دیدبان
جریان شناسی احزاب خارجی - 4

معرفی احزاب اصلی روسیه

معرفی احزاب اصلی روسیه

دیدبان؛ در ادامه سلسله نوشته‌های جریان شناسی احزاب خارجی، در این نوشته تلاش خواهد شد که احزاب اصلی روسیه معرفی شوند.

روسیه متحد

این حزب در سال ۲۰۰۱ از به هم پیوستن چندین حزب سیاسی که در انتخابات دومای 1999 و جنبش‌های طرفدار دولت ایجاد شد که ساختارها و برنامه‌های خود را متحد کردند و به‌عنوان یک حزب واحد به هم پیوستند. گریزلوف که بعداً به ریاست دوما رسید، در سال ۲۰۰۲ به‌عنوان رئیس این حزب انتخاب شد و در سال ۲۰۰۳ نام روسیه متحد را برای حزب برگزید. شعار حزب در انتخابات «همه با هم با رئیس‌جمهور» بود. این حزب تا مارس 2006 یک‌میلیون عضو داشت و همچنان نیز بزرگ‌ترین حزب روسیه به شمار می‌رود.

روسیه متحد را در تحلیل‌ها اغلب به نام «حزب قدرت» خطاب می‌کنند. چراکه هدف از ایجاد آن این بود که پارلمان به‌صورت بدون قید و شرط از رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر حمایت کند. به همین دلیل است که این حزب در بیشتر بیانیه‌ها و اسناد رسمی خود از ولادیمیر پوتین تحت عنوان رهبر کشور یاد می‌کند. حمایت حزب از رئیس‌جمهور به حدی است که حتی طرح فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی حزب رسماً به‌عنوان «طرح پوتین» نام‌گذاری شده است. ازنظر سیاسی، روسیه متحد طرف دار میانه‌روی سیاسی و دوری از چپ و راست برای متحد کردن جامعه است. در حوزه اقتصادی، این حزب از یک اقتصاد ترکیبی، یعنی هم شامل بخش‌های دولتی و هم خصوصی، حمایت می‌کند. مدرن سازی، اصلاحات اقتصادی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری نیز از اهداف دیگر این حزب است. همچنین روسیه متحد در اوایل دهه ۲۰۰۰ ارزش‌هایی مثل دموکراسی مستقل را ترویج می‌کرد. ولادیمیر پوتین- باوجوداینکه عضو حزب نیست- در سال ۲۰۰۸ به‌عنوان رئیس این حزب انتخاب شد و در سال ۲۰۱۱ شکل‌گیری یک جبهه مردمی را اعلام کرد که آمیخته‌ای از مردم مناطق مختلف روسیه و نیز سازمان‌های حزب روسیه متحد بود. «جبهه مردمی همه روسیه» جنبشی است که دولت در سال ۲۰۱۱ تأسیس کرد؛ با این هدف که قبل از انتخابات پارلمانی دسامبر ۲۰۱۱ برای حزب روسیه متحد چهرهای جدید همراه با ایده‌ها و پیشنهادهای جدید فراهم کند. دیگر احزاب سیاسی، اتحادیه‌های تجاری، اصناف، تمام شهرداری‌ها و همچنین گروه‌های جوانان، زنان و کهنه سربازان با هدف گفتگو میان نیروهای سیاسی مختلف برای ساختن یک روسیه بزرگ، امکان حضور در این جنبش را داشتند که البته این اقدام با استقبال بسیار خوبی نیز مواجه شد. اجرای اصلاحات کلیدی در بخش‌های فرهنگی، آموزش، خدمات اجتماعی، اقتصاد و سلامت ازجمله اصلی‌ترین برنامه‌های این جنبش بود.

از همان بدو تأسیس جبهه مردمی، سایر احزاب سیاسی مهم روسیه دولت را متهم به تلاش برای ایجاد یک دولت تک‌حزبی کردند که تمام سازمان‌ها را به حزب روسیه متحد پیوند داده است. درحالی‌که موافقان معتقدند ولادیمیر پوتین با این اقدام خود توانسته است بسیاری از افراد را با هر عقیده و دیدگاه سیاسی، چنانچه معتقد به سربلندی و توسعه روسیه باشند، گرد هم آورد و برخلاف احزاب موجود، هم‌گرایی را در کشور افزایش دهد و در جهت مثبت هدایت کند.

حزب لیبرال دموکرات روسیه

امروزه این حزب رسماً قدیمی‌ترین حزب روسیه است که در سال 1989 به‌عنوان یک گروه سوسیال‌دموکرات شکل گرفت و در سال 1991 رسماً به‌عنوان یک حزب سیاسی ثبت شد. این حزب از قدرت غالب مجموعه دولت شامل هر سه قوه حمایت می‌کند و با تأکید بر موضع ملی‌گرایی معتقد است روسیه باید مهاجرت را محدود کند و از تمام روس‌های خارج از کشور نیز حمایت کند.

