دیدبان
همزمان با برگزاری اولین نشست مجمع در سال جدید؛

فاتف و تکرار یک بازی قدیمی

فاتف و تکرار یک بازی قدیمی

دیدبان؛ دولت حسن روحانی از آغاز کار، با شعار گشودن دروازه‌های ایران به روی دنیا روی کار آمد تا به این واسطه مشکلات اقتصادی کشور حل و فصل شود. قراردادن پیشرفت کشور در گرو ارتباط با غرب، از جمله وعده‌های پوپولیستی بوده است که همچنان ادامه دارد. اتخاذ رویکرد عوامانه در عرصه سیاست خارجی، انفعال در دفاع از منافع ملی و در نهایت ترجیح دادن منافع حزبی-گروهی بر منافع ملی از مهمترین ویژگی‌های سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم به شمار می‌آید. در این تحلیل سه دوره [ابتدای دولت اول حسن روحانی و رویکرد دولت نسبت به سیاست خارجی، اواخر دولت اول حسن روحانی و همزمانی آن با امضای برجام و دوران پسا برجام] و جهت‌گیری اقتصادی گروه‌های اصلاح‌طلب-اعتدالی در هر دوره مورد بررسی قرار می‌گیرد.

دوره اول: آشتی با جهان

القای دوگانه مذاکره-توسعه از مهمترین شعارهایی بود که حسن روحانی پس از روی کار آمدن، آن را در اولویت دستگاه دیپلماسی خود قرار داد. این دوگانه، تا کنون از مهمترین گفتمان‌های حاکم بر دولت روحانی بوده است. هفتم خرداد 92 حسن روحانی به عنوان یکی از نامزدهای انتخاباتی به بیان دیدگاه خود مبنی بر حل مشکلات اقتصادی پرداخت:

اگر امروز روابط ما با جهان با مشکلات فراوان توام هست همه و همه به خاطر این هست که یک دولت کارآمد و یک مدیریت درست و تدبیر صحیح در کار انجام نگرفته است هیچ کشوری در دنیای امروز توسعه نخواهد یافت بدون ارتباط فعال و سازنده با جهان، با انزوا، رشد و پیشرفت امکان ناپذیر است جدایی جهان، کشیدن دیوار دور کشور امکان ناپذیر است ما باید با تعامل سازنده بتوانیم کشور را از مشکلات نجات دهیم با گرانی به راحتی می توان مقابله کرد با بیکاری نیز می توان مقابله کرد من یک نکته بسیار ساده بگویم ما سه میلیون و سیصد هزار بیکار داریم و اگر در سال ده میلیون توریسم وارد کشور شود سیزده ممیز شش میلیارد درآمد ارزی و چهار میلیون اشتغال درست می شود [1].

در دومین فیلم مستند حسن روحانی برای دوره یازدهم انتخابات ریاست جمهوری، روحانی در جمع حامیانش با بیان اینکه ما تحریم را خواهیم شکست گفت: باید با نخبگان دانشگاهی آشتی کنیم، با دنیا نیز آشتی خواهیم کرد [2]. مقصود روحانی از آشتی با جهان که بدون ارتباط با آن، توسعه حاصل نخواهد شد، چیزی جز دنیای غرب نیست. چراکه تیم سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم محور اصلی فعالیت‌های خود را متوجه کشورهای اروپایی و آمریکا کرده و بالعکس همزمان شاهد روند نزولی ارتباط ایران با کشورهای همسایه و دیگر کشورهای آسیایی هستیم. حسن روحانی در 9 اسفند سال 93 در شهر قم و در پاسخ به خبرنگاران گفت: «تلاش ما این است که با مذاکرات حربه تحریم را از دست دشمن خارج کنیم چراکه تحریم، ناحق، ظالمانه و ضدحقوق‌بشر است و برای این منظور مذاکرات بهترین راهکار است [3]».

