دیدبان

فقط اصل امتیازدهی به هر بهانه ای!

فقط اصل امتیازدهی به هر بهانه ای!

دیدبان؛ بعد از تجربه‌ی ناموفق برجام هسته‌ای، عده‌ای به دنبال بزک کردن چهر‌ه‌ی غرب هستند تا از این طریق راه را برای مذاکرات بعدی پیرامون مسائل منطقه‌ و قدرت موشکی ایران هموار کنند؛ برخی از آنان همانند «علی بیگدلی» صریحاً به امتیاز دادن به غرب تا حدی که منجر به رضایت آنان شود، اذعان می‌کنند![1] تعهد این اشخاص به غرب خواه در قالب هراس از قدرت نظامی آنان یا گره زدن مشکلات داخلی به فشارهای بیگانه، خواه وابستگی فکری و اندیشیدن در جغرافیای استراتژیک غرب، ماهیتی یکسان دارد. مبنای فکری این طیف ژئوپلیتیک، عصر استعمار بوده و ایشان همانند برخی چهره‌ها که در آن دوران پیوست سفارتخانه‌های خارجی بوده‌اند، دنیا را همچنان بر مبنای همان قواعد و اصول تحلیل می‌نمایند. امری که در کشور ما با عنوان «ژئوپلیتیک قاجاری» شناخته می‌شود.

موقعیت‌پریشی

یکی از مصائب و دردهای تاریخی کشور ما در دوران معاصر عقب ماندگی علوم انسانی و از جمله روابط بین‌الملل بوده است؛ به عبارت دیگر پیشرفت در فرهنگ واژگان این افراد در پیروی و تبعیت کامل از گذشتگان خود تداوم یافته و موقعیت‌های جدید را آنگونه که باید درک نمی‌کنند. مبنای تحلیل این افراد نیز ناظر به قبول مقهوریت در برابر قدرت غرب و محدود کردن دنیا به آمریکا و چند کشور اروپایی است. تصوری که آشکارا به قرن 19 میلادی تعلق دارد.[2] لذا وقتی زمین و زمان خلاصه در آمریکا و متحدانش شد، منافع ایران و سایر کشورها در راستای رضایت آنان تعریف می‌شود؛ علی بیگدلی، تحلیلگر برجامی، خود به این نکته اشاره کرده است :«ما می‌توانیم بر اساس منافع ملی پیش برویم؛ همان چیزی که به عنوان برد – برد مطرح شد. اخلاق با سیاست هیچ مناسبتی ندارد...در دیپلماسی هیچ کس قابل اعتماد نیست و هرکس تلاش می‌کند طناب را بیشتر بکشد تا سهم بیشتری به دست بیاورد...در دیپلماسی نمی‌توانیم بگوییم چون هیچ کس قابل اعتماد نیست پس با هیچ کس مذاکره نکنیم.»[3] اینجاست که منطق برد-برد معنای جایگاه یافتن نزد قدرت استعمارگر و زیر چتر قدرت آن قرار گرفتن را معنا می‌دهد.

عقب ماندگی فکر استراتژیک، کار را به ‌آنجا می‌رساند که همگامی و تعامل با آمریکا را براساس منطق و عقل سیاسی قلمداد می‌کند:«ما در سیاست می‌گوییم حق با قدرت است[4]...عدم انجام مذاکره از سوی ایران نشان می‌دهد که از جهت خرد سیاسی به نقطه مطلوب نرسیده‌ایم!»[5] حق با قدرت است مربوط به زمانی بود که قدرت در آتش و آهن خلاصه می‌شد! در عصر ظهور بازی‌های نامتقارن، قدرت دیگر معنای سابق را ندارد. شبکه‌های پیچیده دیگر اجازه چنین تفکر ساده‌ای را به ما نمی‌دهند.

مذاکره و تعامل با دنیا نه تنها منعی ندارد بلکه از توصیه‌های مؤکد رهبر معظم انقلاب اسلامی به دستگاه دیپلماسی کشور در راستای تقویت قدرت بین‌المللی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. اشکال کار در این است که برای بعضی اشخاص، تعامل با دنیا یعنی تعامل با آمریکا![6] یا تعامل با برترین استعمارگر. چنین تفکر قاجاری‌ای ناتوان از طراحی بسته‌های استراتژیک کارآمد و به‌کارگیری گیم‌چنجرهای اساسی برای پیشبرد یک بازی نامتقارن با استفاده از شبکه‌های پیچیده است.

