دیدبان
علی محقق

ترامپ به دنبال پرداخت هزینه های یکجانبه گرایی است

ترامپ به دنبال پرداخت هزینه های یکجانبه گرایی است

به گزارش دیدبان،اگرچه رای منفی آمریکا به قطعنامه ضد اسرائیلی پیش بینی می شد و در نوع خود نیز مانندهای بسیاری داشته است، اما وقتی در کنار سایر رفتارهای دولت فعلی آمریکا قرار داده می شود، نشان دهنده این است که آمریکا در دوره ترامپ به سمت یک جانبه گرایی حرکت می کند، اما دو سوالی که مطرح می شود این است که آیا رفتارهای یکجانبه ترامپ احمقانه است؟ و دوم اینکه چرا ترامپ رفتارهای خاص انجام می دهد؟

1. آیا رفتارهای ترامپ احمقانه است؟

مطابق با نظریه انتخاب عقلانی در مدیریت تصمیم‌گیری ، بازیگران به دنبال افزایش کارایی و به حداکثر رساندن مطلوبیت برای خویش هستند، منطق این نظریه که بر اساس محاسبه‌ی هزینه- فایده تنظیم شده است و به‌عبارتی فرد را در سیستم ارزیابی «از دست داده‌ها» در مقابل «به‌دست آورده‌ها»، یا به زبان ساده‌تر، «داده‌ها» در برابر «ستانده‌ها» قرار می‌دهد، این است که هزینه های رفتار سیاسی و امنیتی خود را به حداقل تقلیل دهد. بنابراین به طور کلی «رفتار بازیگران از عقلانیت خاصی ناشی می‌شود که هدفش تأمین منافع ملی بر حسب قدرت است.»

زمانی که ترامپ از پیمان تی. پی. پی (یا همان ترانس پاسیفیک) با این بهانه خارج شد که مغایر با «اصول همزیستی بین‌المللی» است، با منطق «فایده‌ی حداکثری» برای کشورش ، دست به این اقدام زد. هم از این‌رو، وقتی بسیاری رفتار ترامپ در خروج از پیمان آب و هوایی پاریس را  «مایه‌ی تأسف» (باراک اوباما؛ رئیس‌جمهور قبلی آمریکا)، اقدامی احمقانه (جری براون؛ فرماندار کالیفرنیا) و... قلمداد کردند، او می گفت «این معاهده به ضرر مردم آمریکا است و هزینه‌های بالایی برای کشور در پی داشته است.» وی همچنین اظهار داشته که این معاهده برای آمریکا غیرمنصفانه است و گفته بود که «معاهده‌ی پاریس سبب از بین بردن فرصت‌های شغلی بسیاری در آمریکا شده است و این چیزی نیست که ما [آمریکایی ها] به آن نیاز داریم.» به همین ترتیب هنگامی که «برجام» را توافقی «فاجعه بار» تلقی می کند، می گوید «برجام در تضاد با منافع و امنیت ملی ایالات متحده» است. بنابراین منطق ترامپ کاملا مشخص است، او تلاش می کند «منافع آمریکا» را تحصیل کند.

همچنین طبیعی است که کشورها در تلاشند تا رهیافت پیگیری منافع ملی را در سیاست خارجی خود پی بگیرند، البته این قید در خصوص ترامپ متفاوت است، ترامپ تصور می کند که موافقت نامه های بین المللی حتی بعد از انعقادشان نیز، قابل تجدید نظر هستند و بر اساس آن نگاهش به مراودات بین‌المللی و توافقنامه‌های بین‌المللی را طراحی می کند.

بنابراین در پاسخ به این سوال که آیا رفتارهای ترامپ احمقانه است، بایستی به برداشت ها و تصورات ترامپ از منافع آمریکا توجه داشت. به واقع ترامپ تصور می کند «منافع آمریکا» در پس خروج از توافقات و به عبارتی در نتیجه یک جانبه گرایی تحصیل می شود. در حالی که همه کشورها از توافق هسته ای با ایران حمایت می کنند، ترامپ آن را (اگرچه به صورت غیرقانونی و غیرحقوقی) مغایر با منافع ملی آمریکا می داند، در حالی که همه کشورها از دستاوردهای پیمان آب و هوایی پاریس سخن می گوید، ترامپ آن را (اگرچه به صورت غیر عقلانی و غیر حقوقی) مانعی برای پیشبرد صنایع داخلی آمریکا می داند. در حالی که بسیاری از کشورهای صنعتی از نتایج پیمان ترانس پاسیفیک به خوبی برای کشورهای عضو یاد می کنند، ترامپ آن را مغایر با سیاست های اقتصادی آمریکای تحت رهبری خود می داند، به این سیاهه می توان موارد بسیاری را اضافه کرد.