در حوزه اقتصادی این حزب مانند روسیه متحد از یک اقتصاد ترکیبی حمایت می‌کند. بااین‌حال معتقد است دولت باید حوزه‌های دفاع، حمل‌ونقل، نفت و گاز، ارتباطات، صنایع فلزی و استخراج منابع معدنی و نیز شکر، تنباکو و الکل را کنترل کند و قیمت انرژی را پایین نگه دارد. این حزب مخالف استفاده از نیروی نظامی در خارج از مرزهای روسیه است. در حوزه سیاست خارجی این حزب در زمره نو اوراسیا گرایان قرار داشته و تصور می‌کند روسیه باید توجهش را از غرب به چین، هند، ایران و ونزوئلا معطوف کند و از ایجاد اتحادیه گمرکی در منطقه اوراسیا حمایت می‌کند. عموماً برنامه‌های حزب لیبرال دموکرات شامل مجموعه‌ای از وعده‌های مردم پسندانه و تا حدودی پوپولیستی است. برخی معتقدند این حزب مخالف نظم جهانی موجود و به‌طور خاص جایگاه بین‌المللی روسیه است. اما بااین‌حال این حزب در دوما معمولاً از دولت حمایت می‌کند و ویژگی‌های حزب اپوزیسیون را ندارد.

حزب کمونیست فدراسیون روسیه

این حزب در فوریه ۱۹۹۳ شکل گرفت و در ماه مارس از سوی وزارت دادگستری ثبت شد. بیشتر اعضای این حزب از قبل متعلق به حزب کمونیست شوروی بودند. حزب کمونیست اتحاد شوروی در خلال سال‌های 1991-1989 وارد دوره‌ای از گذار و درگیری‌های داخلی شد. این امر ناشی از تنوع ایدئولوژی‌های درون حزب بود که انسجام سیاسی آن را تا حد زیادی کاهش می‌داد. در سال ۱۹۹۲ حزب کمونیست چندین گروه موافق کمونیسم را باهم گرد آورد و گنادی زیوگانوف رئیس اجرایی حزب شد که همچنان نیز رهبری حزب را بر عهده دارد. در آن زمان حزب حدود ۵۵۰ هزار عضو داشت؛ درحالی‌که در دهه ۱۹۸۰ حزب کمونیست اتحاد شوروی تقریباً ۸ میلیون و در سال 2006 حدود 180 هزار عضو داشت. سهم این حزب از آراء در طول بیست سال گذشته رو به کاهش بوده است. تحولات گسترده‌ای در حزب شکل‌گرفته است. طبق قوانین قدیمی حزب همه اعضا مجبور بودند که ضد خدا باشند. درحالی‌که در سال‌های اخیر حدود ۳۰ درصد از اعضای حزب کمونیست اظهار می‌کنند که به خدا اعتقاد دارند. همچنین در حال حاضر حزب کمونیست برخلاف دوره شوروی پلورالیسم سیاسی و مالکیت خصوصی را به رسمیت می‌شناسد.

در حوزه سیاست خارجی اولویت‌های این حزب عبارت است از: تقویت نقش سازمان ملل، محدود کردن نفوذ ناتو و در صورت امکان تلاش برای فروپاشی آن و نزدیک کردن کشورهای شوروی سابق به یکدیگر، ضمن اینکه اصلاحات نظامی نیز مورد حمایت حزب کمونیست روسیه است. در حوزه اقتصادی حزب حامی ملی کردن صنایع استراتژیک است و معتقد است دولت باید قیمت کالاهای ضروری را کنترل کند. در عرصه اجتماعی نیز این حزب از خدمات رایگان برای نیازمندان و اصلاح نظام مالیات‌ها به نفع فقرا حمایت می‌کند.

حزب روسیه عادل

این حزب در سال ۲۰۰۶ از ادغام سه حزب با گرایش چپ تأسیس شد و بعداً احزاب کوچک‌تر با گرایش‌های مشابه نیز به آن پیوستند. اساس برنامه‌های روسیه عادل بر روی سوسیالیسم معاصر، دموکراتیک و واقعی است. این حزب قصد دارد ایده‌های سوسیالیستی را با ارزش‌های دموکراتیک جهانی ترکیب کند و سوسیالیسم قرن ۲۱ را در روسیه بر پا کند. این حزب بر روی سیاست‌های اجتماعی قوی‌ای تأکید دارد که ثبات اجتماعی را تضمین کند. بعد از انتخابات سال ۲۰۰۷ این حزب چهارمین حزب از نظر تعداد نمایندگان در دومای کشوری بود (۳۷ کرسی داشت) و رهبر آن سرگئی میرونوف رئیس شورای فدراسیون بود. مسائل مورد توجه این حزب بیشتر مسائل داخلی روسیه است که شعار «میهن، بازنشستگان، زندگی» نیز بازتابی از اولویت‌های آن است.

