صفحه اصلی > کد خبر: 21589
ف

عرضه لباس ایرانی با مارک خارجی!

در حالی که حمایت از کار و سرمایه ایرانی به عنوان یکی از موارد اقتصاد مقاومتی و تأکید مقام معظم رهبری است، تولید پوشاک و پارچه بر اثر واردات بی رویه و مشکل کارگاههای تولیدی، مورد بی مهری قرار گرفته است، کارگران با دو شیفت کاری نمی‌توانند حقوق کافی داشته و برخی تولید کنندگان، لباس تولید داخل را با مارک خارجی عرضه می‌کنند تا مشتری پسند باشد.

به گزارش دیدبان به نقل از فارس ، ظاهرا دیگر خرید لباس بر اساس نیاز و در دفعات کم انجام نمی‌شود، بلکه هر ماه یا هر هفته به فراخور فصل و مد و امثال اینها تعداد زیادی از مردم برای خرید لباس اقدام می‌کنند.

این مسئله و دلایل دیگری از این دست موجب رونق فروش لباس در کشور شده، اما آنچه که از آن غافل شده‌ایم، این است که اساساً این حجم بالای پارچه و لباس از کجا تأمین و در کجا تولید می‌شود و سهم تولید کنندگان داخلی یا همان کار و سرمایه ایرانی از این بازار پر زرق و برق چه قدر است؟

برای بررسی این مسئله به چهارراه ولی عصر(عج) تهران و خیابان‌های اطرافش رفتم که تعداد زیادی کارگاه خیاطی و تولیدی لباس و فروشگاه لباس زنانه و مردانه وجود دارد.

وارد یکی از خیابانهای فرعی شدم که چند کارگاه تولید پوشاک در آن بود، وارد یکی از آنها شدم از پله ها که بالا رفتم مقابلم یک تولیدی بود و چند کارگر میانسال پشت چرخ خیاطی مشغول کار بودند.

درباره شرایط کار و حقوقشان پرسیدم، یکی از آنها که سنش بیشتر بود، گفت که ۱۴ سال است که خیاطی می‌کند، اما هر سال دریغ از پارسال!

سعید ادامه داد که بازار پوشاک داخلی راکد شده، به همین خاطر کارفرما حقوق و دستمزد ما را چندان بالا نمی‌برد و ما هم مجبوریم، با این شرایط به خاطر خرج خانواده ادامه بدهیم.

دراین لحظه محسن همان طور که مشغول بریدن پارچه‌ها بود، گفت: من دو شیفت کار می‌کنم و به زور حقوقم به یک میلیون تومان در ماه می رسد و اجاره نشین هم هستم. نمی‌دانم چرا مسئولان به فکر نیستند...

احمد هم با همکارانش هم نظر بود و گفت: اگر می‌توانید صدای ما را به گوش مسئولان برسانید.. چرا کارگر باید تاوان قاچاق پارچه و رکود بازار را بدهد... مگر ما چه گناهی کرده‌ایم .. مگر ما جزء این جامعه نیستیم.

بعد از آن به یک تولیدی تی‌شرت رفتم که انبوهی از لباس‌ تولیدی روی هم چیده شده بود و چند کارگر هم در حال انتقال لباس‌ها برای پخش در فروشگاه‌ها بودند.

آقای احمدی مسئول واحد تولیدی می‌گفت که بیش از ۲۰ سال است در زمینه پوشاک کار می‌کند و در سالهای اخیر وضعیت فروش به دلیل استقبال و تغییر فرهنگ خرید مردم بیشتر شده، اما مشکل این است که مردم بیشتر قیمت را ملاک خرید قرار می‌دهند، به همین دلیل هم هرروز شاهد ورود قانونی و غیرقانونی بار لباس خارجی با کیفیت و قیمت پایین هستیم.

او ادامه داد که ما هم مجبوریم هر طور که شده قیمت تمام شده تولیداتمان را پایین بیاوریم، تا بتوانیم جنس خود را در بازار بفروشیم.

از او پرسیدم که بالاخره کارگر هم باید معیشت‌اش تأمین شود و نباید همه فشارها روی او باشد که پاسخ داد، ما هم سرمایه‌مان را در کار گذاشته‌ایم و هر روز در هراس هستیم که قیمت مواد اولیه و پارچه تغییر کرده یا نه و از سوی دیگر هم باید حقوق و دستمزد کارگر را بدهیم ...باور کنید ما هم راضی به این وضعیت نیستیم.

