ف
بررسی آخرین تحولات لیبی با محوریت اخوان المسلمین لیبی

جریان شناسی اخوان المسلمین لیبی

اخوان المسلمین لیبی در قالب «کنگره‌ی ملی» و دولت موقت «عمر حاسی» در تلاش برای حفظ قدرت برآمده از انقلاب هستند. این در حالی است که تشکیل پارلمان ضد اخوان المسلمین در شهر طبرق و انتخاب نخست وزیری همسو با کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر وضعیت بغزنجی را برای ادامه حیات حکومت اخوانی لیبی ایجاد کرده است.

دیدبان: بعد از سقوط دولت قذافی در لیبی، یکی از بازیگران سیاسی که به سرعت اقتدار خود را در صحنه سیاسی این کشور به نمایش گذارد، اخوان المسلمین بود. اخوان لیبی در این برهه از زمان که پس از سال ها توانسته بود به فعالیت آشکار بپردازد، با الگوگیری از همقطاران خود در مصر سعی در تسلط بر «مجلس ملی انتقالی» نمود و با انتخاب «مصطفی عبدالجلیل» از اعضای سابق اخوان المسلمین به عنوان نخست وزیر دولت انتقالی به آرزوی دیرینه خود دست یافت، اما این شرایط چندان تداوم نیافت و همزمان با سقوط حکومت اخوان المسلمین در مصر، عرصه فعالیت برای اخوانی های لیبی نیز تنگ گردید.

سیر تکامل اخوان المسلمین در لیبی

نخستین هسته های اخوان المسلمین لیبی در دوران پادشاهی «ادریس السنوسی» در سال ۱۹۴۹ م توسط ۳ تن از عناصر تحت تعقیب اخوان مصر به نام های «عزالدین ابراهیم - محمود یونس الشریبنی - جلال الدین ابراهیم سعده» که به لیبی پناهنده شده بودند، شکل گرفت. 

از راست به چپ: عزالدین ابراهیم - محمود یونس الشریبنی - جلال الدین ابراهیم سعده

السنوسی چون شخصاً فردی متدین و از پیروان طریقه های صوفیه بود، از حضور آنان در کشورش استقبال کرد، اما این اقدام وی با مخالفت «جمال عبدالناصر» مواجه شد و در واکنش به آن مرز استان رقه در شرق لیبی و غرب مصر توسط دولت جمال عبدالناصر مسدود گردید. با این حال، پادشاه لیبی امکاناتی را نیز جهت انجام امور فرهنگی و تبلیغی در اختیار آنها قرار داد؛ بگونه ای که عزالدین ابراهیم اقدام به برگزاری حلقه های درس شبانه در مساجد بنغازی نمود و جوانان لیبیایی را با اندیشه های «حسن البنا» آشنا نمود. به این ترتیب، پس از اندکی شاگردان وی که با علوم دینی آشنا شده بودند، به اقامه نماز و ایراد خطبه در مساجد سرتاسر این کشور پرداختند.

ادریس السنوسی

بر این اساس، اولین دفتر اخوان المسلمین لیبی در سال ۱۹۵۴ م و با حمایت های شخص پادشاه در این کشور تاسیس شد، اما اندکی نگذشت که با ترور «محیی الدین السنوسی» پسر عموی پادشاه به دست یکی از اعضای اخوان المسلمین، کلیه فعالیت جماعت اخوان المسلمین در لیبی ممنوع اعلام شد. لذا اعضای این جماعت با انتشار کتب و‌ مجلات سیاسی و دینی به فعالیت های زیر زمینی و نامحسوس روی آوردند و تشکیلات اخوان بتدریج رنگ و بوی مخفی به خود گرفت. در اواسط دهه شصت قرن بیستم میلادی اولین تشکیلات پنهان اخوان المسلمین لیبی در بنغازی به ریاست «شیخ فاتح احواص» فعالیت خود را آغاز نمود. همزمان تشکیلات دیگری در شهر طرابلس آغاز به کار نمود. لازم به ذکر است که در این دوره (1952- 1969) اگرچه هیچ یک از اعضای اخوان بازداشت نشدند، اما فعالیت آنها به شدت توسط سازمانهای امنیتی رصد و کنترل می شد.

