صفحه اصلی > بین الملل کد خبر: 40557
ف
امین حطیط

ایالات متحده از توهم «قدرت و هیمنه» تا واقعیت «عجز و ناتوانی»

آمریکایی ها که خود را همواره صاحب حق معرفی می کنند، با دامن زدن به این توهمات در واقع از تمامی مرزهای اخلاقی و قانونی عبور کرده و خود را در معرض بازخواست دیگران نیز نمی بینند؛ درست مانند دست‌پروده‌شان یعنی رژیم اسرائیل.

به گزارش دیدبان،ایالات متحده آمریکا امروز تغییر کرده است. علت اصلی این تغییر نیز آن است که ابزار تهدیدآمیز آمریکایی‌ها برای دیگران هیچ ارزشی ندارد. البته در این میان، دولت ها و کشورهای ضعیفی هستند که همچنان مرعوب آمریکایی ها بوده و از آنها حساب می برند. درهرصورت، آمریکایی ها به خوبی می دانند که ابزارهای تهدیدآمیز آنها علیه برخی دولتهای دیگر همچون گذشته برایشان سودی ندارد و به همین دلیل برای حفظ چهره به ظاهر مقتدر خود در گذشته راه دیگری را انتخاب کرده‌اند و آن چیزی نیست جز متوسل شدن به توهمات. به عنوان مثال در سوریه ما می بینیم که تهدیدات آمریکایی ها علیه دولت دمشق هیچ ارزشی برای مقامات سوری ندارد و آنها از این تهدیدات نمی‌هراسند و در مقابل، واشنگتن نیز با دروغ پراکنی از طریق ابزارهای رسانه‌ای و تبلیغاتی، به توهم استفاده از تسلیحات شیمیایی توسط نیروهای دولتی سوریه روی می آورد. این همان روشی است که طی بیش از هفت سال گذشته هرگاه که تکفیریها در سوریه در تنگنا قرار گرفتند، آمریکاییها بدان متوسل شده اند. آمریکایی ها که خود را همواره صاحب حق معرفی می کنند، با دامن زدن به این توهمات در واقع از تمامی مرزهای اخلاقی و قانونی عبور کرده و خود را در معرض بازخواست دیگران نیز نمی بینند؛ درست مانند دست‌پروده‌شان یعنی رژیم اسرائیل.

غلبه منطق «مقاومت» بر منطق «سلطه و هیمنه»

درحال حاضر محور مقاومت که در مقایسه با جامعه جهانی، حجم بسیار کوچکی را تشکیل می‌دهد، درمقابل منطق «سلطه و هیمنه» ایالات متحده آمریکا ایستاده و منطق خود را به آن تحمیل کرده است؛ منطقی که می گوید «اگر حق با من باشد تا پای جان از آن دفاع می کنم و اجازه نمی‌دهم هیچ طرفی در هر سطحی از قدرت، آن را از من سلب کند». این منطق در سال 2006 و توسط نیروهای مقاومت لبنان بر منطق آمریکایی ها و صهیونیستها چیره شد و اکنون نیز با گذشت بیش از هفت سال از بحران سوریه شاهد آن هستیم که بار دیگر منطق مقاومت بر منطق سلطه جویی ایالات متحده آمریکا غالب شده است؛ به گونه ای که تمامی شواهد و قرائن حاکی از آن است که مقامات واشنگتن از تحقق اهداف و رؤیاهای خود در سوریه ناامید گشته اند.

زمانی که جنگ گسترده و فراگیر طی هفت سال پیش علیه دولت و ملت سوریه آغاز شد، همگان از نابودی دولت دمشق و سقوط آن سخن می گفتند و بر این باور بودند که حداقل اتفاقی که به دنبال این جنگ در سوریه خواهد افتاد، تجزیه این کشور خواهد بود، چراکه هیچکس نمی تواند دربرابر قدرت ایالات متحده آمریکا مقاومت از خود نشان دهد. اما اکنون چه اتفاقی افتاده است؟ چه نتیجه ای حاصل شده است؟ نتیجه به این صورت رقم خورده که پژوهشگران و تحلیلگران مسائل استراتژیک از داخل خاک ایالات متحده آمریکا باتوجه به حوادث سوریه آینده واشنگتن در منطقه را در هاله ای از ابهام می بینند و صراحتا اعلام می کنند که محال است با این وضعیت آمریکا بتواند به حضور خود در سوریه تداوم بخشد.