از آن ساختمان که خارج شدم یک تولیدی چادر و روسری را دیدم که نسبت به مغازه‌های اطرافش بزرگتر بود. چند کارگر در آنجا مشغول دوخت بودند.

آقای ایلچی مسئول این شرکت تولیدی که انگار مدتها بود که دنبال کسی می‌گشت تا درددل کند، می‌گفت: در یک بلاتکلیفی به سر می‌بریم، از یک سو برای مثال در کار ما که چادر مشکی است، حجم زیادی از پارچه‌های وارداتی را داریم که برخی از نمونه‌های آن کیفیت پایینی دارند و از سوی دیگر پارچه چادری تولید کشور ما که اتفاقا باکیفیت هم هست، آن قدر زیاد نیست که جوابگوی نیاز بازار باشد.

او ادامه داد: البته ما همواره در طول سالیان گذشته با کمبود تولید پارچه چادری مواجه بودیم، اما عدم حمایت از تولید کنندگان داخلی در این سالها موجب شد که نیاز ما به واردات بیشتر شود و بازارمان در اختیار چین و تایوان و اندونزی و دیگر کشورها قرار بگیرد.

این تولید کننده ایرانی گفت: به نظر من دولت باید فکری برای سامان دادن به وضعیت واردات پارچه و کمک به تقویت تولید داخلی بکند، وگرنه با این روند هم کارگران این بخش بیکار می‌شوند و هم بازار در اختیار خارجی‌ها قرار می‌گیرد.

وارد مغازه روبرو شدم که یک تولیدی پوشاک کودک بود. یکی از افراد که سرپرست بقیه کارگران بود، جلو آمد و شروع به صحبت کرد. رضا ۴۵ ساله بود و از وضع بد رسیدگی کارفرمایان به کارگران گلایه داشت.

رضا می‌گفت که از ۱۲ کارگری که در این واحد تولیدی هستند، فقط سه نفر تحت پوشش بیمه هستند و بقیه بیمه ندارند و به صورت موقت قرارداد بسته‌اند، همین مسئله موجب شده که همیشه نگران امنیت شغلی خود باشند و با اضطراب کار کنند.

از اینها که بگذریم دستمزد اندک ما جوابگوی هزینه زندگی نیست و همیشه دیوار کارگر از همه کوتاهتر است ... اغلب کسانی که در کارگر خیاطی هستند، از شدت کار کردن با مشکل کم بینایی و درد مفاصل مواجهند، اما پولی برای درمان بیماری های خود ندارند و بیمه ای هم نیست که از آن بهره‌مند شوند. پس چرا شعار حمایت از کارگر می‌دهند... ما که چیزی ندیدیم.

در طبقه بالای آن ساختمان یک کارگاه تولیدی لباس زنانه و مردانه بود، وقتی دلیل حضورم را شنید مشتاق شد که کمی توضیح بدهد. آقای رحمانی به وضع نامناسب واردات پارچه و پوشاک آماده گله کرد و افزود که پوشاک خارجی که عمدتا از چین و ترکیه وارد می‌شود، بازار را تحت تاثیر قرار داده و تولید کننده و کارگر داخلی را با سختی روبرو کرده است.

او معتقد است که ورود بی ضابطه پوشاک با حجم بالا به کشور که اغلب هم به شیوه غیرقانونی و قاچاق است، عملا صرفه تولید را زیر سوال برده است و از سوی دیگر مشتریان هم علاقه ای به خرید کالای ایرانی ندارند و به غلط فکر می‌کنند، لباس خارجی کیفیت بهتری دارد.

طبیعی است که قیمت پوشاک داخلی با مواد اولیه گران و هزینه‌های بالای تولید قطعا با قیمت کالای قاچاق که بدون عوارض و مالیات وارد کشور شده، قابل مقایسه نیست، به همین جهت مجبور هستیم که جنس را با ضرر بفروشیم یا تولید را کم کنیم، برخی از همکارانم مجبورند مارک خارجی به لباسهای تولید داخلی بدوزند و آن را به اسم لباس خارجی با قیمت بالاتر می‌فروشند.. این نابسامانی در بازار نه به نفع تولید کننده و نه مصرف کننده است.

