دیدبان

ایران و آمریکا در 98؛ استراتژی آتش و خشم

ایران و آمریکا در 98؛ استراتژی آتش و خشم

دیدبان؛ تصمیم دونالد ترامپ مبنی بر تروریستی خواندن سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‌ترین اقدامات وی در صحنه جهانی بود. اگرچه از توئیت‌ها و لفاظی‌های پیشین ترامپ، چنین اقدامی انتظار می‌رفت. ترامپ در مواجه با ایران از استراتژی "آتش و خشم [1]" بهره می‌برد، در حالی‌ که توجه کافی به پیامدهای انسانی، اقتصادی و سیاسی تصمیماتش دارد. شاید بتوان در برنامه‌های تلویزیونی ترامپ را برنده اصلی این اقدامات نشان داد و به او مدال طلا اعطا کرد، اما در مورد ایران باید گفت حقه‌های هالیوودی جایگزین مناسبی برای سیاست خارجی موثر آمریکا نیستند.

ترامپ و مشاوران ارشدش این اقدام را گامی دیگر در مبارزات بی‌رحمانه آمریکا توصیف کردند تا "فشار حداکثری" بر دولت ایران اعمال کنند و به دنبال آن از طریق تسلیم شدن آن‌ها در میز مذاکره، آرمان خود، یعنی تغییر رژیم ایران را محقق سازند. اما مساله‌ای که اهمیت دارد این است که آیا برای رسیدن به چنین هدفی، به‌کارگیری چنین ابزاری صحیح است؟

با وجود بیش از دو سال تلاش‌های مستمر جهت بالا بردن تنش‌ها در تهران، شواهدی مبنی بر اقدام رهبری ایران در راستای اصلاحات چشمگیر در وضعیت امنیت منطقه‌ای [2] یا تغییر سیاست‌های داخلی مشاهده نکرده‌ایم. علیرغم آسیب‌ پذیریهای فراوان سیستم حاکم، امکان تغییر دولت در ایران بسیار دور به ‌نظر می‌رسد. منتقدان این حرکت را اقدامی پر سروصدا اما بی هدف دانستند و بیان داشتند به‌جای فرضیه‌های اغراق‌آمیز لازم است تمرکز بیشتری بر اقدامات ترامپ صورت پذیرد. زیرا وی در مهار پیشرفت معنادار ایران، شکست‌خورده است.

پوستش را بکن، اما نیش نزن [3]؟

این اقدام شبیه به ابزاری رسانه‌ای عمل کرد و به تکرار مکرر حکومت درباره این‌که ایران دولتی در "وضعیت غیر عادی" است [4]، پرداخت. مقامات دولت ترامپ بر دیدگاه خود، مبنی بر سرکش و غیرقانونی بودن دولت ایران تأکید فراوانی دارند. این نخستین باری است که واشنگتن یک نهاد نظامی دولتی را در لیست گروه‌های تروریستی جای می‌دهد که نشان از پیام کلی دولت فعلی آمریکا به دولت ایران دارد. مقامات ارشد ایالات‌متحده در مجموعه‌ای از اظهارات هماهنگ، بیان‌های مبهمی درباره این اقدام داشتند. هم ترامپ [5] و هم وزیر امور خارجه، مایک پمپئو، اعلام کردند که طراحی این اقدام در راستای ارسال یک "پیام روشن" به تهران بوده است. در جلسه مطبوعاتی وزارت امور خارجه که با حضور ناتان سیلز [6] سفیر ترامپ در مبارزه با تروریسم به ‌همراه برایان هوک [7] که ریاست گروه جدید اقدام ایران را بر عهده دارد برگزار شد، با افتخار مطرح شد که هدف واشنگتن "بد نام کردن سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی" و اصرار بر فعالیت‌های رادیواکتیو [8] است.

مقامات و نیروهای دولتی ایالات‌متحده، اقدام علیه سپاه را در راستای خشونت در خاورمیانه و بدرفتاری با مردم ایران می‌دانند [9]. اما نیاز به توجیه دقیق‌تری برای این اقدام است، چراکه پیش ازاین، تحریم‌ها و مجازات‌هایی علیه سپاه پاسداران و همکارانش توسط آمریکا اعمال شده بود، اما برخی کارشناسان بر این باورند که اقدام اخیر "همه‌چیز را تغییر می‌دهد [10]".

