دیدبان

طبقه متوسط و بحران اقتصادی پس از انقلاب

طبقه متوسط و بحران اقتصادی پس از انقلاب

دیدبان؛ پس از انقلاب اسلامی در سال 1357، دشمنان همواره در مسیر پیشرفت جمهوری اسلامی سنگ ­اندازی کرده ­اند و به روش­های مختلف متوسل شده ­اند. یکی از گزینه­ های آنها تحریم­های اقتصادی و به تبع آن ایجاد بحران اقتصادی بوده­ است. طبقه متوسط بیشترین نقش را در مقابله با این بحران­ها داشته­ اند و در برهه­ های زمانی مختلف، رفتارهای گوناگونی را در برابر آن از خود نشان داده ­اند. در ادامهفراز و فرودهای این طبقه در برابر بحران­های اقتصادی بررسی می­ شود:

طبقه متوسط سنتی و جدید

غلامرضا عراقی در مقاله «طبقه متوسط جدید و تأثیراتش پس از انقلاب اسلامی»، ساختار اجتماعی- سیاسی عصر جمهوری اسلامی را این گونه تقسیم می کند [1]:

ولایت فقیه

بیوتات، روحانیون

نمادهای حکومتی کابینه

نظامیان، سپاه، تکنوکراتها، روحانیون، تُجار

طبقه متوسط

توده روستایی و شهری سازمان نیافته

در اندیشه مارکس، در جامعه سرمایه داری، علاوه بر طبقه سرمایه­ دار و کارگر، یک قشر دیگر اجتماعی نیز وجود دارد که مارکس آن را خرده بورژوازی یا طبقه متوسط می نامد؛ یعنی کسانی که وسایل تولید گسترده ندارند و از نیروی کار خودشان هم استفاده می کنند [2]. برخی معتقدند طبقه متوسط مقداری از خود و خانواده اش فراتر رفته و به دیگری فکر می ​کند. طبقه متوسط باید به مسائل جهانی هم فکر کند. انتظار این است که افراد طبقه متوسط خدمات مثبتی ارائه داده یا فعالیتی مثمر ثمر در بخش تولید انجام دهند و یا خدمات موثری برای جامعه ارائه دهد. این طبقه برای زندگی خودش و دیگران فکر و اقدام می کند. به همین خاطر است که این طبقه را به مفاهیمی چون مدنیت، دموکراسی، توسعه و جامعه مدرن متصل می ​کنند [3].

اصطلاح طبقه متوسط جدید نخستین بار، توسط امیل لدرر، جامعه شناس آلمانی در مقاله ای با عنوان «مشکل کارمندانِ جدید حقوق بگیر و پایه های نظری و آماری آن» به کار رفت. وی مهم ترین ویژگی این طبقه را در شیوه زندگی و حقوق اعضای طبقه می دید که وجه تمایز آنها دریافت حقوق است.

حضور قشر روشن فکر و تحصیل کرده ایرانی در میان این طبقه و تأثیرات آن بر سایر گروه های این طبقه، به حدی است که آل احمد، طبقه متوسط جدید در ایران را از آنِ روشن فکران می داند و معتقد است که خواسته یا ناخواسته در خدمت رژیم پهلوی بوده اند. وی برای روشن فکران، مفهوم حداقل و حداکثر قائل است. حداقل، کار فکری می کنند و حداکثر کسانی هستند که کمر به همت افراد محروم بسته و به مسئولیت زمانه آگاه هستند [4].