دوره دوم: مذاکره با هدف اقتصادی

همزمان با فرآیند مذاکرات، رویکرد ساده‌انگارانه دولتمردان و حامیان اصلاح‌طلب آنها مبنی بر دست یافتن به توسعه اقتصادی به صرف رابطه با غرب و بدون بومی سازی پیشرفت و اتکاء به داخل، بیشتر خودنمایی می‌کرد. تاحدی که حل شدن جزئی‌ترین نیاز کشور یعنی آب خوردن مردم نیز به برجام ربط پیدا می‌کند [4]. 4 اسفند 93، روحانی در همایش اقتصاد مقاومتی تاکید می‌کند: «تا پایان سال آنچه پیش‌بینی می‌شود، رشد مثبت است. بنابراین وعده‌ای که به مردم داده بودیم مانند بهبود معیشت بود و اینکه بتوانند زندگی راحت تری داشته باشند و کشور در مسیر رشد و توسعه جامع و همه جانبه قرار گیرد، در حال تحقق است [5]».

رئیس دستگاه اجرایی با طرح این سؤال که برای پیشرفت و حرکت رو به جلو و دستیابی به اقتصاد مقاومتی در زمینه رابطه با دیگران باید چه کاری انجام دهیم؟ می‌گوید: «اینکه بعضی‌ها فکر می‌کنند کشوری می‌تواند بدون رابطه با بیرون به رشد و توسعه برسد، حتماً اشتباه می‌کنند [6]».

همچنین اسحاق جهانگیری در 5 اسفند 94 درهمایش تبیین برنامه ششم توسعه اقتصادی، حتی اجرای اقتصاد مقاومتی را متوقف بر برجام می‌داند و می‌گوید: «در برجام فرصتی برای ارتقای منزلت و رونق اقتصادی و محقق کردن اقتصاد مقاومتی است و نهایت کار باید صرف توسعه و بهبود معیشت مردم شود. مردم درسال 1392 کاری کردند که تهدیدها برطرف شد و در انتخابات سال 94 باید کاری کنند که چرخ اقتصادی مملکت به حرکت دربیاید [7]».

روحانی و جهانگیری با صراحت اعلان می‌کند لازمه محقق شدن اقتصاد مقاومتی، به نتیجه رسیدن برجام است. چیزی که با ماهیت اقتصاد مقاومتی هم‌خوانی ندارد.

حسن روحانی همچنین با طرح این سؤال که اگر برجام اجرا نمی‌شد، چه شرایطی در کشور حاکم بود، گفت:

اگر برجام نبود، امروز به جای ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه ۲۰۰ هزار بشکه می‌توانستیم صادر کنیم و با این شرایط درآمد کشورمان به شدت کاهش می‌یافت اما بعضی‌ها ظاهراً از سر سیری در این موضوع سخن می‌گویند و بهانه‌های این عده به مانند این است که بیماری که بهبود یافته و در حال طی روند عادی زندگی خود است، می‌گویند چرا نمی‌تواند در مسابقات دو شرکت کند. این در حالی است که همه دنیا برجام را افتخار جمهوری اسلامی ایران می‌دانند و رژیم صهیونیستی و تندروهای آمریکا هم اذعان می‌کنند که ایرانی‌ها سر طرف مقابل کلاه گذاشته است، اما معلوم نیست یک عده در این زمینه بر چه مبنایی فکر می‌کنند و سخن می‌گویند [8].

دوره سوم: تناقضات برجامی

با خروج آمریکا از برجام و بهانه‌جویی‌های کشورهای اروپایی برای عمل به وعده‌های خود، شاهد واکنش‌های متعدد و بعضا متناقضی از سوی دولتمردان و تحلیلگران وابسته به گروه‌های اعتدال-اصلاح‌طلب هستیم. از یک سو اعتراف آنها مبنی بر بهانه‌بودن وعده‌های اقتصادی برای رفتن به مذاکره و اینکه برجام قرار نبود گشایش اقتصادی به همراه داشته باشد، جای تاسف دارد و از سوی دیگر، با اذعان این دو گروه مبنی براینکه هدف برجام اقتصادی بود اما برجام نتوانست آن را محقق سازد، روبرو بوده‌ایم. در این میان برخی نیز بر داخلی بودن ریشه مشکلات و عدم ارتباط آن با تحریم‌ها اشاره کرده‌اند.

