دیدبان

دیدبانِ آزار زنان ایرانی 2

دیدبانِ آزار زنان ایرانی 2

دیدبان؛ در گزارش نخست سرنخ های مفیدی درباره خانواده، تحصیلات و علائق فردی و اجتماعی اکتیویست دوتابعیتی ارائه شد. دستگیری غنچه قوامی در واپسین روزهای بهار 93 و اتفاقات پس از آن با ابهامات فراوانی دست و پنجه نرم می کند. به نظر می رسد آنچه که پرده از واقعیت گشوده و راز برندینگ قوامی را برملا می کند تبیین درست شرایط ملتهب و فضای غبارآلود آن روزهاست. بدون تردید بازخوانی مختصر سیر وقوع آن حوادث راهنمای خوبی برای تحلیل وقایع مشابه خواهد بود.

خرداد 93 همزمان با بازی تیم ملی والیبال ایران بحث حضور زنان در ورزشگاه دغدغه یک رسانه ها شده بود. همراهی طیف خاصی از محافل سیاسی و رسانه‌ای در داخل کشور با بیگانگان در موضوع ورود بانوان به ورزشگاه‌ها معنای خاصی را به اذهان سیاسی متبادر می کرد. اولین بازی از لیگ جهانی والیبال که در ایران برگزار شد، بازی تیم والیبال ایران-برزیل در تاریخ ۲۳ خرداد ماه بود. حواشی عدم امکان حضور زنان در ورزشگاه تب و تاب بالایی را در رسانه ها پدید آورد. در ظاهر استانداردی دوگانه محرک نارضایتیها شده بود. سالن سرپوشیده 12 هزار نفره آزادی معذور از میزبانی بانوان ایرانی بود اما در عین حال پذیرای تماشاگران زن و مرد برزیلی شده بود.

دولت یازدهم که با پروژه مذاکرات هسته ای و توقف چرخ سانتریفیوژها آغاز به کار نموده بود برای انحراف افکار عمومی و سرگرم ساختن منتقدان نیاز به بسترهای مناسبی برای حاشیه سازی داشت. از شهریورماه سال 85 حضور بانوان در استادیومهای بسکتبال و والیبال مقدور بود اما ناگهان با برنامه ریزی قبلی به قصد فضاسازی رسانه ای برای اکتیویستها از شهریور ماه 92 این امکان از سوی دولت غربگرای یازدهم سلب شد.

در همین زمینه داورزنی رئیس فدراسیون والیبال گفته بود:

وقتی قرار شده تیم‌ ملی والیبال ایران از گروه B، یک‌ درجه صعود کند و به گروه A بیاید، FIVB سه شرط مهم و تاثیرگذار تعیین کرده است. یکی از این شروط حضور زنان در ورزشگاه بود. برای بازی ایران و ژاپن دو، سه‌هزارنفر خانم به ورزشگاه آمدند، در بازی بعدی این تعداد کمتر شد و در نهایت در بازی بعد از آن، بانوان از ورود به ورزشگاه منع شدند. ابتدا برای ورود زنان جلساتی با شورای تامین برگزار شد اما درست در روز بازی، آن اتفاقی که باید بیفتد، نیفتاد.

اصغر ناصر بخت معاون وقت سیاسی و امنیتی فرمانداری تهران درباره ورود زنان به استادیوم مسابقات بین المللی والیبال گفته بود: «مقرر شده استعلامی از شورای امنیت کشور به عمل آید». درحالی که مواد قانونی نشان می داد دولت از اختیارات وسیعی برخوردار بوده و به اعتراف رسانه های حامی دولت بحث حضور زنان در ورزشگاه میان شورای تامین استان و شورای امنیت کشور دست به دست می شد، شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده در یادداشت کوتاهی که در صفحه فیس‌بوکش منتشر کرد خود را به کوچه بی خبری زد و با اعتراض به ممنوعیت حضور زنان در بازی‌های ورزشی، نوشت:

سلام دوستان. امروز در هیئت دولت به ممنوعیت ورود زنان به سالن مسابقات والیبال اشاره کردم و مراتب اعتراض و ناامیدی نسل جوان را از این موضوع اعلام کردم؛ به ویژه آنکه تماشای این مسابقات ظاهراً در دوره‌های قبلی برای دختران و زنان محدودیتی نداشته است و ایجاد محدودیت در دوره دولت تدبیر و امید مایه تعجب شده است. به نظر می‌رسد با اتخاذ تدبیر و ساز و کار لازم در این خصوص می‌توان به جوانه زدن بذر امید دل بست.

