مرتضوی بهانه و کینه‌‌ورزی نشانه است !
صفحه اصلی > تروریسم کد خبر: 40781
ف
یادداشت/ محمدصادق فقفوری

مرتضوی بهانه و کینه‌‌ورزی نشانه است !

پروپاگاندای دو روز گذشته درباره سعید مرتضوی، یک انتقام‌گیری ناشیانه بود. مبرهن است که سعید مرتضوی محکوم قضایی و مجرم است...

به گزارش دیدبان، روزنامه جوان به قلم محمدصادق فقفوری با عنوان  مرتضوی بهانه و کینه‌‌ورزی نشانه است! نوشت:

پروپاگاندای دو روز گذشته درباره سعید مرتضوی، یک انتقام‌گیری ناشیانه بود. مبرهن است که سعید مرتضوی محکوم قضایی و مجرم است و باید هر چه سریع‌تر به پشت میله‌های زندان برود.

محکومیت او پس از طی پروسه دادسرا تا دادگاه و بعد از آن هم در تجدیدنظر نهایی شده و مطابق قانون آیین دادرسی کیفری، اجرای دو سال حبس تعزیری مرتضوی به واحد اجرای احکام مربوطه ارسال شده است.

قاعدتاً مرتضوی باید اکنون در زندان باشد، اما چون نیست بهانه به دست کینه‌ورزان قدیمی داده است!

فضاسازی رسانه‌ای علیه دادستان سال‌های 82 تا 89 تهران هم از نشست سخنگوی دستگاه قضا با دانشجویان در چهارشنبه هفته گذشته شروع شد؛ آقای اژه‌ای در مشهد راجع به مرتضوی عیناً گفته بود «حکم جلبش صادر شده ولی هنوز متأسفانه گیرش نیاورده‌اند، حالا نمی‌دانم چطور هست.»

زندانی نشدن یک محکوم قضایی، اگرچه غیرمعمول است ولی چندان عجیب نیست. تأخیر در زندانی شدن «یک مقام سابق قضایی که به زندان محکوم شده» احتمالاً غیرمعمول هم نیست، عجیب الصاق معدود تصاویر مرتضوی بر در و دیوار و انتشار بی‌حد آن در صفحه اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و فضاهای مجازی اجاره‌ای با تیترهای «تحت تعقیب» و «WANTED» است.

پی بردن به پشت پرده این پروپاگاندا هم سهل است هم ممتنع؛ ادامه مطلب را بخوانید.

1- بوقچی‌های دهه 70 و زنجیره‌ای‌های آن زمان شعبه 1410 مجتمع قضایی کارکنان دولت مشهور به دادگاه مطبوعات را خوب به خاطر دارند. مرتضوی آن موقع رئیس این شعبه بود.

روزنامه‌ها و نشریات خرداد، جامعه، توس، اعتماد ملی و شهروند امروز رسانه‌هایی بودند که خط فتنه دهه 70 را پیگیری می‌کردند و مرتضوی طبق قانون با آنها برخورد کرد؛ بعضی‌ها را توقیف، برخی را لغو مجوز و چند مورد را هم توقیف موقت کرد.

حالا تیم رسانه‌ای – حزبی همان نشریات توقیف شده بر مسند امور‌ند، روزنامه‌ها دارند، کانال‌ها و صفحه‌های فراوان مجازی را مدیریت می‌کنند؛‌ با وجود ادعای کار رسانه‌ای مستقل حتی سمت دولتی هم دارند و مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور محترم هستند !

کینه شتری 20 ساله کارگزار – اصلاح‌طلب از مرتضوی دلیل قانع‌کننده‌ای است که حالا همه ظرفیت‌های خود را به خط کنند تا روند غیرمعمول معرفی نشدن وی به زندان را، بحرانی بنمایانند و ترند کنند.

البته چسباندن پوستر مرتضوی در برخی معابر و بازنشر آن در همه رسانه‌های زنجیره‌ای و عکس و تیتر یک شدنش در روزنامه‌های کارگزار – اصلاح‌طلب، دلایل دیگری هم دارد.

