دیدبان
مناسبات آمریکا و اعراب در مقابله با جنگهای نامنظم 4

استراتژی آمریکا و اعراب برای مقابله با جنگ نامنظم در خاورمیانه

استراتژی آمریکا و  اعراب برای مقابله با جنگ نامنظم در خاورمیانه

دیدبان؛ با توجه به چالشهای ناشی از اختلاف نظر میان شرکای عرب و همچنین تواناییهای متفاوت و اولویتهای امنیتی متضاد آنها با یکدیگر، ایجاد یک نیروی چند ملیتی یا حتی دستیابی به توافقی جامع میان شرکای عرب و ایالات متحده مانند اتحاد استراتژیک خاورمیانه که توسط دولت فعلی پیشنهاد شده است، امری محال به نظر می رسد. در عوض، راهکار مناسبتر این است که به سراغ یک رویکرد افزایشی برویم که به ایالات متحده و شرکای عربش اجازه می دهد تا با گذر زمان به فهمی مشترک در مورد چالش های ناشی از جنگ نامنظم در خاورمیانه و ابزارهای مشترک برای مقابله با این چالشها دست یابند. برای دستیابی به این فهم مشترک می توان از دو سطح همکاری استفاده کرد. سطح اول یعنی سطح سیاسی و استراتژیک، شامل برنامه ریزیهای مشترک و اشتراک گذاری اطلاعات می شود. در این سطح، ایالات متحده باید با همکاری شرکای مربوطه، گروههایی کاری را ایجاد کند که چالشهای گوناگون جنگ نامنظم را دنبال کنند. در این سطح از همکاری، نیاز نیست که تمامی شرکای عرب در تمامی گروههای کاری عضویت داشته باشند بلکه عضویت آنها در گروههای کاری باید بر اساس اولویت بندی تهدیدهایشان باشد.

مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد ایجاد این فهم در میان شرکای عرب است که ایالات متحده نقشی برابر با سایر اعضا ایفا خواهد کرد و اینکه ایجاد چنین ائتلافی به معنای تلاش آمریکا برای کاهش نقش خود و در نهایت خروج از منطقه نخواهد بود. قبول چنین تعهدی از جانب ایالات متحده انگیزه چشم گیری در میان شرکای عرب ایجاد خواهد کرد.

اعضای سطح اول همکاری، کشورهای عربستان سعودی، امارات، اردن، مصر، بحرین و کویت خواهند بود. این کشورها باید بر اساس اولویت بندی چالشهای امنیتی شان در یکی از کارگروههای استراتژیک قرار گیرند و همچنین باید در تمام عناصر عملیاتی این همکاری مشترک ایفای نقش کنند. اگرچه تنشهایی میان این اعضا وجود دارد اما میزان لازمی از همپوشانی منافع و اعتماد در میان آنها وجود دارد که همکاری با یکدیگر را برایشان ممکن می سازد.

در سطح دوم همکاری که تنها شامل آموزش و تمرین می شود باید شرکایی شرکت داشته باشند که توانایی و یا روابط قابل توجهی با ایالات متحده دارند اما به دلیل محدودیتهای سیاسی و اختلاف در اولویت بندی تهدیدها، تنها می توانند در همکاریهای عملیاتی شرکت کنند. این سطح از همکاری شامل کشورهای عراق، لبنان، قطر و عمان می شود.

اگر با گذشت زمان، تلاش برای گسترش این همکاری برای مقابله با چالشهای امنیتی موجود در لیبی و شمال آفریقا نیز ضرورت پیدا کرد، ایالات متحده باید کشورهای الجزایر، مراکش و تونس را نیز در این همکاری شریک نماید و در نهایت ایالات متحده باید شرکای خارجی خود مانند کشورهای اروپایی، استرالیا و کانادا را نیز جهت پشتیبانی در این همکاری شریک سازد.