آقای رحمانی گفت که بازار بسیار خوبی در کشور ما برای فروش پوشاک فراهم است، اما متاسفانه تولید کننده ایرانی سهم ناچیزی از این بازار دارد و امیدواریم که مسئولان فکری برای آن بکنند.

به نظر می‌رسد که حمایت از کار و سرمایه ایرانی و عملیاتی شدن سیاست‌های ابلاغی رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد اقتصاد مقاومتی جز با حمایت از تولید داخلی امکان‌پذیر نیست، از این رو شایسته است که دولت و مجلس برای تحقق این راهبرد مهم، همه تلاش و همت خود را به کار بگیرد.

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
آخرین اخبار
  • :: چرا ترامپ در دستیابی به نتیجه عجله می کند؟
  • :: نشستی برای تامین نیازهای فوری نه استراتژیک
  • :: نقطه هدف فشارهای سه‌گانه آمریکا
  • :: پیشنهادی ایرانی برای نجات یهودیان
  • :: ترامپ از اون میراثی نمی برد
  • :: ماجرای "تهدید پیامکی نمایندگان مجلس" چیست؟
  • :: آیا ملحق نشدن به FATF پایان دنیاست؟!
  • :: ماجرای فتنه انگلیسی و تحقیرِ «ساخت آلمان»
  • :: آیا امکان بازگشت «فرزاد جمشیدی» به برنامه‌های مذهبی وجود دارد؟
  • :: نتانیاهو و پیشنهاد کمک آبیِ «آب دزد» به مردم ایران
  • :: ایران در نظام بین الملل: رویارویی با دوگانه‌ی سازش – براندازی
  • :: لزوم تغییر رابطه حقوقی میان صادرکننده و دریافت‌کننده چک
  • :: دستان خالی نتانیاهو از سفر به اروپا
  • :: خلبان جنگی در محیط آشوبناک
  • :: روش‌شناسی اقتصاد مقاومتی در مقایسه با سایر تفکرات اقتصادی
  • :: ایران ضامن امنیت و استقلال کشورهای منطقه
  • :: کاربرد واژه «صلاه» در مفهوم «نماز»
  • :: شیوع بیماری های واگیردار ناشی از قحطی عصر ناصری
  • :: «جنگ؛ تهدید نامعتبر»
  • :: بایکوت خبری رهبری در دنیا
  • :: «دلداده علامه»
  • :: اسرائیل در سراشیبی سقوط
  • :: نتیجه‌ی اعتماد سایر کشورها به آمریکا چه شد؟
  • :: تأثیر جمعیت جوان بر شاخص‌های اقتصاد مقاومتی
  • :: سیاست اروپا در تحمیل یا تحمل برجام
  • :: نسل جوان فلسطین؛ مزیت بخش روز قدس
  • :: پیام پالرمو چیست؟ آیا باید منتظر تصویب FATF باشیم؟
  • :: عملیات روانی جدید صهیونیست‌ها!
  • :: تفوق گفتمانی انقلاب اسلامی بر الگوی توسعه غربی
  • :: خاطراتی کوتاه از استادی بزرگ؛ به یاد مرحوم حجت‌الاسلام احمدی
  • :: درست می‌گویید آقای عراقچی!
  • :: بهره‌وری با نگرش اقتصادی یا فنی و فرهنگی
  • :: یادداشت| تبعات زمان‌ناشناسی طرح یک سؤال
  • :: یادداشت| انقلابی‌گری امام‌خمینی(ره)
  • :: استراتژی تولید با نگاه چابک سازی و بهره وری
  • :: خروج پژو؛ یک تاریخ، دو تکرار و سه درس
  • :: پیوند شعر و حکمت؛ یک یادآوری و چند پرسش
  • :: امیرالمؤمنین چه کسی را حصر کرد؟
  • :: چرا سران عرب روز قدس را نادیده می گیرند؟
  • :: به مقصد بیت المقدّس!
  • :: برجام و آزمون استقلال؛ بررسی گزینه‌های پیش روی اروپا
  • :: روایتی متفاوت از آنچه در دیدار شاعران میگذرد