شوالیه ها بر می گردند

تبدیل یک مساله سراسر فرعی به یک مساله حیثیتی و شیفت آن به تیتر یک رسانه ها نیازمند آن بود عرصه محیطی نیز راساً مدیریت شود. قائله گردانی به سبک حوادث دهه 70، باری بود که می بایست شوالیه های معاون زنان و امور خانواده رئیس جمهور آن را به دوش می کشیدند.

ژیلا بنی یعقوب یکی از محکومان فتنه 88 اتفاقات بازی والیبال ایران- برزیل را اینگونه روایت می کند:

ما دیروز در حدود هفتاد نفر بودیم که با ممانعت پلیس نتوانستیم وارد سالن بشویم. نماینده پلیس امنیت اخلاقی به میان زنان آمد و گفت: به ما ابلاغ شده که به هیچ عنوان به زنان ایرانی اجازه ورود به وزرشگاه را ندهیم اما زنان غیرایرانی حق ورود دارند. خانم سارا قاسم پور، مشاور خانم مولاوردی معاون رییس جمهور در امور زنان هم به میان زنان آمده بود. او از خواسته زنان برای ورود به استادیوم حمایت کرد و بارها با مسوولان پلیس امنیت اخلاقی که اجازه ورود به زنان را نمی دادند صحبت کرد و از آنها خواست که از مقامات ارشد خود در این باره کسب تکلیف کنند. خانم قاسم پور گفت: معاونت امور زنان، فدراسیون والیبال و وزارت وزرش هیچ کدام با ورود زنان به ورزشگاه برای تماشای مسابقات جهانی والیبال مخالفتی ندارند و فقط این شورای تامین استان تهران است که مخالف ورود آنهاست [1].

سارا قاسم پور دبیر وقت کارگروه دختران معاونت زنان ریاست جمهوری در جمع معترضین

گفتنیست بنی یعقوب به همراه اکتیویستها و روزنامه نگاران دیگری همچون شیوا نظر آهاری، مریم قربانی‌فر (میرا)، عاطفه نبوی، صبا شعردوست و سولماز ایکدر، لیدر تجمعات محدود برای رادیکال نمودن فضای مسابقه والیبال بودند.

اما دست آخر پس از بازی ایران و ایتالیا در 30 خرداد، این بار نه فمنیستهای باسابقه بلکه چهره ناشناخته و تازه کاری (غنچه اعظم قوامی) پا در عرصه کنشگری زنان نهاد و این دقیقا مطلبی است که تا به امروز سوال و تردید برخی اکتیویست های قدیمی تر را به همراه داشته است.

در این میان به عنوان یک رکن تحلیلی در موارد این چنینی حتما به دنبال ردپایی از فرزندخواندگان مرحوم هاشمی رفسنجانی باشید. جریان انصار حزب الله که از دهه 70 همواره تاکنون تسهیل گر و کاتالیرز برنامه ها و اقدامات جریان غربگرا بوده این بار نیز با تمام قوا وارد میدان می شود. در بی خبری و فقدان تحلیل بدنه انقلابی این جریان، برخی رجال شاخص و رئوس انصار در بزنگاه ها ورود می کنند. کارویژه آنها این است درحالی که امور به صورت عادی، فکر شده و کم هزینه از سوی نظام در مسیر حل و فصل قرار گرفته با تحریک احساسات انقلابی و مذهبی در خیابانها اردوکشی می کنند. از ابتدای شروع مذاکرات هسته ای تا پایان آن، گام به گام اقدامات جریان انصار حزب الله قابل تامل است. برای مثال تابستان 93 عبدالحمید محتشم (عبداللهی) از گشت ارشاد 4000 نفره انصار سخن گفته بود. مطلبی که از قضا با استقبال بی بی سی فارسی همراه شد.

