دیدبان
مصباحی مقدم:

رئیس جمهور ما متاسفانه با مسائل اقتصادی آشنا نیست

رئیس جمهور ما متاسفانه با مسائل اقتصادی آشنا نیست

به گزارش دیدبان، حجت الاسلام مصباحی مقدم از اقتصاددانان برجسته اصولگرا و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مهمان خبرگزاری دانشجو بود. مشروح مصاحبه با ایشان را بدین شرح است:

آقای دکتر! ارزیابی شما  از ائتلاف اصولگرایان چیست؟ آیا تا پایان انتخابات باقی می مانند؟

این ائتلاف حاصل جلسات بسیار زیاد و تلاش های فراوانی بود. جمع کردن همه احزاب و شخصیت های مهم اصولگرا کار دشواری است. الحمدالله این کار به کوشش حضرت آیت الله موحدی کرمانی به نتیجه رسید. اما این که ائتلاف باقی می ماند یا نه، به نظر می رسد ادامه می یابد. اصولگرایان باید به لیست رأی بدهند. ترکیب قابل قبولی است. نمی خواهیم بگوییم این ترکیب از همه جهت انتظارات را پاسخ داده. اما از این جهت که هم تعداد خانم ها در آن زیاد شده و هم وجود تعدادی پزشک و مهندس و سرداران باسابقه دفاع مقدس موجب شده که ترکیب جامعی باشد. مجموعا ترکیب خوبی را به وجود آورده. این حاصل یک توافق جمعی است.

آقای دکتر! از نظر شما لیستی رای دادن چه فایده ای دارد؟

هر چه که رای دهندگان لیستی رای دهند به نفع جریان ماست. اگر در لیست تعدادی را خالی بگذارند معنا و مفهومش این است که با رای دیگران تکمیل می شود و این به نفع ما نیست. از این جهت توصیه می کنم به لیست به طور کامل رای دهند. اشاراتی از سوی رهبر انقلاب بود که فرمودند اگر من افراد یک لیست را به خوبی نمی شناسم نگاه می کنم که چه کسانی آن لیست را ارائه کرده اند، اگر آنها را مومن و انقلابی بدانم به لیست رأی می دهم. این خودش الهام بخش است.

برخی نمایندگان فعلی نامشان در لیست نیست و انصراف هم نداده اند. این چه مشکلاتی برای لیست به وجود می آورد؟

به ساز و کار حرکت های جمعی و تصمیم جمعی باید پای‌بند بود. اگر خود بنده در لیست گنجانده نمی شدم خدا را شاهد می گیرم که کنار می کشیدم. چون اگر دوستانی در صحنه انتخابات باشند که در لیست نیستند حتما از سهم آرای اصولگرایان به خودشان اختصاص می دهند. این ناخواسته بازی کردن در میدانی است که رقیب قرار داده. و در نهایت به نفع رقبای ما می شود. تا حدود زیادی مطمئنم رای نمی آورند. ممکن است یکی دو نفر رای داشته باشند و این در حد احتمال است. اما اینکه از سهم آرای اصولگرایان کاسته و به سبد آرای رقبا افزوده می شود قطعی است. نباید یک امر قطعی را به خاطر امر احتمالی کنار گذاشت.

با توجه به لیست مورد حمایتbbc  و انگلیس و صحبت های رهبری که فرمودند اینها وقاحت را به جایی رساندند که می گویند به این لیست رای دهید، آیا نباید حضرات آیات اعلام برائت کنند؟

باید دائما از شیطان اعلام برائت کنیم. جمله ای در یک روزنامه اصلاح طلب دیدم از قول آقای عارف که گفته  مگر می شود 24 ساعته اعلام برائت کرد؟ بله، باید 24 ساعته اعلام برائت کرد که شیطان در ما طمع نکند. در هر نماز ما داریم اعلام برائت می کنیم از شیطان. می گوییم لااله الله. این نفی بت ها و اثبات الله است. پس دائما باید موضع ضد استکباری و ضد شیطان را به خودمان تلقین کنیم. اگر این کار را نکنیم دچار شبهه می شویم. در موضع تهمت قرار می گیریم. پیامبر می گوید از مواضع تهمت پرهیز کنید. اگر این تهمت و اتهام وجود دارد که شیطانی مثل دولت خبیث انگلیس نسبت به ما طمع کرده، باید او را رد کنیم و بهش پاسخ جدی بدهیم. اگر ندهیم این طمع معنی دار است که چه شبهه و نقطه ضعفی پیدا شده. باید اعلام برائت کنند.

