دیدبان
مضرّات باقی ماندن در برجام و منافع خروج از آن؛

ایران نباید منتظر اروپا بماند

ایران نباید منتظر اروپا بماند

دیدبان؛ با توجه به خروج آمریکا از برجام، افزایش ماه به ماه تحریم‌های اقتصادی علیه ملت ایران در پسابرجام نسبت به قبل از این توافق و بازی کشورهای اروپایی در پازل آمریکا علیه منافع ملی ایران- که هیچ عملی در راستای تعهدات برجامی ایران پس از گذر 32 روز از 60 روز ضرب الاجل ایران به اروپا توسطشان انجام نشده است-، بهتر است که مسئولان نظام بیش از این وقت را از دست ندهند و هر چه سریع‌تر از برجام خارج شوند. در این نوشتار ضمن پرداختن به مضرات این توافق برای منافع ملی ایرانیان، از فواید خروج از آن سخن به میان می‌آید.

مضرات برجام

1. برجام، معاهده‌ای فرا استعماری بود

معاهدات بین‌المللی بر اساس میزان ارزش داده و ستانده طرفین به سه دسته پرسود، منصفانه و استعماری (ظالمانه) تقسیم می‌شوند. معاهداتی که در آن داده طرف اول کمتر از ستانده آن باشد، معاهدات پرسود نامیده می‌شوند. معاهداتی که در آن داده و ستانده طرفین برابر باشد را معاهدات منصفانه می‌خوانند و معاهداتی که در آن داده طرف اول بیش از ستانده آن باشد، معاهدات استعماری و ظالمانه نامیده می‌شوند. معاهدات دوران قاجار بیشتر از نوع سوم بودند؛ چرا که ارزش داده این توافقات بیش از ستانده آن بود. برای مثال در توافق توتون و تنباکو، ناصرالدین شاه امتیاز انحصار دخانیات را به ازای دریافت سالیانه 15 هزار لیره به شخصی انگلیسی به نام تالبوت می‌دهد [1]. این توافق، توافقی استعماری بود چرا که ارزش این امتیاز بسیار بیش از 15 هزار لیره بود؛ در همان ایام، دولت عثمانی در ازای دریافت سالانه 700 هزار لیره این امتیاز را به انگلیسی‌ها واگذار کرد. اما معاهده برجام حتی از نوع سوم هم نیست؛ چرا که در نوع سوم نیز مقدار سرمایه‌ای هرچند اندک از جیب و خزانه طرف غربی، خارج و به خزانه ایران وارد می‌شود. اما در معاهده برجام، داده و ستانده متعلق به ایران بود. آمریکایی‌ها نقش زورگیری را بازی می‌کردند که به زور ساعت انسانی را ربوده‌اند و اکنون حاضرند در ازای دریافت عینک و تلفن همراه آن شخص، ساعت وی را باز گردانند. در معاهده فرااستعماری هم داده و هم ستانده متعلق به یک طرف توافق است. آمریکایی‌ها در معاهده برجام راضی شدند که در ازای صنعت هسته‌ای ایران اجازه دهند که ملّت ایران نفت خودش را بفروشد و یا بتواند پول خودش را که طرف غربی همچون زورگیر، بلوکه کرده است آزاد کند و یا با پول خودش، کشتی‌های خودش را بیمه کند. همانطور که ملاحضه می‌شود هیچ کدام از وعده‌های اخذ شده در برجام، باعث نمی‌شود که آمریکایی‌ها حتی یک دلار هم از خزانه خودشان خرج کنند. برجام در حقیقت توافق بین‌المللی فرااستعماری است که هم داده و هم ستانده آن از همان ابتدا متعلق به ملت ایران بود.

به عبارت بهتر اولاً از آنجایی که صنعت هسته‌ای همچون خاک یک کشور و یا کلیه یک انسان، یکی از عناصر محوری قدرت محسوب ‌می‌شود قابل فروش نبود. ثانیاً اگر بنا به دلایل اقتصادی تصمیم به فروش آن گرفته شد باید قیمت واقعی این صنعت را فهمید و آن را به قیمت خودش و نه به ثمن بخس فروخت. ثالثاً مابه ازای صنعت هسته‌ای را باید از خزانه طرف قرارداد (آمریکایی‌ها) و نه از جیب ملت ایران گرفت. رابعاً در برجام باید تضمین گرفته می‌شد که حداقل آمریکایی‌ها پول ملت ایران را بدهند، نه اینکه هم داده (صنعت هسته‌ای) را از ما بگیرند و هم ستانده (پول نفت ملت ایران) را ندهند و از آن بدتر تحریم‌ها را بیش از پیش کنند. آیا معاهده‌ای فرااستعماری‌تر از برجام امکان‌پذیر بود؟