در همین زمینه، محمد جواد ظریف، به عنوان مسئول اصلی مذاکرات هسته‌ای، طی یک مصاحبه با روزنامه خراسان، انتساب هرگونه اهداف اقتصادی را به برجام نفی کرده و می‌گوید: «این که ما بیاییم صورت مسئله را عوض کنیم و بگوییم هدف برجام رفع تحریم‌ها بود و ما نرسیدیم درست نیست. هدف برجام چیز دیگری بود که حاصل شد. وظیفه اروپا و آمریکا رفع تحریم‌ها بود که به خصوص آمریکایی‌ها نشان دادند طرف مذاکراتی خوبی نیستند. این به آن معنا نیست که دوباره هدف برجام را بازتعریف کنیم [9]».

وی در ادامه گفت: «اما اشکال این است که در داخل دولت، برجام را با اقتصاد و معیشت مردم گره زدیم. شاید به دلیل فشارهای برخی محافل داخلی که می‌خواستند فرآیند برجام طی شود دولت مجبور شد که سرنوشت برجام را با اوضاع اقتصادی مردم گره بزند تا مطالبات را برای انعقاد توافق بالا ببرد. به نظر می‌رسد این نقطه انحراف باشد و الان ادبیاتی که تثبیت شده این است که هدف برجام اقتصاد بوده و چون نرسیدیم برجام شکست خورده است [10]».

«محمود سریع القلم» نیز طی مصاحبه‌ای وعده‌های اقتصادی برجام را از سوی دولتمردان، انتظارات کهکشانی توصیف می‌کند که قرار نبود این سند، مشکلات اقتصادی را حل کند: «یک اشتباه بزرگی که در رابطه با برجام صورت گرفت، ایجاد انتظارات کهکشانی نسبت به نتایج برجام بود…قرار نبود برجام، مسائل ایران و غرب را حل کند یا گشایش‌های اقتصادی فراوان به همراه آورد. این بیشتر پروپاگاندا بود [11]».

سخنان فوق، حکایت از عدم پایبندی این گروه‌ها به منافع ملی دارد؛ چراکه اگر برجام قرار نباشد مشکلات اقتصادی را مرتفع کند، دلیل دیگری برای گفتگو و واگذاری انبوه امتیازات به غرب وجود نداشته است. اما این گفته‌ها با اظهارات دیگر مسئولان و تحلیلگران سیاسی اصلاح‌طلب نیز در تناقض است.

در همین راستا در اسفند سال گذشته عباس عراقچی، با اشاره به اهداف اقتصادی برجام، آن را داستانی ناموفق تعبیر می‌کند: «اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا به‌ وضوح نقض برجام است و به‌جای فضای سازنده، فضای مخرب ایجاد می‌کند که شرکت‌ها و بانک‌ها را از تجارت با ایران بازمی‌دارد...ایران برجام را داستانی موفق نمی‌داند؛ چرا که ایران از آن بهره‌مند نشده و تحریم‌ها برداشته نشده است. دلیل ساده است. آمریکا تقریباً هر روز تعهداتش در برجام را نقض می‌کند و آمریکا دلیل این مسئله است که برجام برای ایران موفق نبوده است. حتی متن و کلمات برجام نقض شده‌اند [12]».