تلاش آنها این است که  بزرگان جریان اصولگرایی در انتخابات خبرگان رأی کمتری داشته باشند. نه این که به کلی حذف شوند، بعید است. آنچه آنها انتظار دارند کاهش آرای این حضرات است. من تصورم نمی کنم این اتفاق بیفتد و آنها رأی می آورند.

باتوجه به وقایع رخ داده، پیش بینی می کنید برنامه آقای هاشمی برای انتخابات خبرگان چیست؟

آقای هاشمی دنبال این است که تعداد آرای خود را در خبرگان بالا ببرد. اگر هاشمی بتواند رقبای خود را از میدان به در کند، موقعیت خود را برای ریاست دوره آینده خبرگان بالا برده است.

نظرتان در مورد شورای رهبری که از سوی جریان هاشمی تبلیغ می شود، چیست؟

دست آقای هاشمی نیست. مربوط به قانون اساسی است که با فرمان رهبری کلید می خورد. بازنگری آن و با ترکیبی که حضرت آقا تعیین می کنند نص قانون اساسی است. بنابراین حتی اگر آقای هاشمی درصدد آن مسئله هم باشد به این راحتی ها قابل مطرح کردن نیست. تا چه برسد به نتیجه دادن.

برسیم به سوالات اقتصادی؛ بانک ها برای این که سود تسهیلات را کم کنند سود بانکی را کم کردند. فکر می کنید اثرش بر تورم چیست؟ رئیس شورای رقابت گفته «تبانی» است.

اصل این که سود بانکی باید متناسب با نرخ تورم کاهش یابد از نظر علمی درست است. هیچ کس نمی تواند در آن مناقشه کند. در شرایطی که نرخ تورم ما 40 درصد بود نرخ سود بانکی رسمی و قانونی بیست و چند درصد بود و معنا و مفهومش این است که صاحبان وجوه از این تغییر دچار خسارت می شدند. حالا که نرخ تورم به سیزده درصد و کمتر رسیده است، نرخ سود بانکی بالای بیست درصد مانده که اصلا قابل قبول نیست. پس باید نرخ سود تسهیلات و نرخ سود سپرده کاهش یابد. نرخ سود تسهیلات موجب می شود که تولیدکنندگان ما نتوانند از منابع بانکی برای تولید استفاده کنند.

در تعابیر برخی از بانکی های ما آمده که قیمت پول بالاست. این کلمه هیچ گونه دقیقا از واژگان برآمده از بانکداری ربوی است! چون ما برای پول قیمت تعیین کرده ایم. پول عنصری نیست که خودش باید قیمت داشته باشد. ما سودی که به سپرده گذاران می دهیم باید تابع سود بازار کالاها و خدمات باشد. اگر این بود به نفع کل اقتصاد است. اگر غیر از این بود به زیان کل اقتصاد است. این پاشنه آشیل نظام بانکی ما است. بانک های ما سود می کنند و سپرده گذاران ما در بانک سود می کنند ولی تولید کننده ما زیان می کند. معلوم است که به اقتصاد ملی صدمه می زند و تولید کنندگان الان ترجیح می دهند به جای سرمایه گذاری در تولید پولشان را در سیستم بانکی و موسسات غیرمجاز بگذارند. چه طور شده که موسسات مالی غیرمجاز اینقدر تعداد شعبش رشد کرده به دلیل اینکه پول از تولید شیفت کرده به سمت این موسسات. ما باید سود پول را از بانک مان برداریم و مبنا را این قرار دهیم که بانک ها منابع را از مردم بگیرند و به تولید کنندگان بدهند. هر چه سود کرد با کسر حق الوکاله روی وجوه بریزند. این روش در خدمت تولید است و تولید ملی ما را تقویت می کند.