2- بخش دیگری از دوره کاری مرتضوی در دهه 70 و اوایل 80 مربوط به مقابله با ضدانقلاب تابلودار، جاسوس‌های در سایه و براندازان آموزش‌دیده بود. زهرا کاظمی، جاسوس کانادایی یکی از این موارد است.

مرگ کاظمی جاسوس، منسوب به دادستان سال 82 تهران شده است؛ آن هم کی ؟! وقتی مرتضوی به عنوان متهم کهریزک چند سال اخیر در دادگاه حضور می‌یافت.

هرچند همان سال 82 زمزمه‌هایی مبنی بر دخالت مرتضوی در مرگ کاظمی شنیده شد اما هیچ سندی برای آن ارائه نشد که می‌توان گفت همان موقع نیز حس انتقام و پاتک تجدیدنظرطلبان عامل آن حملات بود اما آن‌قدر ناچیز و در واقع بی‌اساس و دون‌پایه بود که کسی به آنها وقعی نمی‌نهاد تا اینکه اخیراً و با محکومیت مرتضوی به دو سال حبس همان صاحبان کینه شتری مصاحبه‌ها منتشر کردند و مطالب بازنشر دادند کانّه مرتضوی قاتل کاظمی جاسوس است. البته اگر مرتضوی در آن پرونده هم قانوناً مقصر و محکوم می‌شد، همانند پرونده کهریزک باید مجازات می‌شد.

جاسوسی کاظمی مسجل بود و او را در حال تصویربرداری از نقاط ممنوعه بازداشت کرده بودند، پرونده کاظمی هم در اختیار وزارت اطلاعات وقت بود و اساساً ارتباطی به مرتضوی دادستان نداشت.

اما الان مسجل نیست چرا مرتضوی مسئول مرگ این جاسوس جا زده می‌شود. البته که ضدانقلاب تابلودار، جاسوس‌های در سایه و براندازان آموزش‌دیده همواره ارتباط نزدیکی با جریان رسانه‌ای اشاره شده در بند اول این یادداشت داشته‌اند !

3- دادستان اسبق تهران در برهه مسئولیت زیر بار اجرای یک تنه پروژه‌های مهم دیگری هم رفته که به مذاق زنجیره‌ای‌ها خوش نیامده است. زمانی که کشف حجاب، اولین بار کارویژه اپوزیسیون خارج‌نشین با همکاری رسانه‌های غربی و پادوهای داخلی شده بود، مرتضوی حامی و مجری طرح ارتقای امنیت اجتماعی برای مقابله با این شبیخون بود. این مورد هم بر کینه تجدیدنظرطلبان از مرتضوی افزود.

4- به این اسامی دقت کنید: عمادالدین باقی، عباس عبدی، حمیدرضا جلایی‌پور، ابراهیم نبوی، احمد زیدآبادی، اکبر گنجی، شمس‌الواعظین، سازگارا و تقی رحمانی، همه از محکومان قضایی یا متهمان
رسانه‌ای–امنیتی دهه 70 و 80 و البته از قضا سردمداران، نویسندگان و خط‌دهندگان نشریات اصلاح‌طلب – کارگزار حال حاضر در گیشه مطبوعات هستند. گذر همه اینها (که لیست کردن نام کامل و عنوان اتهامی این محکومان سابق و سردمداران رسانه‌ای فعلی موجب درازای مطلب است) به دلیل اتهاماتشان به مرتضوی آن زمان که دادستان و قاضی بوده، افتاده است.

5- مطابق قوانین جمهوری اسلامی هر محکومی پس از ارسال پرونده به اجرای احکام، اگر خودش را برای اجرای حکم معرفی نکند، جلب خواهد شد. حکم جلب مرتضوی هم صادر شده است و احتمال قریب به یقین بالاخره برای طی دوران محکومیت به زندان معرفی خواهد شد. شایعه‌ فرار مرتضوی به خارج از کشور هم مسبوق به سابقه است.

سال 94 همین زنجیره‌‌ای‌ها گفتند مرتضوی از کشور فرار کرده ولی کاشف به عمل آمد او با قید وثیقه به عراق رفته تا در مراسم اربعین شرکت کند و بعد از مراسم هم به کشور بازگشت.