آنچه تاسف برانگیز بوده، اذعان اصلاح‌طلبان به این مسئله است که جنجال‌های رسانه‌ای حامیان برجام از طریق گره زدن مسائل اقتصادی به تهدیدهای آمریکا، چیزی جز انحراف افکار عمومی برای حفظ موقعیت برجام و شانه خالی کردن از مسئولیت شکست آن نیست. در همین رابطه «حسین راغفر» کارشناس اقتصادی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه قانون نوشت: «عده‌ای معتقدند به دنبال صحبت‌های اخیر ترامپ در خصوص مذاکره با ایران، نرخ دلار با کاهش روبه رو شده است اما باید اقرار کرد که نوسانات بازار ارز مربوط به مافیایی در داخل کشور است و هدف آن این است که القا کند موضع‌گیری‌های رییس جمهور آمریکاست که می‌تواند اقتصاد ایران را متلاطم سازد [13]».

«علی تاجرنیا» فعال اصلاح‌طلب نیز، در مصاحبه با روزنامه آرمان در پاسخ به ارتباط یا عدم ارتباط برجام با حل مشکلات اقتصادی می‌گوید: «یک مشکلی در ابتدا از سوی دولت وجود داشت و آن بود که در سیستم و ساختار دولت بعضاً بسیاری از مشکلات اقتصادی را به مسائل تحریم‌ها نسبت داده و طبیعتاً هنگامی که تحریم‌ها برطرف می‌شود و یا گشایشی در حوزه بین‌المللی صورت می‌گیرد به طور طبیعی مردم نظرشان بر آن است تا تغییراتی در حوزه معیشت مشاهده کنند. اما افرادی که از این موضوع سوءاستفاده می‌کنند به درستی می‌دانند که بخش عمده‌ای از مشکلات و مسائل معیشتی و اقتصادی مردم ریشه در داخل کشور دارد [14]».

بازگشت به اول خط

گویا تجربه شکست برجام از طریق خروج آمریکا از این پرونده، بی‌اعتنایی اروپایی‌ها به ضمانت‌های اجرایی خود، واگذاری حجم گسترده‌ای از امتیازات، در راس آن متوقف ساختن صنعت هسته‌ای کشور، دولتمردان اعتدالی و حامیان اصلاح‌طلب آنها را نه تنها هوشیار نساخته بلکه منافع ملی را بازیچه خواسته‌های حداقلی حزبی- جناحی خود قرارداده‌اند. بلافاصله پس از خروج آمریکا از برجام و افزایش مشکوک قیمت ارز در سال گذشته، جریانات مذکور، علت شکست برجام را به آمریکا منتسب کرده و خواهان گفتگوی مجدد شدند و به این واسطه ناکارآمدی دولت را در عرصه اقتصاد نفی کردند.

حسن روحانی 11 بهمن سال 97، در مراسم تجدید میثاق اعضای دولت با آرمان‌های امام راحل، با تعابیر خود سعی دارد تا منشا مشکلات را متوجه آمریکا کرده و نقش دولت را در این زمینه کم رنگ جلوه دهد: «برخی‌ها نباید تفسیر نادرستی داشته باشند، امروز مشکلات ما عمدتاً به خاطر فشار آمریکا و اذناب آن است و نباید به جای محکوم کردن دشمنان، دولت خدمتگزار و نظام اسلامی مورد سرزنش قرار بگیرد و این می‌تواند بالاترین خسران و زیان باشد که کسی در کشور واقعیت‌ها را لمس نکند [15]».

این سخنان روحانی در حالی است که مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های متعدد منشا مشکلات اقتصادی کنونی را نه تحریم‌ها و نه آمریکا بلکه یک مسئله داخلی و ناشی از بی تدبیری‌های مسئولان می‌دانند. در همین راستا، رهبری در 22 مرداد 97، در دیدار با اقشار مختلف مردم فرمودند: «اکثر کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولان متفق هستند که عامل همه‌ی این مشکلات تحریم‌ها نیست بلکه ناشی از مسائل درونی، نحوه‌ی مدیریت و سیاست‌گذاری اجرایی است [16]».