تفاوت طبقه متوسط سنتی و جدید در اقتصاد

علی سرزعیم، استادیار دانشگاه تهران معتقد است در سیاستگذاری اقتصاد به طور سنتی طبقه متوسط در کنار طبقه غنی قرار گرفته است؛ یعنی از سیاست‌هایی حمایت کرده که نفع عمده آن متوجه طبقه غنی و بخشی هم به خود طبقه متوسط رسیده است اما طبقه متوسط جدید خیلی چشم و گوش‌اش به نخبگان است، نخبگان ما هم عموماً گرایش اقتصادی‌شان چپ است و این یعنی گمراه شدن طبقه متوسط. در شرایط بحران اقتصادی وضعیت طبقه متوسط هم بد می‌شود اما کمتر از دو گروه دیگر. این طبقه همواره مطالبات اجتماعی و سیاسی داشته و دارد که حالا مطالبات اقتصادی هم به آن اضافه می‌شود [5].

طبقه متوسط در برابر بحران اقتصادی چه می­کند؟

برای بررسی رفتار طبقه متوسط در دوران بعد از انقلاب باید این را دانست که در جمهوری اسلامی به کدام قشر، قشر متوسط گفته می ­شود ولی با توجه به آن چه در بالا گفته شد، نمیتوان به تعریف یکسانی از آن رسید. به هر حال در سالهای پس از انقلاب، در میان طبقات گوناگون جامعه طبقه متوسط از اهمیت زیادی برخوردار بوده­ است؛ زیرا وجود طبقه متوسط سبب کاهش نابرابری در توزیع درآمد و تبدیل تنش­های اجتماعی از حالت خشونت آمیز به رقابتهای سیاسی می شود [6].

به نظر می­رسد که اکثریت جامعه­ ما را طبقه متوسط تشکیل می ­دهد و مخاطب اصلی سیاستگذاری اقتصادی دولت­ها بوده ­است؛ برای مثال در دولت روحانی مشاهده شده­ است که کارمندان، فارغ‌التحصیلان بیکار شاغل در شغل مسافرکشی، بازنشستگان، نخبگان، متخصصین شهری، اصناف دارای هوشمندی و تجارب کاری که یک سطح معین از فهم اجتماعی را کسب کرده‌اند و مانند اینها معمولا به عنوان بخشی از طبقه متوسط ایران تلقی می‌شوند. دولت در مالیات‌ستانی از طبقه مرفه­ جامعه، موفقیتی نداشته است و در نتیجه این طبقه متوسط هستند که باید مالیات بیشتری بدهند، بنزین را با نرخ بیشتری بخرند، از کمک‌های یارانه‌ای دولتی بهره کمتری ببرند و با مشکلات اقتصادی بیشتری دست‌وپنجه نرم کنند [7].

طبقه متوسط همان طبقه­ ای است که مطالبات گوناگون داشته و دارد. این طبقه در سال­های پس از انقلاب، بیشترین نقش در وضع کنونی جامعه داشته و در برابر بحران­های اقتصادی مقاومت کرده است. به نظر می ­رسد ثبات سیاسی و حاکمیتی برای طبقه متوسط اهمیت بیشتری از مطالبات اقتصادی دارد و این احتمال اعتراض سیاسی از سوی این طبقه را کاهش می­ دهد.

نویسنده: امیرمحمد مؤذن فراشاه؛ تحلیل­گر مسائل سیاسی

[1] yon.ir/jTHRq

[2] مقاله «فلسفه مادیگرایی یا ماتریالیسم دیالکتیک»

[3] https://www.eghtesadonline.com/n/Ehe

[4] جلال آل احمد، غربزدگی (تهران: قلم،1340) ص 34

[5] روزنامه ایران؛ 04/06/1397

[6] مقاله «طبقه متوسط در ایران بعد از انقلاب و چشم انداز آینده آن در تحولات سیاسی»، یحیی فوزی

[7] mshrgh.ir/815914

مرتبط‌ها

فاتف و تکرار یک بازی قدیمی

تورم 20 تا 40 درصدی در انتظار سال 98

سالِ تصمیم نهایی درباره چهارگانه‌ها

دولت در 98 با اقتصاد چه خواهد کرد؟

طرح/ زمستان تمام شد!

تراژدی نفت و زنگنه؛ پایان ژنرال