دیدبان
حاشیه ای بر چندین ماه تخریب مداوم قالیباف؛

تقابل جنگ روانی و کارآمدی

تقابل جنگ روانی و کارآمدی

به گزارش دیدبان،روز به روز به آغاز ماراتن انتخابات نزدیک تر می شویم. صف ها در حال آشکار شدن است و چهره ها در مظان گمانه زنی های مختلف قرار می گیرند. آینده اما هنوز هم چندان روشن نیست. با این حال، اینکه تصور کنیم دولت نیز چنین وضعیتی دارد، اشتباه به نظر می رسد. وضعیت دولت نه تنها برای عموم مردم، که برای خود دولتی ها و حامیان آنها نیز روشن است. این روشنی البته مربوط به اکنون نمی شود. بیش از یک سال است که ناظران داخلی و خارجی به تداوم دولت روحانی در دوره دوم با چشم تردید می نگرند و علت را نیز در ناکارآمدی سیاست های اقتصادی دولت جستجو می کنند. دولت نیز در این زمینه با ناظران سیاسی هم نظر است. ثبت نام غیرمترقبه اسحاق جهانگیری برای حضور همزمان با حسن روحانی در رقابت های انتخاباتی، واضح ترین مستندِ این مدعاست.

عزت الله ضرغامی از جمله کاندیداهای سابق جبهه مردمی، جان کلام را در این زمینه بر زبان آورده است. ضرغامی در کانال تلگرامی اش می نویسد:« کاندیدای پوششی برای رئیس جمهور مستقر کار شایسته ای نیست. باعث تنزل جایگاه او خواهد شد. در واقع با صدای بلند اعلام می‌کنیم که رئیس‌جمهور برای سرپا ماندن احتیاج به داربست دارد!» اینها اما همه واقعیت های اردوگاه دولت نیست. واقعیت این است که ماراتن انتخابات برای دولتی ها از چندین ماه پیش آغاز شده است. گواه این مدعا نیز، بیش از هر چیزی در اضطراب های توییتری مشاور رسانه ای رئیس جمهور از ماه ها قبل پیداست. فرو ریختن ساختمان پلاسکو بدون شک، نقطه عطفی در استارت جدی دولت و حامیانش برای ماراتن انتخابات بود. سکوت این روزهای آنها پس از ارائه گزارش کمیته بررسی حادثه پلاسکو اما بخش مهمی از تلاش های پیگیر آنها در جهت تخریب یکی از مهم ترین رقبای روحانی را ناکام گذاشت.

حجم تخریب سازمان یافته در آن مقطع به حدی بود که به گمان آنها انتظار می رفت قالیباف در زیر تازیانه افکار عمومی له شود. مسئله اما برعکس شده است و حالا رای منفی رئیس جمهور روز به روز در حال رکوردشکنی های تازه و تازه تر است. طبق نظرسنجی مراکز معتبر داخلی و خارجی، روند آرای منفی روحانی در چند ماه گذشته، از  24% در مرداد ماه، به 30% در آذر، 35% در بهمن، 38% در اواسط اسفند و 40% در فروردین ماه رسیده است. دقت در چرایی نتیجه معکوس گرفتن دولتی ها اما لازم است و حتی می تواند یک سوژه پژوهشی بسیار زنده در حوزه مدیریت افکار عمومی باشد. با این وجود در یک جمع بندی کلی می توان اینگونه نتیجه گرفت که بومرنگ پلاسکو به سمت دولت بازگشته است. چرا که حجم بی اخلاقی صورت گرفته در جریان این حادثه با گذشت زمان، بیشتر و بیشتر برای افکار عمومی شفاف شده است. گاف مدیران جنگ روانی بر ضد شهردار تهران به حدی گل درشت است که رادیکال ترین منتقدان قالیباف را نیز به منتقدان رسانه های اصلاح طلب بدل کرده است.

فی المثل، مهدیه گلرو، زندانی سابق امنیتی نیز طی چند روز اخیر در همین زمینه با انتقاد از روند فعالیت خبرنگاران اصلاح طلب طی توییتی می نویسد:«27 نفر هموطن در سیل مردند. چرا مثل پلاسکو خبرنگاران جامه نمی درند؟ سوختن از غرق شدن دردناک تر است! به قالیباف ربط ندارد! دوره انتخابات 96 است؟!» در این شرایط به نظر می رسد دولتی ها از به کاهدان زدن خود آگاه شده، دوباره پروژه بمبارانِ حرفی خود را به سمت دولت سابق سوق داده اند. چنانکه اسحاق جهانگیری در کمال تعجب، با گذشت چهار سال از عمر دولت، پس از نام نویسی در وزارت کشور، هدف خود را اینگونه توصیف کرده است:« یکی از انگیزه های من برای کاندیداتوری این خواهد بود که یک بار دیگر برای ملت با همه ابعاد مختلف مشخص کنم که دولت در زمینه اقتصاد، مسائل سیاست داخلی و اختلافات داخلی، مسائل بین المللی و مسائل فرهنگی و از همه بدتر بحثی که در زمینه فساد وجود دارد چه چیزی را تحویل گرفت.»