مقام معظم رهبری در ادامه همچنین نقش تحریم‌ها را کم‌ رنگ دانسته و فرمودند: «من نمی‌گویم تحریم‌ها اثر ندارد، اما عمده‌ی مشکلات اقتصادی اخیر مربوط به عملکردها است و اگر عملکردها بهتر و باتدبیرتر و بهنگام‌تر و قوی‌تر باشد، تحریم‌ها تأثیر زیادی نخواهد داشت و می‌توان مقابل آن ایستاد [17]».

روحانی اما در جلسه شورای اداری استان گلستان از غیرممکن بودن توسعه و پیشرفت بدون ارتباط با خارج سخن می‌گوید: «بدون تردید هرگونه پیشرفت و توسعه در کشور با انزوا همخوانی ندارد چرا که اگر صادرات نداشته باشیم و سرمایه‌ گذاری و تکنولوژی پیشرفته وارد کشور نشود، قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه بسیار دشوار و چه بسا نشدنی است [18]».

روزنامه آرمان در یادداشتی به قلم «علی بیگدلی» نوشت: «ما در شرایطی هستیم که هر روز به نقطه‌های تاریک بیشتری از جهت اقتصادی می‌رسیم. پیشنهادم به دولت این است که اصل مذاکره اگر براساس منافع ملی ما باشد باید آن را بررسی کرد. اگر براین اساس، اصل مذاکره را بپذیریم، می‌توانیم راجع به چگونگی آن صحبت کنیم. از آنجا که از جهت سیاست خارجی و هم از جهت داخلی زمینه‌های نارضایتی اجتماعی در جامعه کاملاً فراهم است، می‌تواند ما را با مشکلاتی مواجه کند. با در نظر گرفتن اینکه سیزدهم مردادماه مرحله اول تحریم‌هاست و بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی بساط‌شان را جمع کرده و درحال خروج از ایران هستند، نقطه عطف اینجاست که ما نمی‌توانیم از یک دریچه به سیاست نگاه کنیم. سیاست یک امر متغیری است که با هیچ موضع ثابتی قابل قیاس نیست...الان با قدرتی که در دریای سرخ از طریق حوثی‌ها از خود نشان داده‌ایم، می‌توانیم در پشت مذاکره امتیاز هم به‌دست بیاوریم [19]».

«داریوش قنبری»، فعال اصلاح‌طلب و از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، طی یادداشتی در روزنامه آرمان امروز با اشاره به استیضاح وزیر اقتصاد در مجلس نوشته است: «در شرایط فعلی تغییر و تحول مدیران راهکار بحران‌های فعلی نیست و ریشه بحران اقتصادی فعلی کشور هم با مدیریت عرصه اقتصاد حل شدنی نیست. در واقع ریشه این مسائل اقتصادی نیست که بخواهیم با پیچیدن نسخه اقتصادی آن را درمان کنیم. به گونه‌ای که حتی اگر آدام اسمیت هم زنده شود با نسخه‌های اقتصادی‌اش نمی‌تواند اوضاع و شرایط اقتصادی کشور را بهبود بخشد. چون ریشه این مشکلات نه در اقتصاد که در عرصه سیاست و سیاست خارجی است و تا آن عرصه مدیریت نشود، قطعا و یقینا وضعیت اقتصادی هم بهتر نخواهد شد [20]».

عملیات فریب جریانات اعتدال- اصلاح‌طلب مبنی بر مذاکره مجدد، در حالی است که عدم پایبندی غربی‌ها نسبت به برجام تا کنون هزینه‌های غیرقابل جبرانی را برای کشورمان به بار آورده است. چه تضمینی وجود دارد که گفتگوهای آینده نیز منتهی به سرنوشت برجام نشود؟

روزنامه همدلی نیز در گزارشی با عنوان «مهار ترامپ با گفتگو» نوشت:

ترامپ در یک گفت‌وگوی خبری در واشنگتن، ادعا کرده است که چون وضع ایران خوب نیست، بنابراین با آمریکا مذاکره خواهند کرد…"علی خرم" نماینده پیشین ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل گفت: "…بدون شک در این شرایط اقتصادی و سیاسی به نفع ایران است تا از طریق یک کانال دیپلماتیک با آمریکا، مذاکره کند. بنده معتقدم مذاکره با آمریکا در راستای منافع ملی و مصلحت عمومی صورت گیرد" [21].