الان برای سومین فصل متوالی نرخ رشد را اعلام نکردند. وقتی سه فصل اعلام نشود قاعدتا یعنی ما در رکود هستیم. این را چه طور می دانید؟ آقای روحانی در خراسان گفت ما از رکود عبور کردیم. اتاق تهران گزارشی منتشر کردند که رشد اقتصادی در بخش صنعت منفی 13 درصد است.

واقع مسئله این است که ما در یک رکود دائمی طی سه سال اخیر به سر برده ایم. این که ادعا کرده اند ما از رکود خارج شده ایم در بخش کوچک اتفاق افتاده بود نه در اقتصاد کلان. به عبارت دیگر رکود عمیق تر شده. تعطیلی کارخانجات بیشتر شده. افزایش نرخ بیکاری داریم. حتی ناگزیر شده ایم واردات کالاهای ضروری مان را افزایش دهیم. به جای اینکه حقیقت را بگویند بخشی از حقیقت را که شیرین تر است عنوان می کنند. این که نرخ رشد را اعلام نکردند عدم شفافیت است. دولت باید شفاف باشد. اگر جایی به زیان افکار عمومی است عذرخواهی کند. ناکارآمدی خود را ریشه یابی کند تا این ناکارآمدی برطرف شود. اگر امروز دولت برای رفع ناکارآمدیش در اقتصاد دست به کار شود یکی دو سال بعد نتیجه می گیرد. پس ولو شده برای پایان دوره اول ریاست جمهوری ایشان باید دست به تغییر نگرش مدیرانش در بخش اقتصاد بزند.

آقای دکتر! چرا در این دولت همه چیز محرمانه است؟! مگر قانون دسترسی آزاد اطلاعات نیست؟ این عملکرد دولت خلاف قانون نیست؟

بله، بانک مرکزی و مرکز آمار ایران باید مرتب نرخ رشد و نرخ تورم را اعلام کنند. ما قانون برای دسترسی آزاد اطلاعات تصویب کردیم و شفافیت عملکرد دولت را دنبال می کنیم.

بانک جهانی و نهادهای جهانی رشد مثبت را پیش بینی کرده اند. پیش بینی شما چیست؟ فکر می کنید روی چه حسابی این پیش بینی را داشته اند؟

غالب پیش بینی آنها به اتکای آمارهایی است که ما می دهیم. این مهم است. برخی خیال می کنند پیش بینی های آنها فارغ از اطلاعات و آمار ماست. آنها به اتکای آمار و اطلاعاتی که از درون نظام اقتصادی ما داده می شود قضاوت می کنند و گاهی اوقات اشتباه خود را اصلاح هم می کنند. اگر دولت بنا را بر این بگذارد که از شرایط جدید پیش آمده درست بهره برداری کند هم نگاهش به اقتصاد ملی و درون نگری افزایش پیدا کند هم استفاده درست از منابعی که آزاد می شود. پروژه های عمرانی ما متوقف است. دولت به پیمانکاران بدهکار است. علاوه بر این حدود 50 میلیارد دلار ذخایر توسعه ملی آزاد می شود. اگر این ذخایر را از طریق بانک های عامل به تولید کنندگان بدهند خصوصا تولید کنندگانی که تولیدات شان قابل صادرات است مقدار رونق ایجاد می شود. یعنی چرخ های صنعت متوسط و کوچک ما به کار می افتد.

یعنی شما موافق کاهش نرخ ارز برای واردات هستید؟

تا چه وارد کنیم! اگر واردات ما بشود واردات مواد اولیه کارخانجات مان که به نفع صادر کننده است. چون هر چه قیمت ارز بالا باشد و واردات با قیمت گران باشد هزینه تمام شده بالا می رود. هر چه قیمت واردات برای تولید کننده کاهش یابد به نفع صادر کننده است.