این گشت ویژه را باید نسخه به روز شده گارد ویژه حزب الله (ایده سعید حجاریان) قلمداد کرد. حمید داوودآبادی نویسنده و رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس در این باره می گوید:

اواخر اردیبهشت 1376 در ایامی که کشور گرم تبلیغات هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود، فضایی بحرانی بر شهرها حاکم بود. همواره از گوشه و کنار، اخباری مبنی بر درگیر شدن هواداران کاندیداهای ریاست جمهوری به گوش می رسید. بیشترین اخبار از جر و بحث و درگیری میان حزب اللهی ها و هواداران "سیدمحمد خاتمی" کاندید اصلاح طلبان حکایت داشت. غالبا هم بچه حزب اللهی ها حمله کننده بودند و هواداران خاتمی مظلومانه مورد تهاجم!. در آن میان، صحنه هایی به چشم می آمد که بسیار جای تامل و درنگ داشت. گاهی اتفاق می افتاد عده ای با ظاهری کاملا حزب اللهی، با لباس یکدست مشکی (به مناسبت ایام عزاداری محرم) و چفیه بر گردن، به افرادی که درحال پخش و نصب پوسترهای خاتمی بودند حمله کرده و ضمن فحاشی و هتاکی به همه هواداران خاتمی، آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. مشاهده این صحنه ها که همواره با اظهار مظلومیت خاتمی چی ها همراه بود، باعث می شد تا مردم نسبت به خاتمی و هوادارانش احساس گرایش و حمایت پیدا کنند. گاه نیز اگر تعدادی بچه حزب اللهی واقعی، درحال بحث با هوادران خاتمی بودند، ناگهان چند موتور سوار (هوندا 125) با همان شکل و شمایل مشکی پوش و چفیه بر گردن، وارد جمع می شدند و همه را به هم می ریختند. اینگونه برخوردهای دگم و متعصبانه که غالبا با اهانت و فحاشی همراه بود، هیچ فایده ای نداشت جز منفور شدن حزب اللهی ها در چشم مردم و بالا رفتن آمار خاتمی! [2].

یک سال بعد یعنی در اردییهشت و خرداد 94 لشگر خودسر انصار حزب الله عیان تر از همیشه چماق هزینه آفرینش را در دست گرفت. 29 خرداد 94 تقویم مسابقات بازی تیم‌های والیبال ایران و آمریکا را در چهارچوب مسابقات جهانی والیبال نشان می داد که در سالن ۱۲هزار نفری ورزشگاه آزادی برگزار می‌شد.

فدراسیون والیبال اعلام کرده بود زنان اجازه خواهند داشت در این تاریخ برای تماشای این مسابقه وارد سالن آزادی شونددر اعلام فراخوانی از سوی انصار حزب‌الله و اساتید و طلاب حوزه علمیه ایروانی آمده بود: «منتظر حضور خونین امت حزب‌الله در ۲۹خرداد ۹۴ در ورزشگاه آزادی جهت مقابله و رویارویی با حضور زنان و نهی از منکر مسئولان وزارت ارشاد هستیم».

ماشین شایعه پراکنی

بررسی ابعاد یک تهمت رسانه ای علیه فاطمه آلیا نماینده مجلس شورای اسلامی گوشه ای از فضای پیچیده حاکم بر آن زمان را میسر می سازد. در حالی که بحث حضور و یا عدم حضور بانوان در ورزشگاه برای تماشای مسابقات والیبال مطرح می شد برخی سایت های خبری و روزنامه ها مطلبی به نقل از فاطمه آلیا نماینده تهران با تیتر "کار زن شوهرداری است نه والیبال دیدن" منتشر کردند. برای مثال روزنامه شرق نوشت:

این تکنیک شرق و به طور کل روزنامه های زنجیره ای اصلاحات در میان اصحاب رسانه کاملا شناخته شده است. یک خبر کذب را منتشر می کنند. پس از آن که بازنشر حداکثری شد خیلی مختصر بی آنکه ضریب چندانی بگیرد به تکذیب آن می پردازند.

به محض انتشار خبر کذبی مبنی بر اظهار نظر فاطمه آلیا، مخالفان در فیسبوک صفحه ای ساختند با عنوان «درخواست از فاطمه آلیا برای بازگشت به خانه و بچه داری و شوهر داری و استعفا از نمایندگی» که در زمان اندکی چندین هزار نفر در فیس بوک عضو آن شدند.