حالا هم از شخصیت مرتضوی بعید می‌نماید که در پی فرار از ایران و سایر اقدامات دون شأن باشد، او هم مثل سایر مسئولانی که خطاکاری‌شان در محکمه ثابت شده به زندان خواهد رفت.

‌قلمفرسایی نگارنده برای دفاع از یک مجرم دور از منطق، اخلاق و قانون است. سعید مرتضوی هم اکنون نه دادستان تهران که یک مجرم است. بازیادآوری اقدامات دهه 70 و 80 مرتضوی، دفاع از یک مجرم نیست، دفاع از اقدامات قانونی یک مسئول آن زمان و البته برای بیشتر عیان کردن نفاق رسانه‌ای زنجیره‌ای‌ها لازم و ضروری است.

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
آخرین اخبار
  • :: ایران و چالش عبور از گردنه ترامپ
  • :: چرا در مذاکرات فراملی کمتر موفق می شویم؟
  • :: ترامپ و ملی گرایی اقتصادی
  • :: زمینه های واگرایی ایران و روسیه در بحران سوریه
  • :: ناکارآمدی‌ها در سبد انتخاباتی است یا حاکمیتی
  • :: این «پازل» همچنان تکمیل می‌شود
  • :: پاس‌کاری‌کافی است؛ گل بزنید
  • :: ادبیات دفاع مقدس نیازمند خانه‌تکانی است
  • :: نیاورانی‌ها از جان اقتصاد چه می‌خواهند؟
  • :: واقعیت میدانی؛ ناکارآمدی گنبد آهنین
  • :: درآمد موسیقی خیابانی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان
  • :: چهار پیشنهاد برای مدیریت فضای رسانه‌ای
  • :: ایستادن در دامنه آتشفشان
  • :: تفکیک جنسیتی شایسته سالاری!
  • :: آمریکا - روسیه ؛ در آرزوی تغییرات
  • :: فاجعه‌ای که فراموش‌شدنی نیست
  • :: یک سفر با چند گام بلند
  • :: چگونه امید به بیرون، عامل خاموشی‌های کشور شد!
  • :: علت خلق جهنم چه بود؟
  • :: ۲۰ سال تجربه برای یک دورهمی؟!
  • :: جمع خانواده تفــریــق می‌شود
  • :: دفتر شعرم را از ترس ساواک آتش زدم
  • :: آغاز تحول با غذای حضرت عباس (ع)
  • :: خصوصی‌ها بگذارند در تحریم مشکل دارویی نداریم
  • :: دختری که ۷۰ پیغمبر از نسل او به وجود آمد
  • :: فرهنگ و تمدن اسلامی در افریقیه در دوران اغلبیان
  • :: با قواره کنونی دولت، هر برنامه‌ای ناموفق است
  • :: آتش جنگ کفر و اسلام با پذیرش قطعنامه خاموش نشد
  • :: تاثیر فضای مجازی در هویت و تربیت فرزندان
  • :: پای بازرسان آژانس انرژی اتمی چگونه به ایران باز شد؟
  • :: نمی‌دانم چرا دولت نمی‌تواند برای مشکلات تصمیم‌گیری کند
  • :: برای اولین‌بار دو پیام مهم و یک نماینده ویژه
  • :: ترامپ و باتلاقی دیگر برای امریکا
  • :: سواد رسانه و هنرِ تبلیغ
  • :: قمارخانه‌ای به وسعت همه قرعه‌کشی‌های صدا و سیما!
  • :: گاف تاریخی پروژه سفارشی مسیح علینژاد
  • :: بازخوانی واقعه مسجد گوهر شاد مشهد
  • :: تا اولین دور تحریم‌ها اروپا اقدام عملی انجام نمی‌دهد
  • :: قالیباف با لیست آبادگران موافق نبود
  • :: زوایای پنهان عدالت اجتماعی
  • :: تلاش ترامپ برای فروپاشی اتحادیه اروپا
  • :: پیروزی از آن ما ست اگر...