همچنین محمود صادقی نماینده فراکسیون امید، با توییتی سعی دارد گرانی‌های اخیر را به مسئله تحریمها ربط دهد.

او همچنین در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشت: «برخی گوشت ۱۰۰ هزار تومانی را به برجام گره می‌زنند در حالی که این به نقض برجام ربط دارد و به عهدشکنی عهدشکنان مربوط است. در واقع ما به جای اینکه عهدشکنان را به وفای به عهد وادار کنیم، قصور را متوجه دولت می‌کنیم [22]».

اف ای تی اف، تکرار یک بازی

علی‌رغم تجربه برجام، این‌بار شاهد تکرار سناریوسازی‌های جریانات خاص برای القای دوگانه اف ای تی اف- معشیت هستیم. رهاسازی مدیریت کشور به امید وعده‌های کشورهای اروپایی و پیوستن به معاهدات بین المللی، درحالی است که انتهای این مسیر، با توجه به تجربه شش ساله دولت روحانی قابل پیش‌بینی است. حسن روحانی که در صدر لیست حامیان لایحه اف ای تی اف قرار دارد بارها از ضرورت تصویب لوایح مربوط به اف ای تی اف سخن گفته و عدم تصویب آن را مقدمه التهابات اقتصادی می‌داند.

در همین زمینه حسن روحانی با گره زدن اقتصاد کشور به لوایح اف ای تی اف می‌گوید: «اگر رابطه ما با گروه اقدام مالی قطع شود فعالیت ما در سطح دنیا با مشکل مواجه می شود. اگر یک بانکی با این حرف مشکل دارد حتما مصاحبه کند و بگوید این حرف درست نیست [23]».

روحانی همچنین در 3 بهمن 97 در جلسه هیات دولت، مشکلات اقتصادی کشور را ناشی از توطئه‌های آمریکا دانسته و علاج آن را تصویب اف ای تی اف می‌داند:

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی به تازگی در حاشیه همایش «چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران» با کنایه به مجمع تشخیص مصلحت نظام، درباره تمدید مهلت ایران از سوی گروه ویژه اقدام مالی (fatf) اظهار کرده است: «دوستان واقعیات را نگاه کنند و تصمیم بگیرند. هر تصمیمی هم بگیرند ما تبعیت می‌کنیم، اما خوب بدانند که تصمیم آنها چه آثاری دارد... دوستان ما نگاه کنند و بر اساس واقعیات تصمیم بگیرند، تا حالا می‌گفتند که «اتفاقی نمی‌افتد، اتفاقی نمی‌افتد» حالا دارند، می‌بینند [24]».

علی مطهری نیز از دیگر کسانی بود که مجمع تشخیص را تهدید به عواقب احتمالی نپذیرفتن این لوایح کرد: «در صورتی که مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصلحت و منفعت کشور را بخواهد، این دو لایحه را تصویب می‌کند تا مشکل غیرضروری برای کشور ایجاد نشود. مخالفان این دو لایحه باید مسئولیت عدم تصویب آن را بپذیرند و بعد از آن هم به دولت حمله نکنند و دیگر در مورد وضعیت معیشت و اقتصاد کشور انتقاد نکنند [25]».