بدون شک، آخرین اقدام ترامپ بی اعتمادی در اقتصاد ایران را تشدید خواهد کرد. با اعمال تحریم‌های ایالات‌متحده که صادرات نفتی و ذخایر ارزی خارجی را کاهش داده است، شرکت‌های خارجی روز به‌روز از ایران خارج شده و شرایط زندگی برای شهروندان ایرانی دشوار شده است و اعتقاد بر این است که اقدام اخیر یک بازی تعیین‌کننده است.

آنچه از رسانه‌های گروهی [11] پس از تروریست نامیدن سپاه پاسداران یافت می‌شود، حاکی از آن است که این اقدام تأثیر چندانی بر ظرفیت‌های نظامی ایران و فرصت‌های اقتصادی آن‌ نخواهد داشت. این اقدامات نشان از افزایش تحریم‌های آمریکا است که رهبران و نهادهای امنیتی ایران را به‌ دلیل حمایت از تروریسم، گسترش سلاح‌های هسته‌ای و نقض حقوق بشر به محدودیت‌های مالی و تجاری دچار کرده است. به‌طوری‌که سپاه پاسداران و نهادهای تابعه آن به‌طور مکرر در زمره این محدودیت‌ها قرارگرفته‌اند [مانند سپاه قدس و وزارت اطلاعات ایران که مدت‌ها قبل تحت فرمان اجرایی 13224 [12]، به‌عنوان "نهادهای تروریستی جهانی" قرار گرفته‌اند].

تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، فشارهایی با اهرم‌های جدید بر دولت ایران اعمال خواهد کرد ازجمله تهدید به تعقیب کیفری. بدین‌صورت که هر فرد یا نهادی که "آگاهانه" به حمایت مادی از سپاه پاسداران بپردازد، به 20 سال زندان محکوم خواهد شد. همچنین مهاجرت اعضای سپاه پاسداران را محدود می‌سازد؛ اقدامی که پیش‌ازاین توسط دولت ترامپ در سال 2017 برای تمامی ایرانیان اعمال‌شده بود [13]! البته بعید می‌رسد این نتایج بخواهد تأثیری بر رفتار شرکای ایران مانند عراق و بشار اسد داشته باشد.

بازخوردهای فوری

اگرچه تروریستی اعلام کردن سپاه ممکن است ابزاری کوچک باشد، اما واکنش‌ها به این حرکت بسیار بزرگ بود. به‌طوری‌که مقامات ایرانی با خشم و تهدید تلافی‌جویانه، نیروهای ارتش آمریکا در آسیا را در زمره تروریست‌ها قرار دادند. همچنین اعضای مجلس با پوشیدن لباس سپاه [14] و روزنامه‌های اصلاح‌طلب با تیترهای خود بر وحدت در میان سازمان‌های سیاسی ایران تأکید کردند. در خارج از ایران نیز، تعدادی از تحلیلگران و ناظران در مورد اثرات این طرح برای سیاست‌های داخلی ایران و وضعیت منطقه‌ای آن ابراز نگرانی کردند و پیش‌بینی کردند این اقدام، تبعیت ایران از قرارداد هسته‌ای و آینده دیپلماسی ایران را تضعیف خواهد کرد. بسیاری نیز بر این باورند که این اقدام برای تحریک یک درگیری نظامی میان نیروهای آمریکایی و ایرانی در نظر گرفته‌شده‌است. بن رودز، از مقامات دولت اوباما، اظهار داشت، مشخص کردن سپاه پاسداران به‌عنوان یک گروه تروریستی، "تنها به ‌معنای گامی به‌سوی درگیری است [15]" و همچنین تریتا پارسی، بنیانگذار یک سازمان حمایتی ایرانی- آمریکایی گفت "جنگ اساساً اجتناب‌ناپذیر خواهد شد [16]."