این همکاری باید به طور همزمان بر تهدیدهای ناشی از پروکسیهای تحت حمایت ایران و تهدیدهای ناشی از گروههای سلفی جهادی تمرکز داشته باشد. هسته گروه کاری ضد سپاه پاسداران باید شامل کشورهای عربستان سعودی، امارات، بحرین و احتمالا کویت باشد که همگی نگرانی عمیقی نسبت به ایران دارند. کشورهای مصر و اردن نیز می توانند عضو این گروه باشند. هسته ضد گروههای سلفی جهادی نیز باید شامل کشورهای مصر، عربستان، اردن، امارات، کویت، بحرین و احتمالا عمان، عراق و لبنان باشد. با گذشت زمان، کشورهای مراکش، الجزایر و تونس نیز می توانند به هسته ضد گروههای سلفی جهادی اضافه شوند.

در مورد گروههای کاری سطح سیاسی و استراتژیک نکات زیر نیز باید مورد توجه قرار گیرد:

تهیه طرح مشترک کمپین استراتژیک

پس از حصول توافق در مورد تهدیدهای استراتژیک، ایالات متحده و شرکای حاضر در هر گروه کاری باید یک طرح مشترک برای کمپین استراتژیک ایجاد کنند که روش مقابله با هر یک از چالشها را مشخص کرده باشد. برای تهیه چنین طرحی، هریک از شرکا باید با توجه به منافع و قابلیتهای خود در فرآیند تقسیم کار شرکت کرده و روشن سازد که دیگر شرکا چگونه می توانند از قابلیت منحصر به فرد وی استفاده کنند تا بهترین نتیجه حاصل شود.

اجتناب از عملیات مشترک

ایالات متحده باید در دستیابی به اهداف خود صبور باشد. در کوتاه مدت دستیابی به تفاهم لازم میان شرکای عرب برای اجرای عملیات مشترک ممکن نخواهد بود. چرا که اجرای عملیات مشترک، نیازمند بالاترین سطح اعتماد و همکاری است. در اغلب موارد حتی در زمانی که این کشورها حاضر به همکاری با یکدیگر هستند، ترجیح می دهند که مناطقی جدا از هم را تحت کنترل خود داشته باشند. با گذر زمان و افزایش اعتماد و اثربخشی میان شرکا، امکان انجام عملیاتی مشترک حتی بدون حضور ایالات متحده امکان پذیر خواهد بود.

تمرکز بر راهبردهای اخلاقی

ایالات متحده در طول همکاری با شرکای خود باید بر راهبردهای اخلاقی مطابق با استانداردهای آمریکایی تمرکز داشته باشد. رویکرد فعلی مورد نظر شرکای عرب، استفاده از نیروی هوایی در جنگهای نامنظم است که منجر به تلفات بالای غیر نظامیان شده است. این رویکرد بسیار ناکارآمد است چراکه بیشتر مردم منطقه را تبدیل به مخالفان کمپین می کند.

تاسیس مراکز اطلاعاتی مشترک

ایالات متحده و شرکایش همچنین باید مراکز مشترکی را جهت ادغام و به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد هر چالش تاسیس کنند. وجود چالشهای مشترک باعث می شود که شرکای عرب حاضر به ادغام اطلاعات خود با دیگر اعضا شوند اما به دلیل فقدان اعتماد شرکا نسبت به یکدیگر، شمار اعضای هرکدام از این مراکز باید اندک باشد و بر اساس گروههای کاری سطح استراتژیک و سیاسی تعیین شود.

ترجمه و تلخیص: مهدی خدایاری

نویسندگان: ایلان گلدن برگ، نیکلاس هِراس، کِیلی توماس

مرتبط‌ها

توسعه‌طلبی‌های «اِسپارت خلیج فارس»

هزینه‌تراشی برای دشمن؛ مانعی برای تحریم بیشتر

ایران نباید منتظر اروپا بماند

چالشها و تجارب همکاری آمریکا با شُرکای عرب

معرفی و ذکر چالشهای مُدل «به وسیله، با و از طریق» (By, With, and Through)

دیالکتیک حضورِ 20 ساله آمریکا در خاورمیانه