معمر قذافی در سال 1969 م طی کودتایی ادریس السنوسی را  از حکومت خلع و جماهیریه لیبی را تاسیس نمود. از آنجا که وی دارای تفکرات شبه کمونیستی و سوسیالیستی بود، به سرعت مورد مخالفت اخوانی ها قرار گرفت و قذافی نیز همچون عبدالناصر به مقابله با اخوان المسلمین پرداخت. اگر چه اعضای اخوان المسلمین حتی تا سال 1973م در مقامات عالی رتبه کشوری حضور داشتند، اما از این تاریخ به بعد هر گونه فعالیت اخوان در لیبی به دستور قذافی ممنوع اعلام شد. بطور کلی سیاست قذافی جلوگیری از اختلاط میان دین و سیاست یا به تعبیر خود مسجد و حکومت بود. لذا اخوان لیبی برای دومین بار از فعالیت رسمی محروم شده و عده زیادی از آنها به کشورهای اروپایی و آمریکایی پناهنده شدند. البته، در سال 1980م تعدادی از دانشجویان اخوانی لیبی که در کشورهای دیگر مشغول به تحصیل بودند، به کشور بازگشتند و سعی در راه اندازی مجدد تشکیلات اخوان نمودند.

در این دوره از تاریخ اخوان به دلیل حضور دانشجویان و اساتید دانشگاه در راه اندازی تشکیلات اخوان، اعضای آن را عمدتاً قشر فرهیخته و نخبه لیبی تشکیل می دادند که بطور مخفیانه فعالیت می کردند. اما در سال 1998م با بازداشت 150 تن از رهبران جماعت که عمدتا اساتید دانشگاه های لیبی بودند، ضربه سختی به اخوان المسلمین لیبی وارد شد و در سال 2002م دادگاه لیبی حکم اعدام را برای «عزالدین ابراهیم» ناظرکل اخوان و چند تن دیگر از رهبران جماعت در این کشور صادر کرد. به این ترتیب، شرایط سختی بر جماعت سایه افکند و افراد مجددا مجبور به خروج از کشور شدند. عده ای نیز مجبور شدند از در تعامل با «سیف الاسلام قذافی» وارد شده و ضمن تایید پروژه اصلاحی وی تحت عنوان «لیبیا الغد» (لیبی فردا) به نوعی از گزند حملات قذافی در امان بمانند. بگونه ای که برخی معتقدند که اخوان المسلمین لیبی تا قبل از سقوط قذافی از متحدان حکومت وی محسوب می شدند.

انقلاب 17 فوریه و جهش اخوان المسلمین لیبی

سقوط قذافی نقطه عطف دیگری در سیر تکاملی اخوان المسلمین لیبی بود. در این دوره با توجه به قدرت یابی اخوانی ها در مصر فضای مناسبی جهت حضور پر رنگ تر اخوان المسلمین لیبی در عرصه حکومتی ایجاد شد و تشکیلات اخوان در لیبی با ایجاد دفاتری در شهرهای جربه (تونس)، بنغازی (لیبی) و قاهره (مصر) و استفاده از تجربه طولانی خود در فعالیت اجتماعی موفق شد از طریق «مجلی ملی انتقالی» و بهره برداری از بازوی نظامی خود به نام «الجماعه المقاتله» بر ارکان حکومت انقلابی لیبی سیطره یابد. علاوه بر این، دفتر اجرایی اخوان المسلمین لیبی در ماه مارس 2012م اقدام به تاسیس حزب «عدالت و سازندگی» با 18 شعبه در کلیه استانهای کشور نمود. این حزب که از سوی تجار و ثروتمندان لیبیایی حمایت می شود به ریاست «محمد صوان» از اهالی شهر مصراته اداره می گردد، به دنبال اجرای شریعت اسلامی در کشور است.

بتدریج اخوان لیبی بر نهادهای حکومتی از جمله هیات دولت، بانک مرکزی و دیگر موسسات مالی سیطره پیدا کرد و با تصویب قانون «عزل سیاسی» در 29 سبتامبر 2012م گام مهمی در کنار زدن گروه ها و افراد وابسته به نظام قذافی برداشت. در این راستا، لابی اخوان المسلمین در حکومت با «علی زیدان» نخست وزیر وقت که به جریان لیبرال گرایش داشت و مدافع برکناری محمد مرسی در مصر بود، بارها درگیر شد و به طرق مختلف سیاسی و میدانی دولت زیدان را تا پای استعفا پیش برد و در نهایت موفق به این امر شد.

