دیدبان

کلید روحانی قفل کدام وعده‌ها را باز کرد ؟!

 کلید روحانی قفل کدام وعده‌ها را باز کرد ؟!

به گزارش دیدبان، هرچند که دولت در برخی حوزه ها به موفقیت هایی دست یافته است . اما واقعیت این است که مردم باید احساس کنند که دولت در آن مسیری که وعده داده است گام برمی دارد. چه در حوزه ها اقتصادی و چه درحوزه های سیاسی – اجتماعی. بارها اعلام شده است که مردم مطالبات جدی در عرصه اقتصادی دارند و با مشکلات زیادی در این حوزه مواجه هستند و لذا انتظاراتی از دولت داشتند که به نحو مطلوب محقق نشده است.

مثلا اینکه منتقدان می گویند که دولت روحانی در دستیابی به دستاوردهای اقتصادی قابل توجه ناموفق بوده است. روحانی در رقابت های انتخاباتی گفته بود که زندگی معیشتی مردم باید بهبود یابد. از دید او لغو تحریم های اقتصادی می توانست به این وضوع کمک کند. در این میان حامیان او نیز ناامید شده اند؛ چرا که اثرات ملموس ناشی از برجام را به آهستگی مشاهده می کنند.

نظام بانکی بین المللی هم چنین در مورد برخورد با ایران دقت و سخت گیری دارد. سرمایه گذاری بین المللی عمده در زیرساخت های ایران هم چنان دست نیافتنی به نظر می رسد.

شاید بخشی از دلایل این امر به این موضوع برمی گردد که دولت از نیروهای دارای توان لازم استفاده نکرده است. در حوزه سیاسی نیز اگر چه بعضا گشایشی به وجود آمده و فعالیت احزاب و تشکل های مدنی بسیار بهتر از زمان دولت پیشین است، اما همچنان دولت می تواند و باید تلاش کند بسیار بیش از آنچه هست از اختیارات خود برای بهبود این حوزه بهره بگیرد.

در کنار این نقدها، نکته دیگری هم حائز اهمیت است و آن اینکه مدتی است برخی شایعات مثل اینکه" حسن روحانی ، رئیس جمهور یک دوره ایست" یا"اصلاح طلبان و دولت با هم اختلافات جدی دارند"،" روحانی دیگر کاندیدای اصلاح طلبان نیست "و... در فضای مجازی دست به دست می شوند اینکه "چرا جمعی سعی می کنند هفته های پایانی عمر دولت یازدهم را با چالش های جدیدی روبرو کنند؟" سوالی است که مدام تحلیلگران سیاسی بویژه چهره های اصلاح طلب درباره آن به صحبت نشسته اند.

برغم شفاف سازی حامیان اصلاح طلب و مستقل حسن روحانی و دولتش ،اما تیم رسانه ایی و مشاوران و معاونان رسانه ایی دولت آنطور که بایدو شاید میدان داری نکرده اند. آنها نوبت نقش آفرینی شان را یا به سکوت گذرانده اند و یا خیلی در لفاف آمده اند و موج تخریبی که علیه دولت شان است را پاسخ گفته اند.

مهمترین کاری که دولت یازده برای سامان دادن آن باید چاره جویی کند، حفظ ارتباط با مردم است . اگر دولت می خواهد در عرصه رقابت های انتخاباتی سال 96 حرفی برای گفتن داشته باشد، نباید اجازه دهد که ذهنیت مردم نسبت به «حسن روحانی» و مدیرانش تغییر کند . دولت باید فکری جدی برای ارتباط با بدنه اجتماعی اش بکند آن هم دولت هایی چون دولت یازدهم که براساس مطالبات مردم شکل می گیرند.

در همین راستا هم مصطفی درایتی ،از تحلیلگران مسایل سیاسی کشور می گوید :«متاسفانه ارتباط روحانی با بدنه اجتماعی اش ضعیف است . شاید دولتمردان بگویند که حسن روحانی در سفرهای استانی اش به دنبال ارتباط با بدنه اجتماعی است اما به عقیده من از آنجا که در سفرهای استانی ارتباط غالبا یک طرفه است و این دولت مردان هستند که بیشتر بهره می برند نمی توان آن را مثبت دانست چرا که واقعا آن انتظاری که مردم از دولتمردان دارند در این سفرهای بر آورده نمی شود ، دولت مردان وظیفه دارند این ارتباط را بازسازی کنند و برای رفع شکافی که بین مردم و دولت ایجاد شده چاره جویی کنند. این سکوت بعضا به غفلت روحانی از سیاست داخلی کشور تعبیر شده است، چرا که تندورها با انتقادات مکررشان و تریبون های ویژه و پر سر و صدایی که در اختیار دارند موفق شده اند بخشی از افکار عمومی را به سمت خودشان متوجه کنند ، که بخشی از آن می تواند فقدان سامانه اطلاع رسانی بروز و قوی دولت باشدودلیل دوم هم انفعال دولت در مسائل اقتصادی و معیشتی مردم است.»

به زعم درایتی دولت بری برقراری ارتباط مثبت با بدنه اجتماعی اش باید اقدامی مثبت انجام دهد و به مردم نشان دهد که بر سر وعده هایش هست و خود را همچنان برخواسته از حضور مردم می داند و این حضور نیاز دارد. همچنین از آنجا که رقبای دولت رسانه های تاثیر گذار بیشتری در اختیار دارند و همانطور که رئیس جمهور بارها گلایه کرده تریبون های بزرگ و تاثیر گذار در اختیار رقبای دولت است . دولت باید رسان های حامی و هوادارش را از روزنامه و خبرگزاری ها گرفته تا سایت های خبری تقویت کند تا دراین رقابت میدان را به فضا سازی رقبایش نبازد. دولت باید به دنبال یک عدالت جدی در زمینه اطلاع رسانی باشد.

صاحب نظران همواره تاکید می کنند جامعه ایران جامعه قابل پیش بینی نیست جامعه ایی است با مختصات خاص خودش که هیچ گاه نمی شود در موردآن با قاطعیت پیش بینی کرد. به همین دلیل هم به روحانی توصیه می شود که اگر می خواهد همچنان ریاست جمهوری را در اختیار داشته باشد باید برخی اموری که در امور داخلی کشور بپردازدکه از او انتظار می رفت انجام دهد اما همچنان مغفول مانده است ، مثلا اینکه باید برخی مهره های دولتش را که یادگار دولت قبلی هستند را تغییر دهد.

از سوی دیگر نیز با توجه به اینکه مردم واقعا با مشکلات معیشتی بزرگی دست و پنجه نرم می کنند. این دو عامل (مشکلات معیشتی ،در کنار تبلیغات بدون حد ومرز مخالفان دولت) سبب آسیب دیدن پشتوانه اجتماعی روحانی خواهد شد.

به هر روی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده قطعا آزمون بزرگی برای حسن روحانی است. او قریب به 4 سال پیش در انتخابات پیروز شد اما حالا تقدها و مخالفت ها با دولتش روز به روز درحال رشد است به ویژه از سال 94 به این سو که توافق هسته ای حاصل شد. حالا سوال این است که ایا روحانی می تواند برای دور دوم نیز در انتخابات پیروز شود و به دوران ریاست جمهوری خود ادامه دهد؟

 

منبع: تابناک

مرتبط‌ها

تراژدی نفت و زنگنه؛ پایان ژنرال

اتاق تاریکِ بازرگانی

فاتف؛ معمای ضمانت دولت

تحلیلی بر وضعیت بارندگی‌ها در ایران

سناریوهای مختلف قیمت بنزین در سال 98

صدای بلندِ ظریف در مونیخ