آمریکایی که یک روز از هیبتِ به اصطلاح شکست ناپذیر خود اسطوره ساخته بود و فریاد می زد که با قدرتش می تواند تمام دنیا را مورد تهاجم نظامی قرار دهد، به خواری و ذلت از عراق بیرون رانده شد و امروز نیز جز ناامیدی و شکست چیزی از خاک سوریه برای خود به ارمغان نیاورده است. قدرتی که مدعی بود می تواند همگان را به زانو درآورد امروز دچار ضعف های فراوانی شده است که در ذیل به اختصار به آنها اشاره می شود.

سلاح هسته‌ای آمریکا تحت الشعاع «قدرت بازدارندگی»

ایالات متحده آمریکا و همپیمانان آن در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) همواره برخورداری از تسلیحات هسته ای را به عنوان یکی از مؤلفه های استراتژیک قدرت خود تعریف کرده اند. آنها بر این باورند که برخورداری از این تسلیحات استراتژیک می تواند برایشان نقش تعیین کننده‌ای داشته باشد. با تمامی این ها، امروز این سلاح استراتژیک تحت الشعاع معادله «قدرت بازدارندگی» دیگر طرف ها قرار گرفته است. این معادله حتی توسط کشورهایی نظیر همپیمانان روسیه که دارای سلاح هسته ای هم نیستند، امروز قابل پیاده سازی و مقابله با آمریکایی هاست. اظهارات آتشین و درعین حال استراتژیک «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه در این باره به خوبی مؤید این مدعاست. وی صراحتا اعلام کرد که هرگونه تجاوز ایالات متحده آمریکا به متحدان مسکو درواقع به مثابه تجاوز به خودِ روسیه است و با پاسخ مناسب آن مواجه خواهد شد. چنین اظهارات و سخنان استراتژیکی تمامی نهادها و سازمان های امنیتی آمریکایی را به خود مشغول ساخته و آنها را به اهتمامی جدی نسبت به تهدیداتشان علیه دیگران واداشته است.

شکست قدرت نظامی سنتی

ایالات متحده آمریکا همواره بر «قدرت نظامی سنتی» خود تکیه کرده است. آمریکایی ها براین باور بوده اند که ارتش سنتی آنها به هر نقطه از جهان که یورش ببرد به راحتی می تواند آن را به اشغال خود درآورد و هیمنه خود را برآن بگستراند. آمریکایی ها به ویژه پس از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی هیچ کشوری را قادر به مقابله در برابر ارتش سنتی و تا دندان مسلح خود نمی دانستند. اما امروز اوضاع فرق کرده است. تحولات منطقه غرب آسیا نشان داد که این قدرت مقاومت است که نتایج جنگ را رقم می زند و نه قدرت هسته ای آمریکا و یا قدرت ارتش سنتی آن. امروز دیگر خبری از آن قدرت نظامی سنتی نیست و تحولات میدانی در عرصه منطقه ای این واقعیت را به اثبات رسانده است.

پایان قدرت سیاسی و دیپلماتیک بین المللی

درست است که آمریکایی ها همچنان با وجود گذشت سالیان طولانی همچنان بر تصمیمات سازمان ملل متحد سیطره دارند و نهادهای بین المللی را تابعی از سیاست های خود در عرصه بین المللی قرار داده اند اما باید به این مسأله توجه داشت که واشنگتن دیگر همچون گذشته نمی تواند به اهداف و امیال خود از طریق قطعنامه های بین المللی جامه عمل بپوشاند. علت اصلی این مسأله هم به استفاده چین و روسیه از وتو دربرابر قطعنامه های پیشنهادی آمریکا و متحدانش بازمی گردد و این مسأله نشان می دهد که قدرت سیاسی و دیپلماتیک ایالات متحده در عرصه بین المللی پایان یافته است.