در شرایط کنونی نیز اخوان المسلمین در قالب «کنگره‌ی ملی» و دولت موقت «عمر حاسی» در تلاش برای حفظ قدرت برآمده از انقلاب هستند. این در حالی است که تشکیل پارلمان ضد اخوان المسلمین در شهر طبرق و انتخاب نخست وزیری همسو با کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر وضعیت بغزنجی را برای ادامه حیات حکومت اخوانی لیبی ایجاد کرده است. نیروهای خلیفه حفتر ضمن دریافت کمک های مالی و لجستیکی از کشورهای غربی و عربی در حال پیشروی به سمت مناطق غربی تحت نفوذ کنگره ملی هستند و بازیگران منطقه ای حامی آنها نیز تمام توان خود را برای حذف اخوان المسلمین در لیبی به میدان آورده اند. بگونه ای که نمی توان آینده خوبی را برای اخوان المسلمین لیبی متصور بود.

رهبران و شخصیت ها

عز الدین ابراهیم

دکتر عزالدین ابراهیم در سال 1928م همزمان با تاسیس جماعت اخوان المسلمین مصر در اسماعیلیه متولد شد و در سنین جوانی به قاهره رفت تا در دانشگاه فؤاد اول (قاهره کنونی) به تحصیل بپردازد. وی سال ها در حوزه تعلیم و تربیت در کشورهای مصر، لیبی، سوریه، قطر، عربستان، انگلستان و آمریکا فعالیت کرده است. ابراهیم در دورانی که اخوانی های مصر تحت تعقیب دولت جمال عبدالناصر بودند، به لیبی گریخت و نخستین هسته های اولیه اخوان المسلمین را در این کشور بنا نهاد. این شخصیت اخوانی بارها توسط حکومت های لیبی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشکیل گروه های زیر زمینی بازداشت شد و در سال 2002م محکوم به اعدام گردید، اما بعدها این حکم به حبس ابد تقلیل یافت. ابراهیم که سالها در کشورهای اروپایی زندگی کرده بود، در اواخر عمر خویش به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نقل مکان کرد و در دوره ای ریاست دانشگاه امارات و مشاور فرهنگی امیر دبی بود. وی در نهایت سال 2010م در لندن دنیا از جهان فرو بست.

سلیمان عبدالقادر

سلیمان عبدالقادر از اعضای جوان و فعال اخوان المسلمین لیبی است که در سال 2004م به عنوان جوانترین ناظرکل اخوان لیبی برگزیده شد. وی در سال 1969م در بنغازی متولد شد، اما خانواده او اصالتاً اهل مصراته هستند. عبدالقادر تحصیلات آکادمیک خود را دانشگاه «النجم الساطع» بنغازی در رشته مهندسی مکانیک آغاز کرد و سپس برای ادامنه تحصیلات عازم شهر زوریخ سوئیس شد و در حال حاضر  استاد گروه توسعه دانشگاه زوریخ است. وی در سال 1982م عضو کمیته های انقلابی قدافی بود، اما پس از حوادث سال 1984م و اعدام جمعی از رهبران اخوان المسلمین تغییر موضع داد و به جنبش «التبلیغ» ملحق شد. در این دوره تحت تاثیر تعالیم مبلغان سوری الاصل همچون عبدالسلام المشیطی و دکتر محمد بوسدره به فعالیت های اسلامی گرایش پیدا کرد و در نهایت در سال 1989م بصورت رسمی در تشکیلات اخوان المسلمین عضویت یافت. در حوادث خونبار 1995م و بازداشت صدها تن از رهبران و اعضای اخوان المسلمین توسط دولت قذافی به سوئیس رفت و در آنجا فعالیت خود را توسعه بخشید تا اینکه در سال 2004م به عنوان ناظرکل اخوان منصوب گردید. در سال 2011م و بعد از سقوط قدافی پس از 16 سال دوری مجددا به لیبی بازگشت و تا کنگره نهم اخوان در تاریخ 20/11/2011م در منصب خود ابقا گردید. 

بشیر عبد السلام الکبتی

بشیر عبد السلام الکبتی، مسئول کل اخوان المسلمین لیبی است که سال 1953م در شهر بنغازی متولد شد. وی دانش آموخته رشته حسابداری از دانشکده اقتصاد و بازرگانی دانشگاه قاریونس در بنغازی است. الکبتی در سال 1982م همزمان با بازداشت سراسری اعضای اخوان المسلمین لیبی برای تحصیل در دانشگاه هاروارد عازم آمریکا شد و طی مدت 33 سال اقامت خود در این کشور مسئولیت هایی متعددی همچون ریاست «مرکز اسلامی کلرمونت» و «انجمن دانشجویان لیبیایی مقیم آمریکا» را بر عهده داشت. در نهایت عبدالسلام الکبتی بعد از سقوط دولت قذافی به لیبی بازگشت و در کنگره نهم اخوان المسلمین با رأی اکثریت به عنوان مسئول کل اخوان المسلمین انتخاب شد.