فاطمه آلیا چند روز پس از اظهار نظرش در گفتگو با سایت خانه ملت شایعه مطبوعات غربگرا را رد کرد و از حق شکایت خود و پیگیری های قضایی سخن گفت: خبری به نقل از بنده درباره حضور بانوان در ورزشگاه و تماشای مسابقات والیبال روز شنبه 31 خردادماه در برخی رسانه ها منتشر شد که از اساس نادرست است [3].

القای دروغ

غنچه قوامی در روز ۳۰ خرداد ۱۳۹۳ به همراه تعدادی دیگر از زنان برای تماشای بازی ایران–ایتالیا به ورزشگاه آزادی می‌رود که به‌طور موقت بازداشت و در همان روز آزاد می‌شود. ده روز بعد در روز 8 تیر برای تحویل گرفتن اموال شخصی خود به بازداشتگاه مراجعه می‌کند که دوباره توسط مأموران بازداشت می‌شود.

پس از اقدام خانواده قوامی به رسانه ای نمودن ماجرای دستگیری فرزندشان بلافاصله خط خبری خاصی از سوی رسانه های فارسی زبان خارج نشین و نیز مطبوعات زنجیره ای اصلاحات القا شد. قرار شده بود علت دستگیری قوامی را به ممانعت از حضور وی در بازی والیبال ایران-ایتالیا نسبت دهند اما داورزنی رئیس وقت فدراسیون والیبال صراحتا تاکید می کرد:

ادعاهای رسانه‌های غربی دروغ است. والیبال این روزها برند موفقی برای جمهوری اسلامی است و دشمنان نظام نمی‌توانند این موفقیت را تحمل کند و دنبال حذفش هستند. در روز بازی ایران و ایتالیا اتفاقی نیفتاده است. یک دختر به بهانه دیگری بازداشت شده، این ماجرا چه ارتباطی به ایران دارد؟ یک خانم با تابعیت دوگانه ایرانی و انگلیسی بازداشت شده. این همه دختر دیگر هم آن روز در کنار او در حوالی ورزشگاه بودند و بعد از دخالت نیروهای انتظامی به فاصله چند ساعت به خانه هایشان برگشتند. چرا برای آنها این اتفاق نیفتاده که یک روز بعد احضار شوند و بازداشت شوند؟ این پرونده اصلا ورزشی نیست اما آنها هدفشان ناکام گذاشتن والیبال است که حالا یکی از نمادهای پیروزی جمهوری اسلامی و مردم ایران است. می‌خواهند این شادی را از مردم ما بگیرند. برای همین است که رئیس فدراسیون اتریش دوره افتاده تا ما را محروم کنند. این چیزها بهانه است. اصل ماجرا دشمنی‌شان با موفقیت بچه‌های والیبال است که خار چشمشان شده است [4].

علاوه بر جریان غیر انقلاب و ضد انقلاب، 29 شهریور 93 رسانه انقلابی نما و معلوم الحالی همچون صراط نیوز همسو با تریبونهای ضدانقلاب در گزارشی با تیتر "غنچه‌ای که در والیبال رشد کرد!" میان دستگیری قوامی و بازی والیبال ایران- ایتالیا پیوند کذبی برقرار نمود: "قوامی دختر ۲۵ ساله‌ای است که برای ساماندهی غیرقانونی تجمع در مسابقه والیبال ایران-ایتالیا به ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی رفته بود و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. مراجع قضایی بازداشت او را به دلیل مسائل امنیتی پشت پرده تمدید کرده اند" [5].

تحلیلهای مشکوکی نظیر آنچه که در سایت صراط نیوز آمد صراحتا با استقبال تریبونهای برانداز مواجه شد. مطلبی در سایت رادیو فردا مورخ 5 مهر 93 درج شده که به ویژه یک پاراگراف آن برای کسانی که مساله نفوذ را به صورت فراجناحی پیگیری می کنند قابل تامل و خواندنی است:

پیش از اظهار نظر رسمی مقامات قضایی در ایران، رسانه‌های نزدیک به ارگان‌های نظامی و امنیتی از جمله سایت‌های بولتن نیوز، صراط، شفاف، افق و پایگاه خبری حامیان ولایت، «جرم» غنچه قوامی را تلاش برای تشویق زنان در تجمع مقابل ورزشگاه اعلام کرده بودند [6].