چرا دولت نمی خواهد و یا نتوانسته در بحث رونق اقتصادی حرکتی کند. دو تا بسته ضد رکود رونمایی کردند که علی الظاهر اتفاق خاصی نیفتاده است.

ما رئیس جمهوری را داریم که متاسفانه آشنا با مسائل اقتصادی نیست. از معاون اول تا پایین، اندیشه اقتصاد نیمه لیبرالی دارند. طبعا نگاه به خارج در این اندیشه قوی است. از این جهت به نظرم اراده لازم برای اینکه اتکا کنیم به ظرفیت های داخلی وجود ندارد. تاکیدات مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی موجب شده که دولت در ادبیات خودش این واژه را بسیار به کار بگیرد اما در میدان عمل چیزی نمی بینیم.

آیا این حجم از نقدینگی که به بازار تزریق شده اولاً‌ از کجا آمده؟‌ ثانیا آیا منجر به افزایش فاصله طبقاتی نشده است؟

قطعا این نقدینگی از دو جا تأمین شده. یکی از تبدیل دلارهای نفتی به ریال بدون این که دلار دریافت شود و به بازار عرضه شود. پس نقدینگی افزون شده. یک راه دیگر شکل گیری این نقدینگی عملکرد بانک هاست. بانک ها با توجه به اینکه بنگاه ها را تامین مالی می کنند و بنگاه ها قدرت بازپرداخت ندارند، ریفاینانس می کنند. مجددا با نرخ جدید تامین مالی می کنند. این نقدینگی است که در محاسبات رشد می کند. اشاره کردم که یک بدهکار بانکی اصل بدهیش 1500 میلیارد تومان است ولی با گذشت سال ها این اصل تبدیل شده به 6 هزار و 500 میلیارد تومان. چرا که هی ریفاینانس شده. مجددا تمدید شده. وقتی در محاسبات این بانک نگاه می کنیم می بینید 6 هزار و 500 میلیارد تومان از این بابت نقدینگی دارد بدون اینکه در واقعیت تغییری رخ دهد. این جمع نقدینگی است که توسط مرکز آمار ایران و بانک مرکزی اعلام می شود.

ثروتمندان از دو کانال وضعیتشان بهبود یافته. یکی وام هایی که گرفتند. ما بعضی از ذی نفعان واحد داریم. 20 شرکت تامین مالی شدند و وام گرفتند. این وام هایی که گرفتند به شرکت های جدید تبدیل شده و برگشت به سیستم بانکی پیدا نکرده. برای این ها نفع بسیار بالایی را دارد. این یک شکاف در دارایی و ثروت نسبت به عامه مردم به وجود آورده. این یک راه است.

راه دیگر صاحبان نقدینگی و وجوه است. این صاحبان وجوه یک سری خرده پا هستند. یک کسی ده میلیون تومان، 20 میلیون تومان در بانک سپرده گذاری کرده، یک کسی هزار میلیارد تومان در بانک سپرده گذاری کرده و همین جا بگویم 80 درصد نقدینگی بانک ها متعلق به حدود دو درصد سپرده گذاران است. این شکاف را نشان می دهد، شکاف طبقاتی را. و منابع آنها با توجه به نرخ سودی که هست، بهمن وار رشد می کند.

اتفاقی که در جنبش وال استریت افتاد چه بود؟

گفتند یک درصد در مقابل 99 درصد! ما به آن یک درصد نرسیده‌ایم ولی خیلی از آن دور نیستیم روندی که دارد طی می شود ما را به آن نقطه می رساند که بگوییم یک روزی در اقتصاد ایران هم یک درصد صاحب 99 درصد منابع و 99 درصد جمعیت صاحب یک درصد منابع هستند. این شکاف فوق العاده است. هنوز خیلی فاصله داریم تا آن نقطه ولی روندی که ما طی می کنیم اگر متوقف نشود ما را به آن‌جا می‌رساند.