فروپاشی اقتصادی

افزون بر ضعف قدرت نظامی و پایان هیمنه سیاسی و دیپلماتیک، آمریکا از لحاظ اقتصادی نیز وضعیت مناسبی ندارد و برای جبران کمبودهای اقتصادی اش حتی متحدان خود را تحت فشار قرار داده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا صراحتا خطاب به متحدانش می گوید که برای برخورداری از خدمات نظامی ایالات متحده باید هزینه بپردازید و هیچ خدمات مجانی و رایگانی برای شما در کار نخواهد بود. مشکلات اقتصادی در ایالات متحده به حدی افزایش پیدا کرده که این کشور حتی خود را در مقابل نزدیکترین متحدانش قرار داده است. مجموع این مسائل نشان می دهد که آمریکایی ها از توهم «قدرت و جبروت» به واقعیت «عجز و ناتوانی» رسیده اند. تهدیدات واشنگتن علیه کشورهایی نظیر سوریه و ایران نیز در حقیقت نشأت گرفته از همین عجز و ناتوانی است.

امین حطیط: کارشناس لبنانی مسائل استراتژیک

منبع: روزنامه لبنانی «البناء»

مترجم: اکرم آزادی مهرگانی

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نبرد برای فراکسیون بزرگ واکاوی ائتلاف های احتمالی برای تشکیل دولت آینده عراق
نبرد برای فراکسیون بزرگ
آخرین اخبار
  • :: استراتژی رژیم صهیونیستی برای ایجاد شکاف میان ایران و روسیه
  • :: اسلوب حذف و نارسایی های ترجمه قرآن
  • :: خوی استکباری آمریکا و مقاومت در برابر جامعه بین الملل
  • :: اضران و غایبان اجلاس سران سازمان همکاری های اسلامی
  • :: صف‌آرایی‌ها در پارلمان عراق؛ رقابت برای نخست‌وزیری و ورود به کابینه
  • :: هجوم امواج سیاسی به سواحل کن
  • :: ۴ راهبرد اساسی جمهوری اسلامی ایران در طراحی «سبد انرژی»
  • :: نبرد برای فراکسیون بزرگ
  • :: حمایت هایی که از فرزند آوری نمی شود
  • :: اشکال دور وارد نیست
  • :: چگونه از تجربه ی تلخ برجام اقتدار تولید می شود؟
  • :: سه رویکرد در باب خودکفایی
  • :: انحرافی بزرگ در ادبیات دفاع مقدس!
  • :: بالیوود و دیپلماسی سینمایی رژیم صهیونیستی
  • :: پیامدهای مشارکت اسرائیل در خطوط انتقال انرژی تاپ و تاناپ بر چشم‌انداز مشارکت ایران در کریدورهای انرژی
  • :: ایالات متحده آمریکا و اعمال تحریم های ظالمانه علیه حزب الله
  • :: پشت پرده درخواست آمریکا برای حضور اعراب در مذاکرات با ایران!
  • :: از ضعف سیاسی اعراب تا توهم ترامپ
  • :: پرسش های بی تعارف و بی پاسخ یک جمعیت پژوه
  • :: بررسی نتایج و دورنمای انتخابات پارلمانی عراق
  • :: عوامل اصلی طرح اتهام جنون به پیامبر (ص)
  • :: در اندوه روز خونبار ملت فلسطین
  • :: تضمین هایی که اروپا باید به ایران بدهد
  • :: رهبر معظم انقلاب درگذشت حجة‌الاسلام طباطبائی را تسلیت گفتند
  • :: آثار راهبردی «انتفاضه بازگشت» و غافلگیری اسرائیل
  • :: رهبری اجازه کدام برجام را صادر کردند؟
  • :: برزخی برای قراردادهای پسابرجامی
  • :: سناریوهای محتمل‌ برای تشکیل دولت آینده عراق
  • :: خبر محرمانه درباره احتمال مرگ بن‌سلمان در تیراندازی‌های کاخ پادشاهی
  • :: آیا سند تحول آموزش و پرورش راه‌گشاست؟
  • :: چرا العبادی هم‌چنان بازیگر کلیدی عراق است؟
  • :: سیر مطالعاتی؛ آنچه که باید باشد
  • :: آمریکایی ها از سیاست خودکفایی ایران می‌ترسند
  • :: بایسته های تربیت اسلامی دانش آموزان
  • :: بنای سفارت بر دریایی از خون
  • :: کره شمالی چرا مذاکرات را نیمه‌کاره رها کرد؟
  • :: روانشناسی مقتدی صدر
  • :: شرارت و حماقت ۳ گاو و انتفاضه چهارم
  • :: انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی؛ اهداف و پیامدها
  • :: نخبگان رنگی!
  • :: چرا کتاب تبلیغ نمی‌شود؟
  • :: رژیم صهیونیستی زیر آتش انتقام مقاومت