عکس برداری از مقر پلیس

سلسله اقدامات حساسیت زای غنچه قوامی قبل از دستگیری و حین آن پرسش برانگیز بوده و حتی این احتمال را طرح می کند که وی به دلایل قابل پیش بینی عامداً در پی آن بوده یک فقره دستگیری را به مثابه سکوی پرشی برای برندینگ خود ترتیب دهد. پوشش بی سابقه و هماهنگ رسانه ای از دستگیری تا آزادی وی این احتمال را نیز تقویت می کند. در همین زمینه سوسن مشتاقیان درباره دستگیری دخترش در تاریخ دیگری نیز صحبت می کند. تاریخی که 12 روز قبل از بازی ایران- ایتالیا بوده و به نظر می رسد گره کور ماجرای دستگیری قوامی باشد:

غنچه روز ۱۸خرداد ماه سال ۱۳۹۳ به دلیل حجاب در میدان ونک دستگیر شد و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد که چند ساعت بعد آزاد شد. این تنها سابقه بازداشت اوست [7].

علاوه بر آن، حین دستگیری موبایل قوامی حاوی محتویاتی بوده که سناریوی وی را تکمیل می کند. بخشهایی از اطلاعیه دادستانی درباره گوشی جنجالی به شرح ذیل است: در پی بازداشت فردی به نام غنچه قوامی از سوی دادسرای عمومی تهران و تشکیل پرونده برای نامبرده و انعکاس سوء این موضوع در رسانه‌های معاند، این دادستانی با اعلام این‌که مطالب منتشره برخلاف محتویات پرونده می‌باشد، در راستای تنویر افکار عمومی، بخشی از اقدامات متهم را به شرح زیر اعلام می‌نماید [8]:

1- در تاریخ 30/3/1393 متهم که واجد سابقه‌ی بازداشت قبلی بوده، به طور اتفاقی توسط ماموران پلیس مستقر در ورزشگاه، بازداشت می‌گردد؛‌ وی پس از بازداشت، مبادرت به عکس‌برداری از مقر پلیس و افراد حاضر در آن جا می‌نماید. نامبرده در همان روز بدون قید آزاد می‌شود و در تاریخ 31/3/1393 که جهت دریافت اوراق هویتی خود مراجعه نموده بود، این بار از وی یک دستگاه تلفن همراه کشف می‌شود که حاوی تصاویر و فیلم‌های متعدد مرتبط با عوامل جریان فتنه بوده است.

2- در تاریخ 8/4/1393 با احضار متهم و برخی تحقیقات صورت گرفته، معلوم گردید نامبرده در فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام مشارکت داشته و ضمن ارتباط با دست‌اندرکاران و مرتبطین شبکه‌های ماهواره‌ای از جمله شبکه‌ی بی‌بی‌سی فارسی و اپوزیسیون خارج از کشور، در تجمعات و راهپیمایی‌های ضد نظام حضور داشته است.

محتوای حساسیت زای گوشی فارغ التحصیل دانشگاه سواز از سوی وکیل وی (محمود علیزاده طباطبایی) و مادرش نیز تایید شد. سوسن مشتاقیان در این زمینه از همکاری دخترش با بی بی سی فارسی سخن گفته و به گوشه کوچکی از آن با عنوان گزارشی درباب تحریم ها (منتشر شده در سال 2013 در سایت بی بی سی فارسی) اشاره می کند [9].

تولد قهرمان از دل رسانه

«همکاران گرامی، همان‌طور که می‌دانید زنی در ایران به اسم غنچه قوامی به خاطر شرکت در محل استادیوم والیبال در روز بازی ایران و ایتالیا در تهران، ۱۲۶ روز است که در بازداشت به سر می‌برد. ما در حالت عادی، هرگز در قوانین کشورها دخالت نمی‌کنیم. اما مطابق با منشور المپیک، فدراسیون جهانی والیبال، متعهد به فراگیر بودن و حق زنان برای شرکت در ورزش بر اساس برابری است».