تجربه‌ی ناموفق برجام

با روی کار آمدن دولت یازدهم و گره زدن مشکلات اقتصادی کشور با مذاکرات هسته‌ای، عده‌ای به توجیه عملکرد غرب در برابر ایران پرداختند و با طرح ادبیات «برد_برد» راه چاره را در تعامل با آنان معرفی نمودند؛ علی‌رغم توصیه‌های رهبری، نظرات کارشناسی و تجربه‌ی تاریخی جنایات غرب، دولت روحانی مصرانه قرارداد موسوم به برجام را امضاء نمود و حتی نهاد‌های داخلی همچون مجلس شورای اسلامی و شورای امنیت ملی نیز در این زمینه با دولت همکاری کردند؛ بعد از موفقیت کم نظیر برجام، تئوریسین سیاست خارجی اصلاح‌طلبان، علی بیگدلی می‌گوید: «آزمون و خطاهای ایران در 40 سال گذشته در خصوص روابطمان با اتحادیه اروپا بی نتیجه بوده است. از این رو باید تغییراتی اساسی را هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی خود اعمال کنیم...در حوزه سیاست خارجی هم باید اقدامات عملی را در دستور کار قرار دهیم. ابتدا به ساکن باید پای تهران از پرونده یمن خارج شود. در مرحله بعد هم وضعیت سوریه هم باید به یک تعادل برسد و نیروهای خود را کاهش دهیم. در این راستا ما اکنون نزدیک به یک سال است که آزمایش موشکی انجام نداده‌ایم که این اقدام مثبتی است و تا به اندازه ای حساسیت ها را کاهش می‌دهد[7]... باید بنشینیم و فکری کنیم که این چارچوب‌هایی که ما در سیاست‌های منطقه‌ای و سیاست خارجی‌مان داشتیم، دیگر جواب نمی‌دهد.[8]... دولت ایران باید در روابط منطقه‌ای خود تجدیدنظر کند. ما باید در روابط منطقه‌ای خود یک بازنگری کلی بکنیم چراکه ادامه داشتن این وضعیت ممکن است در بلندمدت عواقب خوبی برای ایران نداشته باشد. از نظر من بخشی از این تحریم‌ها، به خصوص تحریم‌های ناشی از بحث حقوق بشر و تا حدودی مسأله‌ی موشکی با مذاکره قابل‌حل است.[9]» همانگونه که مشخص است این تئوریسین برجسته هیچ ظرفیت جدیدی ایجاد نمی‌کند و تنها به عقب‌نشینی از دستاوردهای عینی و ملموس فتوا می‌دهد. امری که شاید یک کودک دبستانی هم بتواند چنین راهکاری را پیشروی کشور قرار دهد. نکته‌ی جالب ماجرا این است که خود این اشخاص به نقص و اشتباه برجام معترف اند[10] اما این که چرا خواهان تکرار آن هستند تا حدودی سؤال برانگیز است.

جغرافیای محدود

نکته‌ی دیگر آن که، امثال علی بیگدلی میان آمریکا و اتحادیه اروپا تفکیک قائل می‌شوند و معتقدند که از طریق مذاکره با اروپا و جلب نظر آنان می‌توانیم تحریم‌های آمریکا را خنثی کنیم. او در اظهار نظری تاریخی گفته‌ است: «ما باید در سیاست‌هایمان نسبت به اتحادیه اروپا تغییراتی داشته باشیم چرا که اگر ما ارتباط با اتحادیه اروپا را از دست بدهیم دیگر در دنیا هیچ نقطه‌ای برای پا گذاشتن نداریم![11]... به نفع ما است که اتحادیه‌ی اروپا را برای خودمان نگه داریم؛ حتی اگر قرار باشد باج دهیم باز هم باید اروپا را برای خودمان نگه داریم. اگر هم گاهی اظهار نظرهای ناامیدکننده‌ای دارند، باز ما باید دنبال حفظ رابطه با اروپا باشیم. چون راه دیگری نداریم...شرایط به سمتی پیش می‌رود که یا باید خودمان را برای جنگ با آمریکا آماده کنیم یا مذاکره!»[12] گویی جهان امروز نیز همانند قرن 19 میلادی در چند دولت محدود غربی خلاصه می‌گردد!

راهبرد دوگانه‌ی جنگ_مذاکره دیگر آنقدر قدیمی شده است که، هیچ کودکی نیز خریدار آن نیست؛ با این حال آقای به اصطلاح تحلیلگر، نسخه باج‌دهی و اعطای امتیاز به غرب را می‌دهد تا رضایت ایشان حاصل شده و از تنبیه ما صرف‌نظر کنند! پر واضح است که این استاد تاریخ! به دنبال شبیه‌سازی زمان قاجار است تا شاگردانش با وضعیت تأسف‌بار آن دوران آشنا شوند وگرنه بعید به نظر می‌رسد که کسی از سر دلسوزی برای ملت ایران چنین نسخه‌ای بپیچد.

از رنجی که می‌بریم

پر واضح است که خواسته‌های غرب محدود به انرژی هسته‌ای، توانمندی موشکی و قدرت منطقه‌ای نمی‌شود و آن‌ها اصل نظام، انقلاب و تمامیت ارضی کشور را نشانه گرفته‌اند. با این حال شاهد هستیم که امثال بیگدلی با تحلیل‌های عقب مانده‌ای که ارائه می‌دهند، تنها مسیر برای خروج از وضع موجود را اتخاذ یک استراتژی کامل قاجاری مبتنی بر عقب ماندگی تاریخی می دانند. نویسنده‌ای که به یک بلندگو برای بازآفرینی «نظم استعماری» در منطقه شده است و این نتیجه عقب ماندگی برخی دانشگاه‌ها در حوزه علوم انسانی است.

 


[1] (http://irdiplomacy.ir/fa/news/1970018

[2] (http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1978105

[3] (https://www.jamaran.ir

[4] (https://www.khabaronline.ir/news/746020

[5] (https://jamehirani.ir/fa/2018092510124/

[6] (https://fararu.com/fa/news/370065

[7] (http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1977668

[8] (https://www.khabaronline.ir/news/746020

[9] (http://www.tejaratefarda.com

[10] (http://www.pishkhaan.net/news/101736

[11] (https://www.mashreghnews.ir/news/920110

[12] (https://www.jamaran.ir

مرتبط‌ها

رونق تولید و تعلل یک لایحه

سیاست «حفظ نفت»: شروع یک چالش آشنای ایرانی

پتروشیمی ایران و تحریم‌ احتمالی آمریکا

طبقه متوسط و بحران اقتصادی پس از انقلاب

فاتف و تکرار یک بازی قدیمی

تورم 20 تا 40 درصدی در انتظار سال 98