جمع بندی

اخوان المسلمین لیبی از جمله نخستین شاخه های اخوان مصر است که طی سال های گذشته با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است. دیدبان معتقد است که این شاخه از اخوان المسلمین دارای ماهیتی نخبگانی و فرهیخته است و اکثر اعضای جماعت اخوان المسلمین لیبی دارای تحصیلات عالیه هستند، لذا رویکرد غالب تشکیلات اخوان المسلمین لیبی برای تحقق اهداف خود بیشتر میل به پارلمانتاریسم و الگوهای مسالمت آمیز است. اگرچه، اخوان لیبی در شرایط فعلی که خود را بازنده میدان می پندارد، با توسل به جنگ نیابتی و حمایت از شبه نظامیان درصدد حفظ قدرت خود در دوره آتی است. 

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
درس های پلاسکو علی دارابی؛
درس های پلاسکو
آخرین اخبار
  • :: ریاست‌جمهوری ترامپ و نگرانی‌های اروپا
  • :: ضربه‌ای که «تلگرام» به زخم «پلاسکو» زد
  • :: درس های پلاسکو
  • :: شماره سوم "جبهه مردم" منتشر شد + دانلود
  • :: بحران‌هایی که ترامپ با آن روبه‌رو خواهد شد
  • :: یک سؤال از روحانی: آیا تحریم پابرجا بود؟!
  • :: رسالت رسانه‌های جبهه انقلاب اسلامی
  • :: افزایش بی‌رویه قیمت کالاهای اساسی
  • :: دو هواپیما، یک فرودگاه
  • :: چالش انتخاباتی روحانی در سال 96
  • :: شلیک ترامپ به قلب اروپا
  • :: نشست آستانه و ژئوپلتیک سوریه
  • :: زمین زیر پای اردوغان لغزنده است!
  • :: 8 ماه از رسوایی «فیش‌گیت» گذشت
  • :: آوارگان سوری نمایشی از ددمنشی غرب
  • :: آیا هاشمی مظلوم بود؟
  • :: مهندسی دیپلماسی منهای آمریکا
  • :: مذاکره به جای مبادله
  • :: نعل وارونه با فضاسازی رسانه‌ای !
  • :: شماره پنجم «نقطه رهایی» منتشر شد+دانلود
  • :: رقابت برای دل‌زدگی مردم با خودروهای مدیران
  • :: واقعیت‌های پس از فوت هاشمی
  • :: موصل و نشانه‌های پسا داعش
  • :: تهدیدهای الهی را جدی بگیریم
  • :: دستاوردهای برجام /دولت می‌گوید، مردم نمی‌بینند
  • :: کودکان کار، درد جمعی یا معضل اجتماعی؟
  • :: نقاط قوت بالقوه و ضعف‌های روشن برجام
  • :: بدهکارِ بدحسابِ غیرشفاف
  • :: از قاجار تا اعتدال؛ سلام بر خریداران حرفه‌ای!
  • :: فقط به یک نمونه اشاره کنید!
  • :: چرا جامعه‌ی ما نیاز به وحدت دارد؟
  • :: منشوری که فقط مخاطب داخلی ندارد
  • :: غول از چراغ جادوی برجام بیرون نیامد
  • :: صمیمانه با دوستان هم جبهه‌ ای
  • :: جنگ جهانی ارزی و نقش حامیان داخلی آمریکایی
  • :: مرد ۸۰ شغله حکومت پهلوی
  • :: پدیده پوپولیسم در آمریکا و جهان
  • :: ترامپ برای جنگی نظامی با چین آماده می‌شود؟
  • :: هاشمی زیر گیوتین رسانه‌های غربی
  • :: سه لکه سیاه
  • :: دیوار مهربانی فرو ریخت!
  • :: اصلاح‌طلبان در «پساهاشمی»
  • :: شکست سناریوی منافقان سبز برای مصادره هاشمی
  • :: جایی که نباید ذوق زده شد!
  • :: پرواز اشتغال!
  • :: اردوغان چه سرنوشتی برای ترکیه رقم خواهد زد
  • :: نتیجه تغییر نظام سیاسی در ترکیه چه خواهد بود؟
  • :: ۶ مانع اجرای طرح رجیستری تلفن همراه
  • :: منتقدان غیب نمی گفتند
  • :: پیامدهای انتقال تروریست‌ها به داخل یمن
  • :: نقض برجام آرى یا نه؟
  • :: سخنان منتسب به حجت الاسلام قمی کذب است
  • :: مشکل ما تصویب قانون نیست