جملات فوق بخشهایی از اظهارات رئیس برزیلی فدراسیون جهانی والیبال است. آری گراسا رئیس FIVB برای آزادی غنچه قوامی سنگ تمام گذاشت و برخلاف عرف رایج رویه های بین المللی این ورزش، نامه ای را خطاب به حسن روحانی ارسال کرد. درخواست آزادی قوامی حتی به لیگ والیبال ایتالیا نیز کشیده شد:

بررسی منابع خبری متنوع نشان می دهد فمنیست ایرانی-بریتانیایی از دل اجماع رسانه های برانداز و اصلاحطلب بیرون آمد. بی بی سی فارسی و سایت منافقین درحالی که در طول سال همگان را با دعوای زرگری خود مشغول می سازند در حمایت از غنچه قوامی همنوا یک ادعای دروغ را منتشر ساختند:

تهیه فهرست کامل حمایتهای رسانه ای از غنچه قوامی خود گزارش مفصلی را می طلبد. با یک جست و جوی ساده می توان به این مطلب پی برد که مادر غنچه پس از دستگیری به صورت حرفه ای و گویی از پیش تمرین شده از مصاحبه با هیچ تریبون براندازی دریغ نکرد. در یک نمونه اذعان شده ابعاد این مساله به وضوح روشن می گردد. در صفحه ای منتسب به ایمان قوامی برادر غنچه قوامی به فعالیتهای حقوق بشری و تدارک بالغ بر 200 مصاحبه اشاره شده است:

ایمان از هیچ کوششی برای به خط کردن مقامات انگلیسی دریغ نکرد:

ایمان قوامی و اندی اسلوتر نماینده حزب کارگر

شاید راز برندینگ غنچه قوامی در این نکته نهفته باشد. روزنامه کیهان در تاریخ دوم آبان 93 به نقل از یک منبع آگاه می نویسد: "حتی مادر غنچه قوامی به وکیل وی گفته که ما می خواهیم دخترمان تبدیل به قهرمان شود و شما با این اظهارات همه چیز را خراب کردی. در نهایت وقتی وکیل غنچه قوامی خواسته خانواده غنچه را تامین نکرده و اظهاراتش را تکذیب نمی کند از او می خواهند استعفا بدهد" [10].

چرخهای سانتریفیوژها آرام آرام متوقف می شدند. همزمان پروژه براندازی نرم زنانه در کشور آغاز شده بود. پاییز 93 در ظاهر پایانی بر مراحل قضایی پرونده غنچه قوامی بود اما ماهها و سالهای آتی نشان می داد یک اکتیویست دیگر به باند معاونت زنان اضافه شده است.

ادامه دارد...

 

[1] https://observers.rfi.fr/fa/20140616-iran-women-volleyball-stad-nazeran-france24

[2] https://www.mashreghnews.ir/news/369577/مروری-بر-پیشنهاد-حجاریان-بر-تشکیل-گارد-ویژه-حزب-الله

[3] http://www.icana.ir/Fa/News/257419/تکذیب-اظهارات-منتسب-به-آلیا-درباره-حضور-زنان-در-ورزشگاه-برای-تماشای-مسابقات-والیبال

[4] https://www.isna.ir/news/93081808472/غنچه-قوامی-بهانه-ای-برای-تهدید-والیبال-ایران

[5] https://www.seratnews.com/fa/news/196724/غنچه‌ای-که-در-والیبال-رشد-کرد-تصاویر

[6] https://www.radiofarda.com/a/f15-ghonche-ghavami-iran_propaganda/26612094.html

[7] https://persian.iranhumanrights.org/1393/08/ghoncheh-ghavami-7/

[8] https://www.mizanonline.com/fa/news/16298/اطلاعیه‌ی-دادستانی-تهران-در-خصوص-پرونده‌ی-غنچه-قوامی

[9] http://www.bbc.com/persian/iran/2014/11/141122_l45_ghonche_ghavami_verdict

[10] http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3064941

مرتبط‌ها

زوایای ناآشنای مرد خاکستری دولت

در جستجوی ترکیبی از خیانت و خباثت

آیا جمهوری اسلامی به مفاهیم اصلی وجودی خود پایبند بوده است؟

دولت رمّالان

سرافراز؛ مُهره تخریب سازمان اطلاعات سپاه

یک ارتشِ فدایی؛ به وسعت یک ملّت