برای مبارزه با این روند باید چه کار کنیم؟

یک راه حل این است که سیستم بانکی را اصلاح کنیم. یک عامل رکود فعلی این است که منابع خرد مردم به جای اینکه در بازار تبدیل به قدرت خرید شود در موسسات مالی و اعتباری است، وقتی بین مردم می‌رویم بعضی‌ها در گوشی می گویند اگر نرخ سود بانک ها را کاهش دهید ما متضرر می شویم این‌ها صاحبان وجوه خرد هستند. طرف مثلاً ده میلیون تومان در بانک دارد و معیشت او از این طریق تأمین می‌شود. اینگونه افراد خیلی تعدادشان زیاد است ولی منابعشان اندک است. باید کاری کنیم در عین این که اینها متضرر نمی شوند آن‌هایی که منابع درشت و کلان دارند از این طریق نتوانند خیلی رشد کنند.

این مسائل مربوط به اصلاح سیستم بانکی است. اگر سودی که بانک‌ها به سپرده گذاران می دهند کمتر از سود تولید باشد، منابع به سمت تولید می رود و اشتغال ایجاد می کند و آن توده بیکار را به کار می گیرد و بازار شاهد عرضه محصولات او می شود و در نتیجه قیمت ها متعادل می شوند و تورم کاهش می یابد. اگر این اتفاق بیفتد و تورم مهار شود به زیان ثروتمندان گردن کلفت خواهد بود و به نفع توده‌های مردم و حقوق بگیران که با حقوق ثابت امرار معاش می‌کنند، چون حقوق ثابت در طول سال تغییر نمی کند و تورم هر چه بالا باشد به زیان او و به نفع صاحبان وجوه و ثروتمندان است ولی اگر تورم کاهش پیدا کرد و رسید به دو، سه درصد، هم رشد اقتصادی را تامین می کند هم موجب انباشته شدن ثروت به نفع یک عده خاصی نمی شود.

اما آقای دکتر! استدلال برخی از دولتی‌ها این است که اگر ما سود بانکی را پایین بیاوریم این منابع در تولید نمی‌رود و به بخش های دیگری مثل دلار و سکه و دلالی سرازیر می‌شود. چراکه وضعیت اقتصادی ایران طوری است که سود این کارها از تولید بیشتر است.

الان اصلاً زمینه برای اینکه وجوه به سمت دلار و سکه برود فراهم نیست. اگر سود بانکی کاهش یابد قطعا منابع به سمت سکه و دلار نمی رود چون بازار آن‌ها یک بازار با ثبات و رقابتی است پس خوب است به کسانی که این حرف را می زنند، بگوییم تو برو خود را باش! دلت برای این نسوزد که این وجوه از سیستم بانکی میاید و سراغ سکه و دلار می رود.

اگر در مجلس دهم اکثریت را داشته باشید چه برنامه ای برای رونق اقتصادی کشور دارید؟

البته برای اصلاح نظام بانکی دو سال است که کار کرده ایم و باید در این مجلس نتیجه اش را بگیریم و منتظر مجلس بعدی نیستیم. الآن طرح ما برای تصویب یا در صحن مجلس یا اگر براساس اصل 85 قانون اساسی قبول کنند به کمیسیون اقتصاد ارجاع شود. این طرح اصلاح نظام بانکی همین دوره تمام می شود و به نظرم دست‌آورد این دوره است. نسبت به مجلس آینده به نظرم باید نگاه میان و بلند مدت داشته باشیم. باید اولویت های توسعه اقتصادی مان را مبنا قرار دهیم. مثلاً برای ما آب یک مسئله اساسی است و اگر به مسئله آب درست رسیدگی نکنیم و استفاده بهینه از آب را برای تولید کشاورزی و صنعت مد نظر قرار ندهیم یقیناً با یک بحران بسیار بزرگ در آینده روبه رو می شویم. این مسئله ای است که باید حل شود. هم مهار آب های مرزی که جزو رهنمودهای مقام معظم رهبری است و برایش تدبیر شده و هم استفاده بهینه از آب های زیرزمینی و سیلاب ها این را باید جدی رسیدگی کنیم.