به‌طورکلی حزب روسیه عادل موافق سیاست‌های دولت است و صرفاً در مسائل تاکتیکی و نه در استراتژی‌ها، انتقاد می‌کند. در سال ۲۰۰۷ میلادی ۳۶ درصد روس‌ها این حزب را یک حزب موافق دولت قلمداد می‌کردند و ۴۱ درصد نمی‌توانستند جهت‌گیری مواضع سیاسی این حزب را تشخیص دهند!

تحلیل

حزب متحد روسیه از سال 2003 تا حال یکه‌تاز سیاست روسیه است که در دو دوره 2011-2007 و 2016 تا حال با کسب حداکثر مطلق دوما عملاً تنها تصمیم گیر دوما بود. بیشتر رأی‌دهندگان به حزب متحد روسیه را جوانان تشکیل می‌دهند و جالب اینکه 64 درصد از آن‌ها بانوان هستند. بنابراین می‌توان حدس زد که به‌احتمال‌زیاد آینده نیز از آن این حزب بوده و نباید انتظار داشت که سایر احزاب توفیق چندانی داشته باشند و باید حداکثر امیدشان این باشد که با کسب چند کرسی اضافی در دوما نگذارند داستان حداکثر مطلق بودن در دوما برای حزب روسیه متحد تکرار شود تا شاید شانس اظهارنظر در مصوبات دوما را داشته باشند. هرچند که به لحاظ اهداف و استراتژی‌ها اختلاف چندانی میان چهار حزب اصلی روسیه وجود ندارد که چالش جدی در خصوص مصوبات دوما نیز به وجود بیاید اما به‌هرحال غایت هر حزبی کسب فرصت برای اعمال‌نظر در جریان قدرت هست. شاید به همین دلیل است که عده‌ای معتقدند ساختار چندحزبی در روسیه بیشتر شبیه یک شوخی است. اما درواقع این‌قدرها هم شوخی نیست. با توجه به فرهنگ سیاسی روس‌ها، احزاب روسیه برخلاف احزاب آمریکا و یا انگلیس متکی بر اهداف و برنامه‌ها و آرمان‌ها نیستند، بلکه تا حدود بسیار زیادی شخص محور هستند و اگر رهبران احزاب یا افراد برجسته حزب به هر دلیلی دیگر در حزب نباشند به‌راحتی جایگزین نمی‌شوند و شاید حتی موجودیت و هویتشان به خطر بیفتد.

ولادیمیر پوتین (رئیس‌جمهور)، دیمیتری مدودف (نخست‌وزیر و رئیس حزب)، ویاچسلاو وولودین (رئیس دوما) و سرگئی شویگو (وزیر دفاع) برجسته‌ترین اعضای حزب متحد روسیه هستند که البته اقتدار پوتین به‌صورت بی‌رقیبی بر این حزب و تمام اعضای آن مسلط است و عملاً هیچ رقیبی درون حزب ندارد.

ولادیمیر ژیرنوفسکی در حزب لیبرال دموکرات، گنادی زیوگانوف و پاول گرودینین در حزب کمونیست و سرگئی میرونوف و نیکولای لویچف در حزب عادل برجسته‌ترین افراد هستند که به‌نوعی همه‌کاره حزبشان می‌باشند و هویت و موجودیت حزب به این افراد است و رقیب جدی نیز در درون احزابشان ندارند. البته هیچ‌کدام از این افراد در مقایسه با اعضای اصلی حزب روسیه متحد شانس توفیق ندارند؛ به این معنی که حداقل در بازه زمانی فعلی هر فردی از حزب متحد روسیه حتی غیر از پوتین، نامزد انتخابات شود شکی نیست که پیروزی با اختلاف بسیار از آن اوست. این نکته ای است که حتی خود احزاب هم مستقیم یا غیرمستقیم معترف به آن هستند. مثلاً در دو انتخابات 2008 و 2018 حزب روسیه عادل از نامزد حزب روسیه متحد به ترتیب مدودف و پوتین حمایت کرده است.

سید مهدی تدین، کارشناس امنیت بین‌الملل

منابع

کتاب‌ها

- روسیه؛ جامعه، سیاست و حکومت (دکتر سنایی)

-روسیه شناسی (دکتر نوری)

پایگاه‌های اینترنتی

- https://er.ru

- https://ldpr.ru

- http://cprf.ru

- http://spravedlivo.ru

-tass.com

مرتبط‌ها

توسعه‌طلبی‌های «اِسپارت خلیج فارس»

هزینه‌تراشی برای دشمن؛ مانعی برای تحریم بیشتر

استراتژی آمریکا و اعراب برای مقابله با جنگ نامنظم در خاورمیانه

ایران نباید منتظر اروپا بماند

چالشها و تجارب همکاری آمریکا با شُرکای عرب

معرفی و ذکر چالشهای مُدل «به وسیله، با و از طریق» (By, With, and Through)