2. چرا ترامپ رفتارهای خاص انجام می دهد؟

در پاسخ به این سوال که چرا دونالد ترامپ رفتارهای خاص انجام می دهد، علاوه بر مسائل روانشناختی و ویژگی های خودشیفتگی که در شخصیت وی وجود دارد، بایستی باز هم از زاویه ای کلان به مسئله نگاه کرد، ترامپ هر جا که توانسته و هر تریبونی به دست آورده، تلاش کرده بگوید «جایگاه قدرت آمریکا» آن چیزی نیست که اینک با آن بازیگری می کند. وی بر آن است که دولت اوباما آمریکا را به لحاظ ابعاد قدرت تقلیل داده است. برای مثال در سخنان اخیر خود در خصوص راهبرد امنیت ملی آمریکا که طی همین هفته بیان شد، رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر از اقدامات دولت اوباما انتقاد کرد و گفت «سیاستمداران ما مرزهای کشور را باز گذاشتند تا میلیون ها نفر وارد شوند و امنیت و اقتصاد ما را به خطر انداختند. سیاست آن ها اجازه داد که افراد نالایق وارد شوند و آن ها که لایقند پشت مرزها بمانند. آنها هدف و آینده امریکا را فراموش کردند و ایمانشان به ارزش آمریکایی ها را از دست دادند و همین شد که مردم ایمانشان به آنها را از دست دادند. آنها تصمیم گرفتند و رهبرانشان را تغییر دادند. مردم در انتخابات سال گذشته دوباره رهبر ملت خود شدند.» بنابراین دغدغه ترامپ این است که «بازگشت به قدرت آمریکا» را برجسته سازد.

در همین سخنرانی ، رئیس جمهور آمریکا با این ادعا که آمریکا در حال بازگشت است و این بازگشت قدرتمندانه است، بیان داشت «اصل ایده ما این است که امریکا اول است و در هر تصمیم و هر اقدامی امریکا را اول در نظر می گیریم. ما بار دیگر 700 میلیارد دلار روی قدرت دفاعی مان سرمایه گذاری کرده ایم و کشورمان را از قراردادهایی که قاتل اشتغال بودند همچون تی پی پی و توافقنامه پاریس بیرون آوردیم.» این ادعاها به واقع ترجمان این موضوع است که دونالد ترامپ به دنبال برجسته سازی جایگاه قدرت آمریکا است. ترامپ از اینکه می بیند کشورش در تحولات مهم بین المللی و مناطق مهمی شبیه غرب آسیا، نقش و دخالت اثرگذاری ندارد، متاسف است.

برخی از تصمیمات «عجیب» دونالد ترامپ به واقع ناشی از همان تقلا برای اعاده قدرت اثرگذاری آمریکا است، ترامپ می داند که هزینه این یک جانبه گرایی برای آمریکا به ازای از دست دادن برخی از متحدان خود و دور شدن از آن هاست، اما در عین حال به دنبال ثابت کردن این موضوع است که آمریکا «هست»، اگر چه «متفاوت». به همین دلیل در حالی که حمایت همه کشورها از فلسطین در رسانه ها و محافل بین المللی بیان شده است و تقریبا در بین کشورها و بازیگران تاثیرگذار بین المللی، تنها آمریکا، یک صدا را فریاد می زند. در کمتر دوره ای از تاریخ این اتفاق می افتاد که آمریکا به تنهایی از یک موضوع حمایت کند در حالی که حتی شرکای اروپایی آمریکا نیز با آن مخالف بوده اند. این سطح از استثناگرایی برای سیاست خارجی کشوری که داعیه رهبری جریان غربی را دارد، بسیار هزینه زا بوده و خواهد بود و ترامپ نیز به این مسئله کاملا واقف است.  اقدامات ترامپ در این خصوص را می توان با سیاست های جرج بوش پسر، هم ردیف دانست، بوش پسر نیز تلاش می کرد تا رهبری آمریکا را به متحدان و مخالفانش با اعمال سیاست های یکجانبه از جمله جنگ عراق و بی توجهی به نظرات اعضای شورای امنیت، تحمیل کند.

بنابراین مخرج مشترک این دو سوال در این مسئله قابل بیان است که ترامپ در حال پرداخت هزینه های یکجانبه گرایی است، از نظرگاه ترامپ این رفتارهای یکجانبه نیز مطابق با «منافع ملی آمریکا» است

مرتبط‌ها

آیا انصارالله یمن در دام انگلیس می‌افتد؟

شَرمُ العرب در شرم الشیخ

استراتژی ضد ایرانی امارات متحده عربی چیست؟

ناسیونالیسم سفید و سکوت دستگاه‌های امنیتی آمریکا

سیاست خارجی ترامپ و غریزه بقای پیونگ یانگ

آمریکا علیه چین؛ استراتژی برتر چیست؟