به عنوان نمونه یکی از نکات استفاده از پساب است. تهران به عنوان یک کلانشهر مصرف آبش بالاست به گونه ای که برای تامین آب شرب تهران سد لیتان  ظرفیت آبی که برای کشاورزی و دامداری داشته است را تبدیل کرده به آب برای شرب و زمین های زیر این سدها تماماً خشک و به صحرا تبدیل شده است. مسئله محیط زیست یکی از مسائلی است که اینجا بلافاصله خود را نشان می دهد. دامداری در منطقه دشت ورامین و ری واقعا رو به زوال است و اصلا چیزی از آن باقی نمانده است و مرتع را دیگر باید در داستان های تاریخی دنبال کرد، از آب برای کشاورزی خبری نیست و کشاورزان دست به دهان شده اند. آن‌هایی که واقعا تامین کننده غذای تهران بوده اند الان با مشکلات جدی روبه رو هستند. پساب تهران باید با تصفیه تبدیل به آب قابل استفاده در مزارع می شد اما خبرهایی که ما داریم با عرض تاسف شدید گر چه ما بخشی از این آب را تصفیه می کنیم اما بخشی از آب تصفیه ناشده با تصفیه شده مخلوط و به مزارع می رود و محصولاتی به وجود می آید که هم برای دام و هم برای انسان خطرناک است. به من خبر داده‌اند گوسفندانی که از این جو تغذیه می کنند خیلی زود دندان‌هایشان  می ریزد، این یک حادثه هشدار دهنده است که نشان می دهد که این‌ها دجار بیماری می شوند و گوشت ما ارا ز این طریق تامین می کنند، بعد ما می خواهیم بیماری ها شیوع پیدا نکند! به نظرم یکی از مدعیان ما باید وزارت بهداشت و درمان باشد و جلوی این روند را بگیرد. آبی که برای مزارع می رود باید آب قابل استفاده کشاورزی باشد نه آب آلوده به انواع آلودگی هایی که مشکل آفرین باشد، این مسئله بسیار مهم است و نباید مسائل را کوتاه مدت ببینیم. این یکی از اشتباهات بزرگی است که در دولت های گذشته و دولت فعلی همچنان وجود دارد، مقطعی مسائل را می بینند.

ما به اندازه کل اروپا گاز مصرف می کنیم. ما 80 میلیون جمعیت به اندازه 400 میلیون نفر گاز مصرف می کنیم. برای مدیریت مصرف انرژی و کاهش شدت مصرف آن فکری بکنیم. برای اینکه این اتفاق بیفتد ما باید فناوری‌های تولید خود را اصلاح کنیم و از فناوری‌های جدید استفاده کنیم که مقدار مصرف انرژی‌اش کاهش پیدا کند. کما اینکه غربی ها این کار را کردند و فناوری های روز آن‌ها گاهی به یک پنجم مصرف کاهش پیدا کرده است. در مصارف خانگی الان هر جا می رویم قبوض گازشان را به ما عرضه می کنند که ببینید برای ما دویست سیصد هزار تومان قبض گاز آمده چون مقدار مصرف گاز خانوار بالاست پس باید از نوعی گرمایش استفاده کرد که مقدار مصرف را به یک دهم کاهش دهد و این روش وجود دارد. الآن مجتمع هایی که از پکیج استفاده می کنند تمام قبوض گازشان سبز است پس این را ترویج کنیم و بگوییم بابت این ما حاضریم یارانه دهیم اگر این اتفاق بیفتد مصرف گاز ما به جای اینکه 540 میلیون متر مکعب باشد می تواند به یک سوم کاهش یابد و دو سومش را صادر کنیم. چه درآمدی خواهد بود! مدیریت مصرف انرژی نسبت به نفت و گاز ما هم معنا پیدا می کند من چند بار به آقای نعمت زاده گفته ام برای اصلاح موتور خودروها شما اگر منابعی لازم دارید بنده به عنوان عضو کمیسیون برنامه و بودجه و قبلا به عنوان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه حاضرم تامین مالی کنم از بودجه عمومی برای اصلاح موتور که اگر اصلاح موتور کاهش صورت بگیرد مقدار مصرف بنزین به نصف می یابد.