متأسفانه منتقدان ترامپ رویکرد اشتباه را اتخاذ می‌کنند. اول از همه پیش‌بینی‌های آنان غلط است. چراکه بسیاری از این فشارها و تهدیدها نیز توسط دولت اوباما در مذاکرات به ایران تحمیل شده ‌است. اما بیش از یک دهه است که کارشناسان خواستار تعامل با ایران بیان می‌دارند که هر اقدام اقتصادی، نظامی یا دیپلماتیک صرفا اراده رژیم ایران را قوی‌تر کرده و نیروهای آمریکایی در منطقه را به خطر می‌اندازد و ممکن است منجر به درگیری نظامی شود [17]. اما این نگرانی‌ها اشتباه است؛ چراکه فشارهای اقتصادی نقش عمده‌ای بر مذاکرات ایران در سال 2013 ایفا کرده‌ است. باید توجه داشت که مسأله جنگ دارای شیبی چسبنده است و تحلیل‌های اخیر در باب درگیری نظامی اغراق‌آمیز است. ترامپ به معاملاتی بزرگ‌تر امیدوار است و به گفته مشاورانش مبنی بر سقوط رژیم ایران ایمان دارد.

مسأله‌ای که اهمیت دارد این است که گذر زمان ما را به‌پایان محدودیت‌های مختلف فعالیت‌های هسته‌ای ایران در قرارداد 2015 می‌رساند و این امر یعنی تهران از محدودیت‌ها و موشکافی‌های بین‌المللی در امان خواهد بود و یک برنامه هسته‌ای قدرتمند را در پیش خواهد گرفت.

نهایتا باید گفت تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک نهاد تروریستی هیچ هدف سازنده‌ای ندارد. دولت آمریکا به‌مثابه جنگلی است که به‌واسطه تحریم‌های مختلف، درختان خود را از دست‌ داده است. لذا سیاست‌گذاران مسئول و هم‌پیمانان در اروپا و منطقه باید باهم متحد شوند تا از بن‌بست راهبردی ایران، به‌گونه‌ای دیپلماتیک خارج شوند.

ترجمه و تلخیص: محمد وجدانی

نویسنده: سوزان ملونی [18]؛ کارشناس ارشد مرکز سیاست‌های خاورمیانه، امنیت انرژی و ابتکار اقلیمی

 

[1] https://www.cenae.org/uploads/8/2/7/0/82706952/fire_and_fury_-_michael_wolff.pdf

[2] https://www.atlanticcouncil.org/images/The_Roots_and_Evolution_of_Irans_Regional_Strategy_web_0928.pdf

[3] ALL BARK AND NO BITE اشاره به اقدامی دارد که در بیان نشان از خشم و تهدید به جنگ دارد، اما در عمل تمایلی به انجام چنین اقدامی نداریم

[4] https://www.state.gov/secretary/remarks/2018/08/285183.htm

[5] https://www.whitehouse.gov/briefings-statements/statement-president-designation-islamic-revolutionary-guard-corps-foreign-terrorist-organization/

[6] Nathan Sales

[7] Brian Hook

[8] https://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2019/04/290973.htm

[9] https://www.state.gov/secretary/remarks/2019/04/290966.htm

[10] https://twitter.com/MPPregent/status/1114567791552737280

[11] https://www.washingtonpost.com/politics/2019/04/08/designating-irgc-terrorist-organization-will-make-us-relations-with-iran-more-difficult-heres-how/?noredirect=on&utm_term=.280ab6db1d0d#click=https://t.co/mQkO5fdl7f

[12] https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/13224.pdf

[13] https://www.brookings.edu/blog/markaz/2017/02/01/first-they-came-for-the-iranians/

[14] http://en.farsnews.com/imgrep.aspx?nn=13980120001119

[15] https://twitter.com/brhodes/status/1115275547746033664

[16] https://twitter.com/tparsi/status/1115257035589935105

[17] https://www.thedailybeast.com/sanctions-make-war-more-likely

[18] Suzanne Maloney

مرتبط‌ها

توسعه‌طلبی‌های «اِسپارت خلیج فارس»

هزینه‌تراشی برای دشمن؛ مانعی برای تحریم بیشتر

استراتژی آمریکا و اعراب برای مقابله با جنگ نامنظم در خاورمیانه

ایران نباید منتظر اروپا بماند

چالشها و تجارب همکاری آمریکا با شُرکای عرب

معرفی و ذکر چالشهای مُدل «به وسیله، با و از طریق» (By, With, and Through)