2. از بین رفتن توان هسته‌ای

در معاهده برجام عملاً ایران از داشتن صنعت مهم و راهبردی هسته‌ای منع شد. البته طرف غربی که از غیرت ایرانیان اطلاع داشت و می‌دانست نمی‌تواند به صراحت ایرانیان را از داشتن چنین حقی محروم کند، اجازه داد که بخش کوچکی از توان هسته‌ای در ایران باقی بماند تا برخی از مسئولین داخلی بتوانند از آن به عنوان ویترین استفاده کنند و ادعا نمایند که در برجام حقوق هسته‌ای ایران حفظ شده است تا بتوانند مردم را برای امضای چنین توافقی با خود همراه سازند. اما عملاً با توجه به آنکه برجام خسارت‌های فراوان و در بسیاری از موارد، غیر قابل جبرانی به صنعت هسته‌ای کشور وارد کرده است به صراحت می‌توان گفت که در این معاهده ایران از داشتن صنعت هسته‌ای منع شده است. از جمله این خسارات می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

- خارج کردن بیش از 12 هزار سانتریفیوژ را از چرخه غنی‌سازی

- توقف تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی در فردو

- محرومیت‌های 15، 25 و حتی الی‌الابد در بخش‌هایی از صنعت هسته‌ای

- بیرون آوردن قلب رآکتور اراک و پر کردن آن با بتن‌

- خارج کردن 9700 کیلوگرم اورانیوم غنی شده، زیر 5 درصد [2]

این در حالی است که تمام این امتیازات را قبل از شروع مذاکرات هسته‌ای دولت یازدهم، در اختیار ملت ایران بود. در واقع یکی از تلخترین نکات در برجام این است که دولت محترم، بی‌آن که تضمین محکم و غیرقابل تغییری از حریف بگیرد، بسیاری از تعهدات خود را به صورت کاملا یکجانبه و غیر قابل بازگشت اجرا کرد، که این اقدامات شتابزده و برخاسته از اعتماد بی‌علت به کدخدا خسارات فراوانی را بر ملت ایران تحمیل کرد.

3. تحریک دشمن برای تحریم بیشتر

یکی دیگر از مضرات فاجعه‌بار برجام آن بود که به دشمن اثبات نمود که تحریم در اقتصاد جمهوری اسلامی اثر گذاشته و برای مقابله با ملّت ایران هیچ راهی بهتر از تحریم بیشتر وجود ندارد. صنعت هسته‌ای، تنها بهانه‌ای برای دشمن در جهت اعمال تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران بود و رهبر انقلاب نیز از همان ابتدا مکرراً می‌فرمودند بر فرض که مشکل غرب با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی همان گونه که آمریکایی‌ها بخواهند حل شود، باز هم تحریم برداشته نمی‌شود چرا که هسته‌ای بهانه است و اصل نظام اسلامی نشانه است [3]. در واقع هنگامی که دولت حاضر شد در ازای برداشته شدن تحریم‌ها تقریباً تمام صنعت هسته‌ای کشور را همان طور که آمریکایی‌ها می‌خواستند تعطیل نماید، غربی‌ها از این اقدام مذلانه، ضعف ایران در برابر فشار تحریم را برداشت کردند و به این نتیجه رسیدند که برای به زانو در آوردن ایرانیان، وضع تحریم بیشتر، بهترین روش است. به همین دلیل در دوران پسابرجام تحریم‌های بی‌سابقه‌ای علیه ملت ایران وضع شد [4].

منافع خروج از برجام

1. به هم زدن محاسبات دشمن: با توجه به آنکه تا کنون جواب هیچ یک از بدعهدی‌های دشمن، محکم و کوبنده داده نشده است [5]، غربی‌ها و به خصوص آمریکایی‌های این طور برداشت کرده‌اند که دولت جمهوری اسلامی ضعیف است و در مسئله برجام و تحریم‌ها هر اقدامی علیه ایران انجام دهند، ایران پاسخ محکمی نمی‌دهد. خروج ایران از برجام حداقل این تحلیل غلط دشمن را از بین می‌برد و به آنها نشان می‌دهد که در ازای وضع تحریم جدید باید منتظر عواقب آن نیز باشند.