براین اساس و با توجه به التهابات یکسال گذشته در عرصه اقتصاد کشور، شاهد تحرکات عامدانه برخی جریانات دولتی از طریق رهاسازی مدیریت اقتصادی کشور و با هدف تحت فشار قرار دادن نظام برای تحمیل کردن معاهدات بین‌المللی هستیم. این درحالیست که سابقا مسئولان دولتی نظیر حسن روحانی و ظریف هرگونه تضمینی را برای حل مشکلات اقتصادی در صورت پذیرفتن fatf، رد کرده‌اند [26].

در این میان، حامیان سابق دولت حسن روحانی نیز برای تصویب این لوایح، هجمه‌های رسانه‌ای خود را با شدت هرچه بیشتر ادامه می‌دهند. «احمد شیرزاد»، از نمایندگان مستعفی مجلس ششم، طی یادداشتی در روزنامه آرمان امروز با تأکید بر ضرورت امضای لوایح مالی غرب توسط ایران نوشته است: «قدر مسلم احتیاج داریم، بتوانیم مبادلات پولی و بانکی با نهادهای بین‌المللی داشته باشیم و بدون این مبادلات اصلاً امکان حیات اقتصادی وجود ندارد [27]».

سرانجام غربگرایی

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی شاهد گره زدن توسعه کشور به مذاکرات با کشورهای غربی و مطرح ساختن دوگانه‌هایی نظیر معشیت- برجام یا معشیت- fatf از سوی غربگرایان، بوده‌ایم. این جریان به صرف القای این دوگانه‌ها در اذهان اکتفا نکرده و متاسفانه شاهد کارشکنی عامدانه در عرصه اقتصادی کشور هستیم. فرجام این دوگانه سازی‌ها در رابطه با اف ای تی اف، با وجود تجربه شکست برجام قابل پیش‌بینی است. اما درخصوص اهداف گروه‌های مذکور از این دوگانه سازی‌ها موارد زیر را می‌توان نام برد:

شانه خالی کردن از مسئولیت شکست برجام و معرفی کردن آمریکا به عنوان عامل اصلی عدم موفقیت برجام

القای مغلطه عدم امکان توسعه اقتصادی در افکار عمومی بدون ارتباط با کشورهای غربی

ایجاد هیاهوهای رسانه‌ای در کنار در کنار سوء مدیریت مغرضانه با هدف کلید زدن برجام‌های 2 و 3 و نیز پیوستن به کنوانسیون‌های مبهم بین المللی

نویسنده: احمدرضا کریمی؛ کارشناس مسائل سیاسی

 

[1]. http://yon.ir/xIcS2

[2]. http://yon.ir/Q3cgj

[3]. http://yon.ir/1S2SD

[4]. http://yon.ir/E4exL

[5]. http://yon.ir/4tduE

[6]. همان

[7]. http://yon.ir/Dyr12

[8]. http://yon.ir/cE1R8

[9]. http://yon.ir/XnrHD

[10]. همان

[11]. http://yon.ir/tX4PO

[12]. http://yon.ir/pYA2Z

[13]. http://yon.ir/jpSSQ

[14]. http://yon.ir/GtDW3

[15]. http://yon.ir/JYnR2

[16]. http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=40243

[17]. همان

[18]. http://yon.ir/RFdum

[19]. http://yon.ir/CFz8Q

[20]. http://yon.ir/xayGn

[21]. http://yon.ir/pI6D7

[22]. http://yon.ir/dsUfG

[23]. http://yon.ir/OWPri

[24]. http://yon.ir/lnXao

[25]. http://yon.ir/meZ4q

[26]. http://yon.ir/fvHf3

[27]. http://yon.ir/wwyZK

مرتبط‌ها

طبقه متوسط و بحران اقتصادی پس از انقلاب

تورم 20 تا 40 درصدی در انتظار سال 98

سالِ تصمیم نهایی درباره چهارگانه‌ها

دولت در 98 با اقتصاد چه خواهد کرد؟

طرح/ زمستان تمام شد!

تراژدی نفت و زنگنه؛ پایان ژنرال