با این حال، موفقیت این پروژه نیز به دلیل دمده شدن، خیلی بعید به نظر می رسد. چه اینکه خرابه های پلاسکو با وجود بکر بودن و دارا بودن پتانسیل های احساسی بالاتر، پیش از این حاصلی برای حامیان رسانه ای دولت در بر نداشته است. سامان دادن تخریب زودهنگام بر علیه قالیباف اما قابل تاملی جداگانه است که باید آن را قالب دوگانه دوئل مدیریت جهادی-اشرافی تفسیر کرد. عملکرد فوق العاده قالیباف در شهرداری تهران بر کسی پوشیده نیست. در مقابل، مدیریت فلج دولتی ها در عرصه های اقتصادی، مدیریت بحران ریزگرد، سیل و ... نیز برای مردم بیش از هر زمانی روشن است. در این شرایط، مشخص است که حامیان رسانه ای دولت از ماه ها پیش، طبق تئوری حمله پیش دستانه به سراغ تخریب قالیباف بروند. قالیباف نه تنها وعده های آبکی صدروزه به تهرانی ها نداده، که خود پیش از هر کسی در برابر چشم مردم، بر سردر تمامی پروژه های کلانشهر تهران، روزشمارِ افتتاح نصب کرده است.

تهرانی ها درک واضحی از طعم خدمت جهادی و صادقانه را تجربه کرده اند. دولت اما نمی خواهد به هیچ قیمتی فضای مدیریت حاکم بر تهران به سایر بخش های کشور نیز تسری یابد. حامیان رسانه ای دولت ترجیح می دهند با سوار شدن بر روی آوار پلاسکو، با خیالی راحت از جانب قالیباف دوباره کلید شکسته روحانی را در قلب کارخانه های کشور فرو کنند. موعد مناظرات انتخاباتی اما ناگزیر، فصل شمردن جوجه ها فرا خواهد رسید. گول زدن مجدد افکار عمومی با حمله به چرخ سانتریفیوژها ممکن نیست. مردم همانگونه که از پر شدن قلب رآکتور اراک به وسیله بتن دلخورند، از 4 سال دروغگویی مداوم نیز دل خوشی ندارند. در این شرایط به نظر می رسد کارنامه پربار قالیباف، پلاسکویی خواهد بود که بر سر دولتی ها فرو خواهد ریخت.

تایید مدیریت قالیباف از سوی اصلاح طلبی چون الهه راستگو، یگانه مهر تایید بر کارایی او نیست. رهبر فرزانه انقلاب نیز در حالی بر نارضایتی مردم از نحوه پیشبرد سیاست های اقتصاد مقاومتی و گله مندی آنها از وضعیت معیشتی تاکید می کنند که پیش از این، مدیریت موجود در شهرداری تهران را مصداق مدیریت جهادی معرفی کرده اند. معظم له دی ماه سال 92 طی دیدار با شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر تهران می گویند: «با وجود برخی مشکلات همچون آلودگی هوا و حمل‌ونقل و تراکم جمعیت در تهران، اما اقدامات شهرداری در بخش‌های مختلف همچون تمیزی شهر، فضای سبز و بوستان‌ها، ساخت بزرگراه‌ها و پل ها، گسترش مترو، و ایجاد فضاهای ورزشی، کاملاً برجسته و خوب بوده است.»

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود، رمز موفقیت‌های شهرداری تهران در موارد ذکرشده را مدیریت جهادی دانسته، تأکید کرده بودند: «اگر مدیریت جهادی یا همان کار و تلاش با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت حاکم باشد، مشکلات کشور، در شرایط کنونیِ فشارهای خباثت‌آمیزِ قدرت‌های جهانی و در شرایط دیگر، قابل حل است و کشور حرکت رو به جلو را ادامه خواهد داد.» حالا اما در همین روزها، اندیشکده آمریکایی «گیت استون» طی گزارشی با بررسی اقتصاد ایران در دولت آینده، نوشته است:«درصورت پیروزی مجدد حسن روحانی اقتصاد ایران فلج باقی می ماند و شکاف بیشترمی شود!» سوال این است که اگر اکنون اقتصاد کشور فلج نیست، روی کار آمدن مجدد روحانی دیگر قرار است چه بر سر اقتصاد ایران بیاورد؟ واقعیت این است که مردم ورای هجمه های رسانه ای، در کنار آگاهی از ناتوانی دولت، نه مانند روحانی به دنبال حفط برجام، که به دنبال مدیری قوی برای سامان دادن اقتصاد هستند. در این شرایط به نظر می رسد آینده انتخابات چندان مبهم نیست.

مرتبط‌ها

رونق تولید و تعلل یک لایحه

سیاست «حفظ نفت»: شروع یک چالش آشنای ایرانی

پتروشیمی ایران و تحریم‌ احتمالی آمریکا

طبقه متوسط و بحران اقتصادی پس از انقلاب

فاتف و تکرار یک بازی قدیمی

تورم 20 تا 40 درصدی در انتظار سال 98