واکنش آقای نعمت‌زاده چه بود ؟

این بود که ما داریم کار می کنیم!! نه! کار جدی نمی شود طراحانی وجود دارند در اروپا که ایرانی هستند طراحی موتور می کنند. می‌توانیم این‌ها را دعوت به کار کنیم. واقعا این عجیب است از مغز ایرانی برای طراحی موتور در اروپا استفاده کرده اند بعد ما خودمان استفاده نمی کنیم! با توجه به تجربه ای که دارند ما می‌توانیم از موتوری برخوردار شویم برای تولیدات ایران خودرو و سایپا که مقدار مصرف را کاهش دهیم یا از موتورهای هیبریدی استفاده کنیم. اگر بشود مقدار مصرف بنزین ما به جای اینکه متوسط روزانه هفتاد میلیون لیتر باشد می تواند به 35 میلیون لیتر کاهش یابد این میزان اضافی را صادر می کنیم. چه اتفاق عجیبی می افتد!؟ گازوئیل هم همین طور است ما کامیون داریم در صد کیلومتر 60 لیتر گازوئیل مصرف می کند چرا که فرسوده شده و حال آنکه ناوگان حمل و نقل کامیونی ترکیه همه نو است و مقدار مصرفش 20 تا 24 لیتر در صد کیلومتر است. چه قدر فرق می کند! الآن حمل و نقل در ترکیه ارزان تر از ایران است با اینکه انرژی در ترکیه به شدت گرانتر است. این حاصل نوسازی ناوگان است. ما اگر ناوگان را نوسازی کنیم و حمل و نقل ریلی را به جای حمل و نقل روی سطحی، توسعه به نفعمان است.

ما اولویت هایی داریم که خیلی مهم است و باید به آن‌ها بپردازیم! یکی از سیاست های اقتصاد مقاومتی پرهیز از خام فروشی است. ما باید این را در دستور کار قرار دهیم. اگر قرار است تولید روزانه ما به چهار میلیون بشکه برسد، که فعلا خبری نیست! و حتما هدف‌گذاری کرده‌ایم به چهار و بیشتر برسد؛ صادرات خام را همچنان ادامه می دهیم؟ نه! سرمایه گذاری کنیم سرمایه گذاری خارجی را اینجا بیاوریم پالایش کنیم و فرآورده صادر کنیم. به جای اینکه هر بشکه سی دلار برگردد هر بشکه 300 دلار محصول فرآورده ها برمی گردد. ده برابر می شود! گاهی تا صد برابر هم می‌رسد. این‌ها می تواند در دستور کار مجلس آینده قرار بگیرد و البته خیلی چیزهای دیگر که مجالش نیست.

آقای دکتر! به عنوان آخرین سوال: در سایت «مجلس نما» عضو هستید؟

در این سایت ثبت نام نکردم اما تعدادی از دوستان آمدند و این سوالات را پرسیدند و فیلمش را ضبط کردند. من معتقد به شفافیت هستم. ما در مجلس هفتم یک مصوبه داشتیم درباره اعلام دارایی مسئولین از جمله نمایندگان مجلس به قوه قضاییه که قانونی نشد. این به شورای نگهبان رفت که به دلیل اینکه مغایر با اصل 142 تلقی کرد برگرداند. مجلس هفتم اصرار کرد و به مجمع تشخیص رفت که در آنجا طولانی شد تا اینکه این دوره بنده وارد مجمع تشخیص شدم و پیگیری کردم خودم عضو کمیته ای شدم که این را بررسی می کرد و نهایتا تصویب شد و الان مصوبه مجمع تشخییص را دارد که قابل تغییر نیست.

مرتبط‌ها

تراژدی نفت و زنگنه؛ پایان ژنرال

اتاق تاریکِ بازرگانی

فاتف؛ معمای ضمانت دولت

تحلیلی بر وضعیت بارندگی‌ها در ایران

سناریوهای مختلف قیمت بنزین در سال 98

صدای بلندِ ظریف در مونیخ