌های بیش از حد الناز شاکردوست و یا شخصیت بسیار مثبت روحانی فیلم) اما چهارمین فیلم دهنمکی نشان داد که او آینده خوبی در کارنامه‌ی سینمایی خودش خواهد داشت.

جدا از این آثار خوب و مثبت در جشنواره امسال، عدم اقبال عمومی به برخی از فیلم‌ها مثل «آسمان زرد کم‌عمق»، «هیچ کجا، هیچ کس» و «چه خوبه که برگشتی» نشان داد که جریان روشنفکری نه تنها هنوز مخاطب خودش را نمی‌شناسد بلکه سعی دارد با تقلیدهای نادرست از برخی از آثار گذشته، همچنان بر مسئله‌ی «هنر برای هنر» تاکید کند منتهی آنچه که مبرهن است عدم فروش فیلم‌هایی است که به شعور مخاطب توهین می‌کنند، گذشته‌ی آنها را زیر سوال می‌برند و دین آنها را به سخره می‌گیرند.

مرتبط‌ها

خروجی قرمز حمل سلاح آسان در ایران

خادمیاران رضوی: طلیعه‌ای نو از «آفتاب» فرهنگ شیعی

تحلیلهای رنگین برای عمامه خونین

سبکِ زندگی پرونده‌ساز!

تعداد بالای پرونده در قوه؛ آسیب اجتماعی یا اشکلات ساختاری؟

سیل هجمه‌های دشمن علیه اتحاد مردم و انقلاب