2. اثبات اقتدار ایرانیان به جهانیان: برجام یکی از مهم‌ترین معاهدات دهه اخیر در جهان بین‌الملل محسوب می‌شود. بسیاری از رسانه‌های جهان از همان ابتدای امر به صورت گسترده تحولات مربوط به این معاهده را پوشش می‌دادند. در شرایطی که دنیا از خروج آمریکا شوکه شد و در مقابل هیچ واکنش قابل قبولی از ایران ندید، لازم است که جمهوری اسلامی در کنار چهره رحمانی‌اش، اقتدارش را نیز با خروج از برجام به دنیا نشان دهد تا همگان بدانند که پاسخ بدعهدی در برابر جمهوری اسلامی ایران چیست. چرا که اگر این تصویر منفعلانه از ایران در اذهان جهانیان جای گیرد، رفتار آنان با ملت ایران نیز در آینده تغییر خواهد کرد.

3. از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای: با توجه به اینکه در جهان پیش رو و در آینده‌ای نه چندان دور، صنعت هسته‌ای می‌تواند انرژی مورد نیاز بشریت را تا حدود زیادی تامین کند [6]، در نتیجه این صنعت از جایگاه ویژه‌ای برای کشورهای مختلف برخوردار است. به همین دلیل است که در حال حاضر تمامی کشورهای بزرگ درحال حاضر مشغول توسعه فعالیت‌های هسته‌ای خود هستند. اگر ملت ایران هم بخواهد در آینده، نقش مهمی در معادلات بین‌المللی داشته باشد، لاجرم باید در عرصه هسته‌ای نیز توانمند باشد. با توجه به آنکه برجام، ملت ایران را از چنین موهبتی باز داشته است، در چنین شرایطی می‌توان با خروج از برجام و از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای در این رقابت جهانی وارد شد. البته درست است که برجام ضربه مهلکی به توانمندی و فعالیت‌های هسته‌ای ایران وارد نمود اما باید گفت که جلوگیری از ضرر در هر زمانی، منفعت محسوب می‌شود. با خروج هرچه زودتر از برجام می‌توان به منافع صنعت هسته‌ای در مدت زمان کمتری دست یافت.

4. نقطه سفیدی در کارنامه دولت: با توجه به اینکه این روزها همگان به وضوح ثمرات اقتصادی برجام را مشاهده می‌نمایند، اکثریت جامعه حتی طرفداران دیروز برجام از آن دل بریده‌اند. برجام برای همیشه تاریخ ایران زمین در کارنامه دولت یازدهم می‌ماند و عبرتی برای آیندگان می‌شود. در چنین شرایطی بهتر است دولت با خروج از برجام، این نقطه سفید را در کارنامه‌اش ثبت کند و به همگان اثبات کند درست است که زمانی به دلیل اشتباه محاسباتی به یک توافق فرااستعماری تن داد اما رئیس همان دولت هنگامی که به مضرات برجام پی برد، با شجاعت تمام اشتباهش را جبران نمود و با خروج از برجام و عذرخواهی از ملّت ایران به دلیل امضای این توافق، درصدد اصلاح گذشته برآمد.

کلام آخر‍‍‍

همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند: «مذاکره با آمریکا هیچ فایده‌ای ندارد» [7]. این نکته باید با خروج از برجام برای همیشه در تاریخ ملت ایران ثبت شود تا دیگر ملت ایران از این سوراخ دوباره گزیده نشوند. البته تصور اینکه بعد از بی‌نتیجه بودن برجام و سه سال مذاکره فشرده و پرهزینه، اکنون به «نقطه آغاز» بازگشته‌ایم، تصوری خطا و به دور از واقعیت است. چرا که با اجرای یکطرفه تعهدات شاید صدها گام به عقب نیز برداشته‌ایم. اما همانطور که گفته شد جلوگیری از ضرر در هر زمانی، منفعت محسوب می‌شود. آیا وقت آن نرسیده است که مسئولین دولتی با خروج از برجام به مضرات آن پایان دهند و به منافع آن دست یابند؟

نویسنده: پویا کلانتری

 

[1] https://www.mehrnews.com/news/2049075/

[2] https://www.mashreghnews.ir/news/660130/

[3] http://farsi.khamenei.ir/keyword-content?id=5502

[4] http://kayhan.ir/fa/news/106522

[5] https://www.seratnews.com/fa/news/360853/

[6] https://www.isna.ir/news/97043116717/

[7] https://www.asriran.com/fa/news/622103/

مرتبط‌ها

توسعه‌طلبی‌های «اِسپارت خلیج فارس»

هزینه‌تراشی برای دشمن؛ مانعی برای تحریم بیشتر

استراتژی آمریکا و اعراب برای مقابله با جنگ نامنظم در خاورمیانه

چالشها و تجارب همکاری آمریکا با شُرکای عرب

معرفی و ذکر چالشهای مُدل «به وسیله، با و از طریق» (By, With, and Through)

دیالکتیک حضورِ 20 ساله آمریکا در خاورمیانه